eitaa logo
رهرو
463 دنبال‌کننده
270 عکس
97 ویدیو
12 فایل
‌ یا کاشف الکرب! ‌ صاحب نطقیم اما چو قلم لالیم ما. ‌ ‌ ‌ راه ارتباطی : @yegane_315
مشاهده در ایتا
دانلود
گنبد آخوندین ما >>>> گنبد آهنین اونا.
هدایت شده از شِیخ .
نمی‌دانم دقیقا چند نفر بودند . . ؟ به او رسیدند ... با هرچه دستشان آمد بر سر و صورتش زدند . عده ای آن گوشه محتویاتِ کیفش را زیر و رو کردند . وقتی چشمشان به عمامه و کتاب های حوزه‌ی علمیه افتاد با خشم بیشتری به سمتِ او آمدند . . پیراهنش را در آوردند - یکی با لگد به پهلوی او ضربه می‌زد . آن یکی فحش های رکیک می‌داد و او را تهدید میکرد تا به مقدساتش‌ توهین کند . ثانیه ها عبور می‌کردند . تنها و غریب در میانِ جمعی خدا نَشناس و بی غیرت گیر افتاده بود . . رفته رفته جمعیتشان بیشتر می‌شد . یکی فیلم می‌گرفت و دیگری با شدتِ بیشتری پایش را بالا می آورد و محکم بر پهلوی او می‌کوبید ‌. دیگری با مُشت بر سر و صورتش می‌زد . آن یکی با قمه بر بدنش ضربه وارد می‌کرد . دیگری از راه نرسیده تکه سنگِ سنگینِ ساختمانی را بر گونه ی او می‌کوبید . . کار به اینجا ختم نشد . او را گرفتند و کِشان کِشان از پله ها پایین آوردند و کنجِ دیوار پرت کردند . چاقو بر بدنش فرو کردند . وحشیانه تر از قبل بدنِ کم جانش را زدند . دختری در میان جمع با تمسخر داد می‌زند که این به بازویش دعا بسته است .. بزنیدش . و باز ...! بمیرم برای دل مادرِ جوانت . قدیم تر ها که کنج هیئت می‌نشستیم ‌.‌‌.. مداح برایمان روضه‌ی مادر هجده ساله ای را میخواند که برای دفاع از ولایت ، آنطور مظلومانه به شهادت رسید و ما این روزها به چَشم خود دیدیم ... روضه برایمان مجسم شد . بمیرم برای دل مادرت آرمان ... بمیرم برای دل مادرت که جوانش را با شکنجه به شهادت رساندند ‌. و خوشا به حال تو که با افتخار پر کشیدی و میهمانِ حضرت زهرا سلام الله علیها شدی . برای دل های مرده‌ی ما هم دعا کن :) |
رهرو
هوای ِ این روزای ِ من هوای ِ سنگره : )
تا وقتی زمان و شوقش هست ، تا وقتی بهش نیاز داری رسیدن بهش قشنگه و می‌چسبه!
قدیم اگر کسی دوست دختر/پسر داشت تو هفت تا سوراخ قایم میشد تا کسی نفهمه! اگرم خانوادش می‌فهمیدن سرش می‌بریدن مینداختن جلوی سگ. اونوقت الان پسر ۲۱ ساله فامیل نشسته تو جمع خانوادگی و با افتخار از دوست دخترش حرف می‌زنه :)
هدایت شده از پیام ناشناس
📪 پیام جدید بعد واکنش شما چیه به رفتار پسر فامیل
رهرو
واکنشم یه همچین چیزی بود درحالی که تکیه داده بودم به مبل و با یه دستم چادر مثل مادر بزرگا زده بودم گوشه کمرم و با دست دیگه تخمه می‌شکوندم همینطوری زل زده بودم به اون صحنه 😂
کامیون دیگه جواب نمیده! باید هرکدوم سوار یه پهپاد بشیم بریم تو دل اسرائیل.
فهمیده ، کربلا را فهمید! شبیه قاسم....
اسرائیل دقیقاً وایب بچه فامیلی رو بهم میده که بی‌ادبه و لجت درمیاره.