#کوروش
«روز کوروش»
#قسمت_سیزدهم 🎬:
سپیده سحری دمیده بود، دیگر طاقت کوروش کبیر طاق شده بود، دستور داد تا اسبش را زین کنند و به خارج از شهر بروند.
کوروش به سرعت می تاخت و کوچه پس کوچه های شهر را می پیمود به طوریکه ملازمانش از او جاماندند.
بالاخره به گودال رسید، گوادلی که هنوز جمعیت در اطرافش موج میزد و مردم بلند بلند حرف میزدند و گویا خبری شده و غوغایی به پا بود.
کوروش به سرعت خود را به جایگاه سلطنتی رسانید از اسب به زیر آمد، داخل گودال را نگاهی انداخت و در پرتو نورهای طلایی خورشید که تازه از پشت کوه های سر به فلک کشیده بابل سر زده بود، دانیال را دید که به سجده رفته و مشغول راز و نیاز با پروردگار است و حیوانات درندهٔ داخل گودال چنان پشت سر دانیال نشسته بودند و به او زل زده بودند که بیننده خیال می کرد آنها هم همراه دانیال دارند ستایش خدایشان را می کنند.
کوروش نفس راحتی کشید و لبخندی صورتش را پوشانید و دستور داد تا دانیال را بیرون آورند.
در بین بهت و حیرت همگان، دانیال با نوری در چهره صحیح و سالم از گودال بیرون آمد.
کوروش جلو رفت و دانیال را محکم در آغوش کشید و سپس به کاهنان معبد که کاهن اعظم از همه پیشتر بود، اشاره کرد تا جلو بیایند.
کاهن اعظم و در پی آن کاهنان دیگر جلوآمدند، کوروش همانطور که دستش دور شانه های دانیال بود رو به کاهنان گفت: دیدید که خدای دانیال قوی ترین و برحق ترین خداست، او جان پیغمبرش را حفظ کرد، حالا به وعده ای که دادید عمل کنید و اقرار کنید که مردوک بتی سنگی بیش نیست و دانیال و پروردگار یکتا بر حق هستند.
کاهن اعظم خرناسی کشید و گفت: من هرگز چنین اقراری نمی کنم و تا جان در بدن دارم به مردوک خدا خدایان اعتقادی راسخ دارم و کاهنان دیگر، با ندای آری آری درست است حرف کاهن اعظم را تایید کردند.
کوروش که از این همه پستی و ناراستی خونش به جوش امده بود دستور داد تمام کاهنان را همراه خدایشان مردوک به داخل گودال بیاندازند.
کاهنان یکی یکی به داخل گودال می افتادند تا اینکه نوبت به کاهن اعظم رسید و فریاد براورد: تو بی دینی، تو به نفرین خدایان گرفتار میشوی، حیف از ما که روزها وقتمان را گذاردیم تا منشوری گلی و ماندگار برایت نوشتیم تا تقدیم تو پادشاه ناچیز کنیم...
کاهن اعظم در حال سخنرانی بود که با ضربت نیزه سربازی به داخل گودال افتاد،کوروش همانطور که خیره به او بود زیر لب گفت: نه تو را می خواهم و نه خدایت را و نه منشوری را که دست نوشته تو و دیگر کاهنان است و نظر و اعتقاد من در او راه ندارد..
و سپس در یک چشم بهم زدن حیوانات درنده هر کدام به سمت یکی از کاهنان حمله بردند و هر کدام با خوردن کاهنی چاق و پروار دلی از عزا درآوردند و اینچنین بود که بساط بت و بت پرستی در مملکت تحت فرمان کوروش برچیده شد.
کوروش همراه با دانیال به قصر مراجعه کردند و همان روز جارچیان دربار در تمام کوی و برزن اعلام کردند که کوروش یکتاپرست شده و خدای احد و واحد را میپرستد
دانیال از ستم هایی که دیگر پادشاهان بر مردم و علی الخصوص یهودیان روا داشتند گفت و کوروش با شفقتی که مختص بزرگان است دستور داد تا تمام یهودیان اسیر و دربند را آزاد سازند.
فریاد هلهله و شادی در بابل به پا بود، یهودیان این روز را هرگز فراموش نمیکردند و تصمیم گرفتند که نام این روز را«روز کوروش» نهند و از ان در کتاب تلمود سخن ها راندند.
چند روز بعد از اعلام آزادی یهودیان، تعداد بیشماری از انها به جلوی قصر کوروش آمدند و خواستار ملاقات با پادشاه شدند و پادشاه درخواست انان را پذیرفت و می خواست بداند چه خواسته ای دارند.
ادامه دارد
📝به قلم:ط_حسینی
@ranggarang
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺امام صادق (علیه السلام ) فرمودند:
کسى که در یک روز صد بار بگوید
«رَبِ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهلِ بَیتِهِ»
خداوند صد حاجت او را بر مى آورد که سى حاجت آن مربوط به دنیا و هفتاد حاجت آن مربوط به آخرت است ....
.
📙منبع : ثواب الاعمال ، ص ۳۴۱
@ranggarang
✨امام عسکری و توصیه های اخلاقی وآداب معاشرت
پرهیز از دروغگویی:
✍از اخلاق بد اجتماعی که امام حسن عسکری علیه السلام از آن نهی فرموده اند دروغگویی است. ایشان با تشبیهی، نهایت بدی دروغ را چنین بیان می کنند:
«جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِی بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الْکَذِب.»
«کارهاى زشت را در خانه اى قرار داده اند و کلیدش دروغگوئى است
📚بحار الأنوار، ج۷۵، ص ۳۷۹.
تحف العقول عن آل الرسول
@ranggarang
🍂#امام_حسین علیه السلام
🔹من نَفَّسَ کُربَةَ مُومِنً فَرَّجَ اللهُ تَعالی عَنهُ کُرَبَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ
🔸هر که غم و نگرانی مؤمنی را بزداید، خداوند در دنیا و آخرت گره غم از دل او بگشاید...
📗بحارالأنوار: ج 75، ص 127 - مستدرک الوسائل، ج12، ص209
@ranggarang
🔹من نمیدونم چرا زنها فکر میکنند همه مردها بی احساسن ، اصلا اینطور نیست ، مردها خیلی هم با احساسن
.
احساس خستگی 😃
😄 احساس گشنگی
احساس تشنگی 😃
😃 احساس رییس بودن!
والا اين همه احساس
خانما پر توقع نباشن لطفاً
#خندیدنی
@ranggarang
ﮐﻠﻪ ﻣﻠﻖ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﻓﻨﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﻫﻪ ﺷﺼﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﻬﻤﺎﻧﺎﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ منجر به ﮐﺘﮏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺷﺪ!!! 😐😂😂😂😂
#خندیدنی
@ranggarang