eitaa logo
رنگارنگ 🌸
1.7هزار دنبال‌کننده
18.2هزار عکس
15.1هزار ویدیو
67 فایل
کانال متفاوت و مورد سلیقه همه قشرها مختلف.. داستان های کوتاه و بلند.. از حضرت ادم تا خاتم الانبیا.. حدیث و پیامهای آموزنده و کلیپ های کوتاه و بلند.. کپی برداری آزاد..
مشاهده در ایتا
دانلود
🎬: زینب که انگار هنوز داغ علی اصغر را باور نکرده بود گفت: ام البنین! علی اکبر را کشتند، تمام جوانان بنی هاشم یکی یکی رفتند و پر پر شدند، عباس هم رفت، کودکان تا متوجه شهادت عمو عباس شدند، ناله شان بلند شد، انگار آنها هم می دانستند که عباس برای حسین، یک برادر و سرباز و علمدار نبود، عباس به تنهایی خودش یک لشکر بود. عباس رفت و حسینِ تنها، پیش روی سپاه کفر ایستاد و فریاد زد« هل من ناصر ینصرنی؟!» آیا کسی نیست مرا یاری کند ؟! در این هنگام ناله ی علی اصغر هم بلند شد و شروع به دست و پا زدن و بی تابی نمود گویا می خواست بگوید، تا من هستم تو تنها نیستی...گویا می خواست ثابت کند که او هم دست کمی از علی اکبر ندارد و شاید مقدر خداوند بود که علی اصغر هم به میدان برود و این طفل شیرخواره سندی بر مظلومیت حسین باشد و تا قیام قیامت باقی بماند، آری علی اصغر بی قراری می کرد، حسین صدای طفلش را شنید و به خیمگاه آمد، رباب طفل تشنه لبش را به حسین سپرد و حسین علی را در پارچه ای سبز پیچید و عمامه ی رسول الله را بر سر نهاد تا به مردم گوشزد کند که به مصاف نواده ی پیامبر آمدند و به این طفل معصوم آب رسانند. وقتی حسین با این هیبت به میدان رفت، فریادی از جمع بلند شد که حسین اینقدر تنها شده که دست به دامان قرآن زده و در لباس پیامبر، قرآن به میدان آورده، در این هنگام علی اصغر روی دستان حسین بالا رفت و سپاه دشمن تازه فهمید که حسین کوچکترین فرزندش را برای طلب جرعه ای آب آورده و ناگهان تیر سه شعبه ی حرمله بر گلوی نازک علی اصغر نشست... زینب به اینجای حرفش که رسید ناله اش بلند شد و ام البنین که انتظار اینهمه قساوت از مردمی که ادعای مسلمانی می کردند را نداشت شروع کرد بر سر و سینه زدن و گفت: به خدا که اینها نوادگان سقیفه اند و کینه ی بدر و احد و حنین از علی داشتند و کینه ی پدر را از فرزند ستاندند، اگر آن روز که نامردمانی به خانه ی زهرای مرضیه حمله کردند و طفل شش ماهه ی زهرا را نمی کشتند، کی جرأت می کردند که علی اصغر شیر خواره را در کربلا بکشند. ام البنین آنقدر گریست که بیهوش بر زمین افتاد، از صدای ناله ی این دو زن، زنان داغدیده ی دیگر به خیمه ی زینب آمدند و مجلس عزای حسین برپا کرده بودند که صدایی از بیرون به گوش رسید.. @ranggarang
382.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌟 در سکوتِ شب 🌟 نقش رویاهایت را به تصویر بکش. 🌟 ایمان‌داشته باش 🌟 به خدایی که نا امید نمی کند 🌟 و رحتمش بی پایان است... 🌟 به امید فردایی شاد و زیبا 🌟 شبتون پر از عطر خدا @ranggarang
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آقای هادی امینی پسر علامه امینی (ره) می‌گوید: وقتی پدرم از دنیا رفتند، بسیار دوست داشتم خواب‌شان را ببینم، اما نمی‌دیدم. پس از چهار سال پدرم را در عالم رؤیا زیارت کردم. دیدم پدرم در برزخ بسیار نورانی هستند و جایگاه بسیار خوبی دارند. البته تعجب نکردم و گفتم: «پدر جان! جای شما همین جاست. این حتما اجر نگارش کتاب الغدیر است.» گفتند: «نه.» گفتم: «به‌خاطر کتابخانهٔ امیرالمؤمنین علیه السلام است که راه انداختید؟» گفتند: «نه.» چند مورد از کارهای مهم پدرم را گفتم و ایشان فرمودند: «خیر. این جایگاه برای آن‌ها نیست.» گفتم: «پس این مقامات برای چیست؟» فرمودند: «برای زیارت آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام است.» چون حکومت عراق آن زمان راه را بسته بود، آقا هادی می‌گوید عرض کردم: «الان که راه بسته است. چگونه به زیارت برویم؟» علامه فرمودند: «هر كجا كه ذكر اباعبدالله الحسین گفته شود، همان‌جا کربلای اباعبدالله است.» 📚 از کتاب «عاشورائیان منتظر در آوردگاه فتنه» ص ۱۷ @ranggarang
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔬هنر بیمارستان سازی زکریای رازی در قرن چهارم! 🤔 اگر بهتون بگن بیمارستان در ایران چه زمانی و توسط چه کسایی ساخته شد میخواید چه جوابی بدید؟ چه قرنی؟ چطوری؟ @ranggarang
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹مسئولین در دولت امام زمان چگونه‌اند؟! 🎙حجت الاسلام والمسلمین @ranggarang