eitaa logo
رنگارنگ 🌸
1.7هزار دنبال‌کننده
18.2هزار عکس
15.1هزار ویدیو
67 فایل
کانال متفاوت و مورد سلیقه همه قشرها مختلف.. داستان های کوتاه و بلند.. از حضرت ادم تا خاتم الانبیا.. حدیث و پیامهای آموزنده و کلیپ های کوتاه و بلند.. کپی برداری آزاد..
مشاهده در ایتا
دانلود
33.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تلویزیون چین دیروز تمام جزئیات تخریب سرزمین اسرائیل را با به نمایش گذاشتن ضربات ایران و آسیب شدید تل آویوبه نمایش گذاشت تصاویری که در هیج کانال خبری عرضه و پخش نشد. @ranggarang
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 تغییر سال خمسی 💠 سؤال: در صورتی که پس از پایان سال خمسی، اولین درآمد سال جدید با فاصله زمانی واقع شود آیا می توان مبدأ سال خمسی جدید را، تاریخ حصول اولین درآمد قرار داد؟ ✅ جواب: مانعی ندارد. خمس @ranggarang
+گاهی‌ یه‌ پزشک‌ از اعماق‌ بلاد کفر ؛ میتونه‌ از به‌ ظاهر مسلمونا عاقل تر باشه نوشته: جهان‌ اسلام‌ چاره‌ای جز اتحاد‌ تحت‌ رهبریِ علی‌ خامنه‌ای‌ ندارد . عرب‌ها فریب‌ خورده‌اند! @ranggarang
39.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبتهای سرهنگ دوم پاسدار شهید مهدی شیروانی ، ساعاتی قبل از شهادت در کنار لانچر پرتاب موشک @ranggarang
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💌 شهیدانه ای از سردار حاجی زاده 👈 تقوا یعنی همین، یعنی "باریک بینی و ظرافت در عمل" اگر به ظرافت در عمل نرسیم؛ بی مهابا و بی دقت، عمل کنیم و حرف بزنیم یعنی "بی تقواییم"😔 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مراقب رفتار و گفتارمان باشیم! @ranggarang
⚪️يك راننده خوش ذوق پشت وسيله‌اش نوشته: بوق نزنيد بیش از ٥٠ كشور اسلامى در خواب هستند!! @ranggarang
‏🔴 فوری ارتش قطر در اقدامی تلافی‌جویانه، زنگ درب سفارت اسرائیل را زد و گریخت.😂😂 @ranggarang
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان داستانی رابطه💖 قسمت هفتم هنوز داخل آشپزخونه نرسیده بودم که محسن در رو باز کرد... مسیرم رو عوض کردم و رفتم سمتش... سلام و حال و احوالی.... بعد از کمی استراحت محسن رفت پای لپ تاپ و مشغول کارهای عقب موندش شد. رفتم کنارش نشستم کمی مِن مِن کردم و مثل همه ی مادرهای نگران به محسن گفتم: محسن... از زیر عینکش نگاهم کرد و گفت: جان... گفتم: ممکنه با این همه تلاشی که ما داریم برای همین یه دونه پسرمون که خدا لطف کرد و بهمون داد می کنيم از امکانات تا ابراز محبت، اهمیت دادن به نیازهاش یعنی ممکنه احسان هم دچار اشتباه بشه! آخه... آخه نوجوون و نوجوانی اوج شور... با این وضعیت کرونا که شرایط بیرون رفتن برای بچه ها راحت نیست! انیس و مونسشون شده فضای مجازی! نمیدونی محسن چقدر توی این هفت و هشت ماه اخیر نوع مراجعه کنندهام عوض شده... همش حرف از رابطه... رابطه هایی که مشکل روحی... مشکل جسمی... نتیجشه! حتی... حتی...خانواده های خوب که متاسفانه درگیر شدن... نگرانم... عینکش رو کمی جابه جا کرد و متعجب نگاهش رو به چشمام دوخت وگفت: اولا که به قول خودت موقعیت افراد رو نباید تعمیم داد به موقعیت خودت! یعنی چون بچه ی فلانی درگیر شده پس ما هم در گیر میشیم! اما خوب باید تجربه گرفت و جوانب احتیاط رو بیشتر کرد! و نکته ی مهمی که نباید فراموش کنی رایحه اینکه خدا خودش گفته هر انسانی باید امتحان بشه! شاید تلاش ما و داشتن امکانات و ابراز محبت کمک کننده باشه اما تعیین کننده نیست که به خطا نره یا درست انتخاب کنه! فقط اینکه خدا کنه تونسته باشیم درست انتخاب کردن رو به احسان یاد بدیم چه در فضای مجازی چه در فضای حقیقی! هر آدمی یه روز باید روی پای خودش وایسته و بین دو راهی تصمیم بگیره ما هیچ وقت نمی تونیم به جای کسی تصمیم بگیرم حتی اگه اون فرد پسرمون احسان باشه! بعد لبخندی زد و گفت: البته شما به عنوان یه مادر می تونی راهنماییش کنی و مسیر درست رو نشونش بدی و این در حکم تصمیم سازیه تا افراد درست تصمیم گیری کنند، پس میشه کمک هایی کرد و مسیر درست رو نشون داد با این همه حالم اون باز تنها خودشه که باید جهت حرکتش رو انتخاب کنه! چشمهام رو ریز کردم و گفتم: آره درست میگی هر کسی باید امتحان بشه تا ببینه چند مرده حلاجه! بعد با خنده گفتم البته اینکه گفتی آقاااا کار یه مشاوره که با تصمیم سازی، زمینه ی تصمیم گیری درست رو برای مخاطبش ایجاد کنه جهت اطلاع عرض کردم... لبخندی زد و گفت: خانم، قربون خدا برم مادر رو با چندین بُعد کارایی خلق کرده یکشم مشاوره است خدااااایش با این همه هنر بهشت خاک زیر پاتونه هااااا... بعد هم با حالت خاصی دستش رو گذاشت روی سینه اش و گفت: البته شخصا به ساحت مقدس شما جسارت نکردم خانم دکترررر... لحنم عوض شد دستش رو گرفتم و گفتم: محسن میشه باهاش صمیمی تر باشی آخه هر کارم کنیم رابطه ی پسر و پدر اگه درست شکل بگیره خیلی موثرتره... میدونی که چی میگم... دستش رو گذاشت روی چشماش و گفت: چشم اگه این کارا بذاره و به لپ تاپ اشاره کرد... گفتم: نه دیگه نشد! بر اساس دین هم بخوایم حساب کنیم مسئولیت تربیت بچه ها با پدر! گفت: یا خداااا !!! تا شنیدیم با مادر بوده از کی تا حالا تغییر کاربری داده خانم مشاور! گفتم: از وقتی که قبل از اینکه یه مشاور باشم یه مسلمونم که اصل ها رو بر اساس اصل دین میگم نه شنیده ها! دستهاش رو برد بالا و گفت: انا تسلیم... بعد با چشمکی معنی دار و لبخند ریزی گفت: چیزی هم راجع به جهاد زن بر اساس دین خوندی یا نه! فقط برای پدرهای بیچاره، پرکار نسخه می پیچی! محکم زدم به شونش و گفتم: ای بددددجنس! دوباره تن صدام تغییر کرد و گفتم: محسن بهم قول میدی بیشتر حواست بهش باشه! اینار اون زد به شونم و گفت: خانم دکتر نسخه ی حکم قبلی رو نپیچیدیاااا! بعد لحنش عوض شد و قاطع گفت: جدای از شوخی، من واقعا تلاشم رو میکنم رایحه! بقیه اش رو هم می سپارم به خدا... دلم کمی قرص شد و گفتم: ممنونم بابت همه چی... بیشتر از این مزاحمت نباشم به کارت برس... رفتم سری به احسان بزنم که داخل اتاقش مشغول بود اما با صحنه ای که دیدم خشکم زد! صفحه ی گوشیش روشن بود این وقت شب! بهت زده گفتم: احسان داری چکار میکنی! گفت: چت... با کنترل احساس گفتم با کی پسرم: ؟؟! در کمال ناباوریم گفت:.... نویسنده: سیده زهرا بهادر @ranggarang