17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لطفاً
با حوصله گوش کنید و سیو نمایید نیاز خواهید داشت بارها بهش رجوع کنید و برای عزیزانتون ارسال نمایید👏
@ranggarang
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدای مغازه دارهای مرد به خاطر وضعیت ولنگاری و بی حجابی دراومده
@ranggarang
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا امام رضاع ❤️
یا امام رضا ع💕
چهارشنبه های امام رضایی
@ranggarang
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☑️پیشگویی آیت الله قاضی درباره سرانجام انقلاب اسلامی و اتصال به قیام امام زمان عج...
@ranggarang
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 وزارت اطلاعات اعلام کرده است که ساعت ۲۰:٠٠ چهارشنبه دوم مهرماه، از سوپرایز ویژه ای رونمایی میکند
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@ranggarang
@Barrane_eshghشبانگاهان_۲۰۲۳_۰۳_۲۴_۲۰_۰۶_۳۰_۱۶۷.mp3
زمان:
حجم:
6.3M
#مختاباد
شبانگاهان...
@ranggarang
#داستان_واقعی
#روایت_انسان
#قسمت_چهارصد_نود_هفت🎬:
هارون همچون فرشته ای راحت خوابیده بود، دیگر از آنهمه رنجی که بنی اسراییل به پایش می ریخت آزاد شده بود، او چشم از این دنیا فرو بست و گویا هنوز دلنگران موسی بود، چرا که این قوم لجوج گرچه بعد از فرورفتن در تیه پشیمان شده بودند و توبه کرده بودند، اما هنوز با رفتارشان موسی را آزار می دادند.
موسی پیکر مطهر برادر را غسل داد وکفن نمود و به دل سرد خاک به امانت سپرد و حالا موسی تنهاتر از همیشه در مقابل انبوه بهانه های بنی اسرائیل بود.
مردم از تیه و بیابانی یکنواخت خسته شده بودند و در خواست ساکن شدن در یکجا و خوردن غذاهای متنوع به غیر از مَن و سلوی را داشتند.
موسی در مقابل این سخنان، آهی کشید و گفت: ای مردم، شما دچار تنبیه خدا شده اید و باید سالیانی سرگردان باشید، اگر بخواهید به شهری برگردید و مانند قبل زندگی کنید، اختیار با خودتان است اما بدانید که ساکن شدن در یکجا و ساختن خانه و استفاده از عدس و نخود و گندم و سبزیجات و... همانا هبوط شما و برگشت به عقب است، اگر چنین کنید نعمت هایی مثل مَن و سلوی و غمام از شما گرفته می شود چون این نعمات، غذاهای بهشتی ست که برای صعود به شما داده شده ودر صورت هبوط و نزول، آنها از شما گرفته می شوند.
موسی هر چند وقت یکبار عهد قبل را از بنی اسرائیل می گرفت و انها که کمی متنبه شده بودند عهد می بستند تا راه خدا را بروند و محمد و آل و اصحابش را گرامی دارند و زمینه را برای ظهور آنان فراهم سازند، اما خداوند اراده کرده بود تا آنها برای مدت مشخصی در تیه باشند و این نسل لجوج برود و نسلی مومن پا بگیرد.
سالها در سرگردانی می گذشت، روزی موسی کنار تپه ای در نزدیکی خیمه گاه میعاد نشسته بود که جوانی زیبا که جامه ای سفید و درخشان برتن داشت را دید که به او نزدیک می شود.
جوان پیش آمد و متواضعانه سلام کرد، موسی لبخندی زد و گفت: سلام خدا بر تو باد، توکیستی و اینجا چه میکنی؟! فکر می کنم از بنی اسرائیل نیستی!
جوان که لبخندی ملیح بر چهره داشت سری تکان داد و گفت: آری درست حدس زدید ای نبی خدا! من ملک الموت هستم و از جانب خداوند مأموریت دارم که اینک جان تو را بستانم و تو را از درد و رنج تنهایی و سرگردانی در تیه نجات بخشم.
موسی از جا برخواست وگفت:ای فرشته ی خدا! از کدام قسمت بدنم می خواهی جان مرا بستانی؟!
ملک الموت نگاهی مهربان به او انداخت و گفت:از دهان مبارکت...
موسی نفس کوتاهی کشید وگفت: چگونه جان مرا از دهانم می گیری در حالیکه من با این دهان ذکر خدا را گفته ام؟!
ملک الموت سری تکان داد وگفت: پس از دستانت جانت را می گیرم
موسی دستانش را جلو برد و گفت: چگونه از دستانم جانم را می گیری در حالیکه من با این دست ها الواح تورات را گرفتم و آن را به بنی اسراییل عرضه داشتم
ملک الموت گفت: پس از چشم هایت جانت را می ستانم.
موسی دست به روی چشمش نهاد وگفت:چشمانی که مدام نعمات خداوند را میدید و بزرگی اورا یاد می کرد و مدام در پی خداوند بود چگونه میتواند جانم مرا از این نقطه ستانی؟
ملک الموت قدمی پیش نهاد وگفت:از گوش هایت،جانت را می گیرم
موسی سری تکان داد و گفت: چگونه از گوش هایی که کلام خداوند را با آن شنیدم می خواهی جانم را بستانی؟
ملک الموت اشاره ای به پاهای موسی کرد و گفت: از پاهایت جانت را میستانم.
موسی دستی به پاهایش کشید وگفت: من با این پاها خود را به کوه طور رساندم و به دیدار خداوند رفتم آیا سزاوار است که جانم را از پاهایم بستانی؟!
در این هنگام به ملک الموت وحی شد : ای فرشته ی مرگ! دست نگه دار و بگذار موسی خودش از تو بخواهد که جانش را بستانی، گویا کاری نکرده دارد که می خواهد به انجام برساند.
ملک الموت چشمی گفت و از نظر ناپدید شد، موسی که متوجه شد ساعات اخر عمر مبارکش است به سمت خیمه ی میعاد رفت و...
ادامه دارد...
#طاهره_سادات_حسینی
@ranggarang