955.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدا لعنت کند جماعتی را که خسارت محض برجام و ضمیمه آن، مکانیسم ماشه را به این ملت تحمیل کردند.
@ranggarang
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای شهیدی که دوبار عاشق شد..💕
جنگ با جوانهای عاشق چه کرد؟ 💔
#هفته_دفاع_مقدس
@ranggarang
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای درک دیگران باید تو همون آبی شنا کنی که اونها رو غرق کرده...
عصر زیباتون شادوعالی
#عصرتون_بخیر_
@ranggarang
🔴تفاوت بین افراد زشت و زیبا
✳️در محضر حجت الاسلام قرائتی:
🔰انسان فطرتاً زیبا طلب است. این جزء فطرت انسان است و شیطان هم از همین فطرت استفاده میکند.
🔆گاهی ممکن است یک کسی زیباتر باشد، دختری خوشگل است زودتر خواستگار برایش میآید.
💠دختر زشت یا غیر خوشگل میگوید: چطور شد ما را خدا خوشگل نیافرید؟ او برایش خواستگار میآید و برای ما نمیآید.
این در عقیدهاش گیر میکند.
🌹 حضرت امیر میگوید: دختر خانم اگر میبینی یک نمره دو نمره شکلت کمتر است، ببین خدا به تو در عوض چه کمالی داده است؟
ممکن است خوشگله 62 سال عمر کند و تو 95 سال!
🌺در نهجالبلاغه میفرماید: هرکس زشتتر است زشتی را با زیبایی که خدا به او داده مخلوط کند زشتیاش برطرف میشود.
💥مثلا قدش بلند است، به به چه قد بلندی! در عوض همتش کوتاه است،
بیان نرمی دارد،در عوض قلبش سنگ است.چهره ی زیبایی دارد،در عوض بداخلاق است و..
⚡️اینطور نیست که اگر کسی یک نمره شکلش بد است فکر کند بدبخت است.
🌺ممکن است هوشش، استعدادش، طبع شعرش، خطش، عمرش، و...بهتر از خوشگله باشد.
🌸حضرت علی علیه السلام در نهجالبلاغه میفرماید: خدا هرجا یک چیزی کم گذاشت در عوض یک چیز دیگر یک جایی جبران میکند...
@ranggarang
🔴 آروم غذا خوردن و اثرات اون روی زندگی!
🍀یکی از رفقای معلم میگفت: میخواستم به بچهها بگویم که موقع نماز حضور قلب داشته باشید، میدیدم وقتی خودم حضور قلب ندارم، چگونه به بچهها بگویم؟ لذا نمیگفتم.
✍من خدمت یکی از اساتید میرسیدم. در حاشیه یکی از جلسات، خصوصی رفتم خدمت ایشان و گفتم: آقا من حضور قلب در نماز ندارم، به نظر شما چهکار کنم؟
✅ایشان یک تأملی کرد و گفت: شما چطوری غذا میخوری؟ گفتم: آقا چون من خیلی کارم زیاد است، تندتند سر سفره چیزی میخورم و بلند میشوم.
💮ایشان گفت: شما برای یک اربعین(چهل روز)، بنا را بگذار که سر سفره آرام غذا بخوری! گفتم: چطوری با آرامش غذا بخورم؟ گفت: مثلاً هر لقمهای را سعی کن سی بار بجوی!
🔶میگفت: تعجب کردم که آخر چه رابطهای وجود دارد بین حضور قلب در نماز و اینکه انسان هر لقمه را سی بار بجود! ولی به حساب احترامی که به ایشان داشتم، گفتم چشم.
💥به یک اربعینی که ایشان دستور داده بود عمل کردم. کمکم دیگر ملکهام شد و سر سفره با آرامش غذا میخوردم.
✍بعد از چند ماه،خدمت ایشان رسیدم موقع خداحافظی گفتند: حضور قلبت در نماز چطور است؟
تأمل کردم و دیدم حضور قلب بیشتری در نماز دارم! گفتم که آقا! خیلی خوب شده. گفت: آنچه بهت گفتم را ادامه بده!
🌾ببینید! یک آرامش در کنار سفره، بهخصوص هنگام گرسنگی، چقدر آثار دارد!
در امور عبادی، در رفتار اجتماعی، حتی در رابطه با همسر. این را ما دست کم نگیریم....!
@ranggarang
🔴تو برای خدا باش خدا و همه ملائکه اش برای تو خواهند بود!
☘آیت الله شیخ محمدتقی بهلول میفرمودند:
💠ما با کاروان و کجاوه به«گناباد» میرفتیم.وقت نماز شد.
مادرم کارواندار را صدا کرد و گفت:
کاروان را نگهدار میخواهم اول وقت نماز بخوانم.
🌾کاروان دار گفت:
بیبی!دوساعت دیگر به فلان روستا میرسیم.آنجا نگه میدارم تا نماز بخوانیم.
مادرم گفت:نه!
میخواهم اول وقت نماز بخوانم.
💥کارواندار گفت:
نه مادر.الان نگه نمیدارم.مادرم گفت:نگهدار.
💥کاروان دار گفت:
اگر پیاده شوید، شما را میگذارم و میروم.
مادرم گفت:بگذار و برو.
✨من و مادرم پیاده شدیم.کاروان حرکت کرد.وقتی کاروان دور شد وحشتی به دل من نشست که چه خواهد شد؟
🌘من هستم ومادرم.دیگر کاروانی نیست. شب دارد فرا میرسد وممکن است حیوانات حمله کنند.
💫ولی مادرم با خیال راحت با کوزهی آبی که داشت،وضو گرفت و نگاهی به آسمان کرد،رو به قبله ایستاد و نمازش را خواند.
🍂لحظه به لحظه رُعب و وحشت در دل منِ شش هفت ساله زیادتر میشد.
در همین فکر بودم که صدای سُم اسبی را شنیدم.
دیدم یک دُرشکه خیلی مجلل پشت سرمان میآید.
🍀کنار جاده ایستاد و گفت:بیبی کجا میروی؟
مادرم گفت:گناباد.
او گفت:
ما هم به گناباد میرویم.بیا سوار شو.
🔮یک نفس راحتی کشیدم.گفتم خدایا شکر.
مادرم نگاهی کرد و دید یک نفر در قسمت مسافر درشکه نشسته و تکیه داده.
به سورچی گفت:
من پهلوی مرد نامحرم نمی نشینم.
📔سورچی گفت:
خانم! فرماندار گناباد است.
بیا بالا. ماندن شما اینجا خطر دارد. کسی نیست شما را ببرد.
🔅مادرم گفت:
من پهلوی مرد نامحرم نمینشینم!
💠در دلم میگفتم مادر بلند شو برویم.
خدا برایمان درشکه فرستاده است...
🔅ولی مادرم راحت رو به قبله نشسته بود و تسبیح میگفت!
آقای فرماندار رفت کنار سورچی نشست. گفت مادر بیا بالا.اینجا دیگر کسی ننشسته است.
🌾مادرم کنار درشکه نشست و من هم کنار او نشستم و رفتیم.
دربین راه از کاروان سبقت گرفتیم و زودتر به گناباد رسیدیم...
❤️اگر انسان بندهٔخدا شد و در همه حال خشنودی خدا را در نظر گرفت،بيمه مىشود و خداوند تمام امور اورا كفايت و كفالت مىكند.
🌼«أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ» زمر/۳۶ آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟
@ranggarang