.
داستانک پند آموز
👇👇
🔸سرایدار مدرسه ای تعریف می کرد:
کمردرد داشتم و نمیتوانستم کار مدرسه را خوب انجام دهم. مدیر مدرسه به من گفت: اگر اوضاعت همیشه این باشد، باید بروی بیرون.
🔸اگر مرا بیرون میکردند، خیلی اوضاع زندگیام بدتر میشد. آن شب همهاش در این فکر بودم که اگر مرا بیرون بیندازند، چه خاکی توی سرم کنم؟
فردا صبح که رفتم مدرسه، دیدم حیاط و کلاسها عین دسته گل شده و منبع آب هم پر است. از عیالم که برنمیآمد؛ چون توان این همه کار را نداشت. نفهمیدم کار کی بوده. فردا هم این قضیه تکرار شد.
🔸شب بعد نخوابیدم تا از قضیه سر در بیاورم. صبح، یک پسر بچه از دیوار پرید پایین و یکراست رفت سراغ جارو و خاکانداز. شناختمش. از بچههای مدرسهی خودمان بود. مرا که دید، ایستاد. سرش را پایین انداخت. با بغضی که در گلویم نشسته بود، گفتم: «پسرم! کی هستی؟» گفت: «عباس بابایی.»🌹 گفتم: «چرا این کارها را میکنی؟» گفت: «من به شما کمک میکنم تا خدا هم به من کمک کند.»
📚کتاب «ظرافتهای اخلاقی شهدا»
#شهید_عباس_بابایی
@ranggarang
7.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 خوشا آنانکه
چو ابراهـیم ؛
اسماعیل خود را
فدای امرِ الله کردند ...
🔹 بوسه های مرحوم حاج اسماعیل بابایی «پدر شهید عباس بابایی» بر پای پسرش...
◇ امروز سالروز شهادت #شهید_عباس_بابایی است؛
کسی که بیش از ۳۰۰۰ ساعت پرواز و ۶۰ عملیات جنگی موفق داشت و بنیانگذار سوختگیری هوایی با هواپیمای اف۱۴ بود.
روحش شاد و یادش پر رهرو
#وداعپدرشهید
#ابراهیمواسماعیلهایزمان
#شهیدعیدقربان
@ranggarang
18.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 تنها ویدیوی موجود از امیر رشید اسلام، سرلشگر خلبان، شهید عباس بابایی
به همراه قسمتی از مراسم تشییع ایشان که با حضور مقام معظم رهبری و مرحوم هاشمی رفسنجانی(به عنوان نماینده امام) و ده ها هزار نفر از مردم برگزار شد
🔹#سرلشکر_شهید_عباس_بابایی در آخرین لحظات و در فرودگاه، از رفتن به حج صرف نظر کرد. وقتی با اصرار اطرافیان مواجه شد، گفت:
◇« مکه من این مرز بوم است.
مکه من آب های گرم خلیج فارس و کشتی هایی است که باید سالم از آن عبور کنند.
تا امنیت برقرار نباشد، من مشکل میتوانم خودم را راضی کنم.»
◇خانواده را فرستاد اما خودش نرفت. در تماس تلفنی که همسرش از مکه با او داشت گفت: «انشاء الله خودم را تا عید قربان به شما میرسانم.»
◇در پانزدهم مردادماه ۱۳۶۶ روز عید قربان «لبیک اللهم لبیک»، حاجی خود را به مسلخ عشق رساند.هواپیما مورد اصابت گلولههای تیربار ضد هوایی قرار گرفته و گلوله حنجره شهید بابائی را پاره کرد و وی در روز عید قربان، در سن ۳۷ سالگی ذبیحالله شد.
◇اسماعیل نیروی هوایی ؛
خلبانی که در روز عید قربان
دنیا را برای خدایی شدن ذبح کرد
#شهید_عباس_بابایی
#پروازی_بر_فراز_آسمان
#شوق_پرواز
@ranggarang
17.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽#کلیپ_من_غریبم
🎶 نوحه قدیمی و بسیار قشنگ و سنگین با صدای دلنشین عقاب تیز پرواز ارتش جمهوری اسلامی ایران سرتیپ خلبان
🎙#شهید_عباس_بابایی🥀
▪️اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ🕯🥀
#محرم
#ماه_خون
#یادشهداکمترازشهادتنیست
@ranggarang
.
داستانک پند آموز
👇👇
🔸سرایدار مدرسه ای تعریف می کرد:
کمردرد داشتم و نمیتوانستم کار مدرسه را خوب انجام دهم. مدیر مدرسه به من گفت: اگر اوضاعت همیشه این باشد، باید بروی بیرون.
🔸اگر مرا بیرون میکردند، خیلی اوضاع زندگیام بدتر میشد. آن شب همهاش در این فکر بودم که اگر مرا بیرون بیندازند، چه خاکی توی سرم کنم؟
فردا صبح که رفتم مدرسه، دیدم حیاط و کلاسها عین دسته گل شده و منبع آب هم پر است. از عیالم که برنمیآمد؛ چون توان این همه کار را نداشت. نفهمیدم کار کی بوده. فردا هم این قضیه تکرار شد.
🔸شب بعد نخوابیدم تا از قضیه سر در بیاورم. صبح، یک پسر بچه از دیوار پرید پایین و یکراست رفت سراغ جارو و خاکانداز. شناختمش. از بچههای مدرسهی خودمان بود. مرا که دید، ایستاد. سرش را پایین انداخت. با بغضی که در گلویم نشسته بود، گفتم: «پسرم! کی هستی؟» گفت: «عباس بابایی.»🌹 گفتم: «چرا این کارها را میکنی؟» گفت: «من به شما کمک میکنم تا خدا هم به من کمک کند.»
📚کتاب «ظرافتهای اخلاقی شهدا»
#شهید_عباس_بابایی
@ranggarang
.
داستانک پند آموز
👇👇
🔸سرایدار مدرسه ای تعریف می کرد:
کمردرد داشتم و نمیتوانستم کار مدرسه را خوب انجام دهم. مدیر مدرسه به من گفت: اگر اوضاعت همیشه این باشد، باید بروی بیرون.
🔸اگر مرا بیرون میکردند، خیلی اوضاع زندگیام بدتر میشد. آن شب همهاش در این فکر بودم که اگر مرا بیرون بیندازند، چه خاکی توی سرم کنم؟
فردا صبح که رفتم مدرسه، دیدم حیاط و کلاسها عین دسته گل شده و منبع آب هم پر است. از عیالم که برنمیآمد؛ چون توان این همه کار را نداشت. نفهمیدم کار کی بوده. فردا هم این قضیه تکرار شد.
🔸شب بعد نخوابیدم تا از قضیه سر در بیاورم. صبح، یک پسر بچه از دیوار پرید پایین و یکراست رفت سراغ جارو و خاکانداز. شناختمش. از بچههای مدرسهی خودمان بود. مرا که دید، ایستاد. سرش را پایین انداخت. با بغضی که در گلویم نشسته بود، گفتم: «پسرم! کی هستی؟» گفت: «عباس بابایی.»🌹 گفتم: «چرا این کارها را میکنی؟» گفت: «من به شما کمک میکنم تا خدا هم به من کمک کند.»
📚کتاب «ظرافتهای اخلاقی شهدا»
#شهید_عباس_بابایی
@ranggarang
🦋 سالروز_شهادت
🌹سرلشکر خلبان #شهید_عباس_بابایی 🌹
🔹تاریخ ولادت: ۱۳۲۹/۰۹/۱۴
🔸تاریخ شهادت: ۱۳۶۶/۰۵/۱۵
🇮🇷محل ولادت: قزوین
🇮🇷محل شهادت: سردشت (همزمان با عیدسعید قربان)
➖➖➖➖➖➖
👤خاطره ای از شهید:
پپسی ممنوع !!❌
آمریکا که بودیم هیچ وقت #پپسی نمیخورد، چندبار بهش گفتم برام نوشابه پپسی بخر، اما نخرید.
⛔یه بار بهش اعتراض کردم و گفتم: این نوشابهها تفاوتقیمت ندارند، پس چرا نوشابه پپسی نمیخری؟
👈گفت: چون کارخونهی پپسی متعلق به اسرائیلیهاست..❌
سرلشکر_خلبان_شهید_عباس_بابایی
📚پرواز تا بینهایت، ص۴۷
🔴عباس آقا کجایی ببینی الآن سر سفره ی بچه شیعهها، غذا جز با پپسی و کوکاکولا از گلوشون پائین نمیره‼️
🌹شادی ارواح مطهر شهدا صلوات🌹
#مرگ_بر_اسراییل
@ranggarang