eitaa logo
راشِدون
186 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
194 ویدیو
14 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماهمان‌انسانهای‌اولیه‌باشیم که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان کارشناس‌اتاق‌عملی هستیدکه جهان معمولی وفهم ناکاملش را به‌ کلمه تبدیل می‌کند. محب‌مولاعلی|همسر|مادر|دانشجو‌معماری
مشاهده در ایتا
دانلود
را انسان بی‌هوش نمی‌کشد، انسان خواب نمی‌فهمد درد را، انسان باهوش و بیـدار می‌فهمد. راستی...! دردهایم کو؟ چرا من بیخیال شده‌ام؟ نکند بی‌هوشم؟ نکند خوابم؟ مثل آب خوردن چندین هزار مسلمان را کشتند و ما فقط آن را مخابره کردیم. قلب چند نفرمان به درد آمد؟ چند شب خواب از چشمانمان گریخت؟ آیا مستِ زندگی نیستیم؟ ؟
امان از غم‌هایی که محرمی برای شنیدن ندارند ... مادرجان! باز شدن تمام گره‌ها به دست شماست.. رسیدن تمام خیر و برکات از جانب شماست.. رزق‌ سال ما با شماست.. شِفای روح و جسم و جانِ ما با شماست.. با اشاره‌ای از شما، جمیع بلایا از ما دور میشن.. با گوشه چشمی از شما، قضا و قدر‌ها جابجا میشن.. با دعای شما عمر ما برکت و اثر پیدا می‌کنه.. با خواست شما، مرگ ما آسون میشه.. اصلا با خواست شماست که مرگ ما در راه خدا قرار داده میشه.. با تشخیص و انتخاب شماست که ما، همسران و فرزندانمون، سربازان پسرتون، آقامون صاحب‌ الزمان، قرار داده میشیم.. باز هم دعا کنید برای ما مادرجان... ما محتاجیم به آن دستان شکسته که بالا بروند...
راشِدون
کسی که لب زد بر جام، تویی ناکام، منم..
ها فقط برای خفتن نیستند. برخی قصه ها برای بیداری اند و بالاتر از آن برخی قصه ها برای هشیاری اند و برای ..
«وقتی شرایط نامساعدی پیش می آید، عکس العمل نشان نده، آن را قبول کن و سپس با آرامش اقدام کن. اگر نمی دانی چه بکنی، هیچ کاری نکن! صبور و معقول باش!» «؟» + کتابیست که این روزها می‌خوانم. :) روایت زندگی شهید عباس دانشگر به زبان خود شهید
حاج حمید، مهرداد را انداخته بود توی دریا، بی آنکه شنا بلد باشد و وسط دست و پازدن ها به مهرداد یاد داده بود که دست هایش را و پاهایش را چطور وسط غرق شدن با هم هماهنگ کند و بعد هم به مهرداد گفته بود که من به تو شنا یاد ندادم، این ترس بود که به تو شنا یاد داد. گاهی ترس هم می تواند آموزگار باشد. +گاهی هم فقط باید بروی وسط میدان و همانجا یادبگیری.
شکایت دارم از خودم. از همتم شکایت دارم. همتم محکوم است. همتم نسبت به آرمانم محکوم است. تلاش و جهدم نسبت به تکلیفم محکوم است. همتم نسبت به ادعایم محکوم است. قلبم مدعی حقش شده است. قلبم عشقی طلب می کند که عقل به او نداده است. آری، عشق قدم اولش عقل است. گاهی در درونم جنگ بالا می گیرد. سخنم زاییده‌ی جنگ است. عشق طلبکار است. عقل طلبکار است. من بدهکارم.
راشِدون
مجالسِ عزا باید دائم بـرقرار باشد! این شعائرِ مقدسه را با همه یِ قدرت حفظ کنید! همین مجالسِ #روضه هس
در مستحبات تعزیه داری و زیارتِ حضرتِ سیدالشهدا، مُسامِحه (کم کاری) نکنید و روضه یِ هفتگی وَلو دو سه نفر باشد، اسبابِ گشایشِ امور است! (هی نگو چه کنم حاجت بگیرم! راهش فقط همینه و بس) و اگر از اولِ عمر تا آخرش در خدماتِ آن بزرگوار از تعزیت و زیارت و غیرِهُما (کارهای دیگه) به جا بیاورید، هرگز حق آن بزرگوار ادا نمیشود! ❞بخشی از وصیتِ عارفِ بزرگِ معاصر مرحوم آیت الله سید علیِ قاضی + تا ابد هایِ خونگی>>>>
واردِ که میشیم همینطوری وارد نشیم... واردِ خونه یِ خودت که میشی دستوره که حداقل یه سلام کنی حتا اگه کسی نبود و تنها بودی بگو سلام عَلَینا، سلام و تَهیَّت بر خودمون. این که دیگه خونه یِ سیدالشهداست! سَر زَده وارِد مَشو! مِیکَده حَمام نیست! خونه ای که فرشش رو حضرت صدیقه سلام الله علیها جارو زده و امام زمان روش قدم زده... واسه همین تا ابد روضه یِ خونگی! چون امام زمان مهمونِ اون خونه ست... نمیدونم زورخونه ی باستانی رفتین یا نه؟ طاقِ ورودیش رو ارتفاع پایین ساختن که تو وقتی واردش میشی، خم بشی، سر خم کنی و گردن افراشته واردش نشی، خودت رو تَنَزُل بدی. واردِ هیئت که میشیم، کمر خم کنیم و دست به فرشِ ورودیش بزنیم و از خاکش تبرک بگیریم و به صورت مون بزنیم و خاکِ پایِ عزادارِ اهل بیت رو توتیایِ چشم مون کنیم. سلام کنیم به اهل بیت و یه ذکری بگیم قبل از شروعِ روضه حتا شده یه استغفار، یه صلوات و از امام زمان بخوایم حالِ بُکاء و گریه بهمون بده در اون جلسه... ای خدا الان نمیفهمیم کجا میریم! وقتی مُردیم و هیچ عملی جز همین روضه ها از ما قبول نمیشه میفهمیم چقدر قدرناشناسیم به روضه ها... سلام به اون روضه هایی که کنجِ اتاق تنهایی به پا کردیم و برات زار زدیم حسین...