eitaa logo
روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس
584 دنبال‌کننده
229 عکس
12 ویدیو
65 فایل
«این، روایت ماست» ارتباط با ادمین 👇 @admin_ravadar
مشاهده در ایتا
دانلود
روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس
🔻 «عشق‌های پنهان» داشتیم با مجتبی پیاده‌ می‌رفتیم سمت ماشین. عکس امام شهید توی دست‌هایمان بود. مردم پرچم به دست هنوز جلو استانداری ایستاده بودند و شعار می‌دادند. مرد جوانی با بازوهای تنومند و تیشرت مشکی توی پراید نشسته بود. سرش را از شیشه بیرون کرد و با لهجه‌ای لاتی گفت: «یکی از ای عکسارو به من می‌دیدن؟» نمی‌دانم چرا داشت از دور به جمعیت نگاه می‌کرد. مجتبی عکسش را بدون معطلی داد دستش. مرد جوان عکس را گرفت و بوسید. نگاهی به ما کرد و گفت: «خدایی خیلی دوسش دارم ای آقا رو؛» ✍️ 🌐https://ble.ir/khorjiinam ~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس
🔻 «حافظه‌ی بلندمدت» خواهرم رو کرد به من و گفت: «یعنی حانیه امروز رو یادش می‌مونه؟» گفتم: «این‌روزا این‌قدر اومده راهپیمایی، حتما یه چیزایی یادش می‌مونه.» گوشیم را از توی کیف بیرون آوردم. باید از حانیه عکس می‌گرفتم. اینطوری حانیه وقتی بزرگ شد می‌فهمد هجدهم اسفندماه هزاروچهارصدو‌چهار برای بیعت با امامش آمده بود میدان شهدای شیراز. کاپشن صورتی و روسری مشکی کوچکی سر کرده بود. آبنبات ترش و شیرین توی دهانش را بیرون آورده بود. سرش را بالا گرفته بود و گفته بود: «مامان! پرچمو بده دستم تکون بدم.» ✍️ 🌐 https://ble.ir/khorjiinam ~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
روادار-شماره چهارم.pdf
حجم: 2M
📝بولتن روایی‌خبری «روادار»؛ برای این روزهای ایران. 🕔هر روز ساعت ۱۷ 📌شماره چهارم ۲۰/اسفند/۱۴٠۴ ~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس ‌ 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
روادار-شماره پنجم.pdf
حجم: 2M
📝بولتن روایی‌خبری «روادار»؛ برای این روزهای ایران. 🕔هر روز ساعت ۱۷ 📌شماره پنجم ۲۱/اسفند/۱۴٠۴ ~~~~~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس ‌ 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس
🔻 «مومن، در هیچ چارچوبی نمی‌گنجد» روز از نیمه گذشته بود و من هنوز سرحال نشده بودم. خبر چاپ کتاب "ما زندگی کردیم" می‌خواست کمی حالم را بهتر کند. اما پیام‌های بعدی فرصت جواب تبریک‌های دوستان را نداد. چند نفر از هم‌شهری‌ها امروز توی خیابان قصرالدشت شهید شده بودند. با شنیدن این خبر انگار کسی توی دلم چنگ انداخت. یکی از بچه‌ها شهدا را می‌شناخت. دوست دیگری نوشته بود کم‌کم همه‌ی ما آشنای یک شهید می‌شویم. همه باید به هم تسلیت بگوییم! سر سفره‌ی افطار، لیوان آبجوش و نبات جلویم بود و داشتم قاشق را تند تند تویش می‌چرخاندم. تلوزیون داشت دعای افتتاح سماواتی را پخش می‌کرد. نمی‌توانستم افطارم را باز کنم. به حال و احوال مادران شهدا فکر می‌کردم. این‌که آن‌ها توانسته‌اند روزه امروزشان را باز کنند یا نه؟ امشب دیرتر رفتیم تجمع. همین‌که اولین شعار را دادم دلم آرام شد. انگار دست و پای وسوسه‌های شیطان درونم بسته شد. شعارها با تبرّی و مرگ‌‌برها شروع شد و به تولّی و لبیک‌ها رسید. نمی‌دانم این الله‌اکبر‌ها چه رازی دارد که آدم را این‌قدر سرحال می‌آورد. دعای توسل را وسط میدان معلم خواندیم و بعد رفتیم کنار میدان. ماشین‌هایی که بدون پرچم بودند هم شیشه‌ها را پایین کشیده بودند. دور و اطراف را نگاه می‌کردند. مردی با فاصله از ما لبه‌ی میدان ایستاده بود. پرچم کوچکی را تعارف کرد به یکی از راننده‌های جوان. راننده پرچم را گرفت و گوشه‌ی آینه بغل جا داد. خانمی‌ با موهای بلوند و سگ قهوه‌ای کوچکی توی بغلش رانندگی می‌کرد. پرچم‌های ایران را گذاشته بود دو طرف شیشه‌های جلو و برای ما کنار میدان‌ ایستاده‌ها لبخند می‌زد. بچه‌هایی سرشان را از سان‌روف ماشین‌ها بیرون کرده بودند و پرچم تکان می‌دادند. بچه‌هایی هم توی ماشین از کنار شیشه، عکس به دست ایستاده بودند. امشب از پراید تا پرادو، از وانت تا فیدیلیتی همه یک نشان‌ هم راه داشتند. پرچم سه رنگ ایران. امشب شب دوم قدر است. هر شب جمعیت داخل میدان معلم و دور و اطرافش و تنوع جمعیتی بیشتر می‌شود! امشب شب دوم قدر است. مردم با چرخاندن پرچم و سردادن شعار الله‌اکبر داشتند بخشی از اعمال امشب را به جا می‌آوردند. امشب به یاد یک جمله از امیرخانی افتادم توی کتاب داستان سیستان. "مومن، در هیچ چارچوبی نمی‌گنجد". ✍️ 🌐https://ble.ir/khorjiinam ~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
🔻 «ما، ملت شهادتیم» سر خیابان ابریشمی ماشین را نگه‌داشتیم. منتظر ماندیم تا بقیه دوستان هم بیایند و کاروان خودرویی‌مان راه بیافتد. چند دقیقه‌ای که گذشت، خانم «میم» بچه بغل از ماشین پیاده شد و آمد نزدیک پنجره‌ام گفت: «بیا پایین شعار بدیم. بشینیم چیکار؟» پیش تک‌تک ماشین‌های دیگر هم رفت و خانم‌ها را پیاده کرد. بچه را دادم بغل شوهرم و پرچم را برداشتم. کنار خیابان ایستادیم و شعار دادیم. «الله اکبر، الله اکبر/ خامنه‌ای رهبر» بچه‌ها دورمان پِر می‌خوردند و بازی می‌کردند. کوچکترها توی بغل مامان‌شان وول می‌خوردند‌. چند پسر بیست و چند ساله و یک بچه ده ساله از آن طرف خیابان رد شدند. با حالت تمسخر، نگاه‌مان می‌کردند و می‌خندیدند. یکی‌شان دستش را آورد بالا و ادای‌ شعار دادن در آورد. خانم‌ها بی‌توجه به آن‌ها شعار می‌دادند. یک‌دفعه صدای جنگنده بلند شد. چهره جوان‌های روبه‌روی‌مان از خنده برگشت‌. با ترس به دنبال صدا می‌گشتند. ترس توی تک‌تک رفتارهایشان دیده می‌شد. ما خانم‌ها بدون اینکه سر برگردانیم همچنان شعار می‌دادیم و پرچم تکان می‌دادیم. آرامش‌مان برای آن چند مرد جوان قابل باور نبود. با تعجب نگاه‌مان کردند و رفتند. ما اما تا آخر شب در خیابان ماندیم و شعار دادیم. ما با هم فرق داریم. ✍️ 🌐https://ble.ir/@khatkhatii ~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
روادار-شماره ششم.pdf
حجم: 2.6M
📝بولتن روایی‌خبری «روادار»؛ برای این روزهای ایران. 🕔هر روز ساعت ۱۷ 📌شماره ششم ۲۲/اسفند/۱۴٠۴ ~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس ‌ 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
روادار-شماره هفتم.pdf
حجم: 2M
📝بولتن روایی‌خبری «روادار»؛ برای این روزهای ایران. 🕔هر روز ساعت ۱۷ 📌شماره هفتم ۲۳/اسفند/۱۴٠۴ ~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس ‌ 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
هدایت شده از پردیس سینمایی تارخ
💢 رویداد: سووَشون عصرهای روایتِ خونِ جوانانِ وطن 🔸روایتگری: ● خانواده شهدای سومین جنگ تحمیلی ● خادم الشهدای تغسیل و تکفین ● اهالی هنر و رسانه 🎙گفتگو: ● سیدعبدالغفار حسینی خادم موکب عزیزم حسین (ع) 📆 زمان: دوشنبه ۲۵، سه شنبه ۲۶ و چهارشنبه ۲۷ اسفند ⏰ ساعت ۱۶ الی ۱۷:۳۰ 📍مکان: پردیس سینمایی امین تارخ، تماشاخانه سرو 💠 پردیس سینمایی تارخ 💠 دفتر روایت حوزه هنری فارس 💠 باشگاه امید @Tarokh_cineplex