⏳مسئله نقاط اهرمی
درک اینکه چگونه تغییرات در سیستم های اجتماعی-فنی-زیست محیطی، هجرت به سمت تمدن نوین اسلامی را می تواند تسهیل می کند یکی از چالش های کلیدی علم نظام(سیستم) است. در این مسئله می بایست با تکیه بر بینشهای حاصل از تفکر کل نگرانه(سیستمی) و تحقیقات فرارشتهای راهحلمحور، بر روی نقاط اهرمی که تاکنون شناسایی نشدهاند تمرکز گردد - نقاط اهرمی (ویژگیهایی) از سیستم که در آن یک تغییر کوچک میتواند منجر به تغییرات اساسی در سیستم به عنوان یک کل شود.
@raveshetamadoni
مسئله: اثر جهان بینی و بسترهای فرهنگی ...بر سیستم فعالیت های انسانی در یک پروژه
نظریه ها و شیوه های رشته سیستم(نظام) برای برخورد موثر با سیستم های پیچیده(ساخت دست بشر) و خیلی پیچیده (انسانی) هنوز در حال تکامل هستند. ذینفعان (سنتی اعم از کارفرما، مدیر پروژه، کارشناس های حوزه های مختلف...جدید #فقها) اصلی جزء سیستم های پیچیده هستند، بنابراین ما نمی توانیم نحوه تغییر سیستم را پیش بینی یا از پیش تعیین کنیم. مهندس سیستم، #فقیه، مدیر پروژه، کارشناس های متخصص هر زمینه علمی در حین انجام پروژه... دیدگاه حرفه ای خود را دارند که از پیشینه فرهنگی، تربیت/تحصیل و تجربه آن ها ناشی می شود. فقها، کارشناس های تخصصی موضوع و سیستم... ممکن است آنچه که به آنها داده می شود را تا حدی در حین اجرای پروژه انعکاس بدهند. نوع جهان بینی هرکدام از این کنشگران بر روی فرآیند انواع سیستم ها می تواند اثرگذار باشد. نوع تعامل بین افراد تیم با جهان بینی های متفاوت چگونه می تواند منجر به ارزش هایی شود که در راستای نظام ولایت هم افزایی کنند؟ افراد در گروه با جهان بینی های خداباور و موحد، اگنوستیک، آتئیست...چه نوع فرآیندهایی را در حین انجام پروژه انتخاب می کنند؟جهان بینی کدام یک از کنشگران پروژه اعم از فقیه، کارشناس های موضوعی، مدیر پروژه....از وزن بیشتری برای رسیدن به اهداف کامل پروژه برخوردار است؟اگر تمام اعضاء تیم خداباور باشند در فرآیند انواع مصالحه ها(تصمیم گیری ها) نحوه وزن دهی نظرات افراد باید به چه صورتی باشد....
@raveshetamadoni
تفکر کل نگرانه مکمل تفکر تقلیل گرایانه
یکی از ریشه ای ترین بحران ها، بحران مشترک در طرز فکر ما است.
تغییر ساختار طرز فکر ما به طور خودکار موجب حل بحران های مختلف پیش روی انسان نمی شود. با این حال، نحوه تفکر باعث چارچوب بندی جدیدی در مورد مواجه با بحرانها می شود، از جمله آنچه که در وهله اول به عنوان یک مشکل در نظر میگیریم و راهحلهایی که ممکن است برای حل آن ها استفاده گردد. حتی پس از تغییر تفکر ما، کار سخت زیادی برای حل این مشکلات باقی مانده است. تفکر کل نگرانه به تنهایی وضعیت انسان را التیام نمی بخشد، چه مشکلات محلی باشند (مثلاً مدیریت سازمانی، مدیریت زندگی، فرزندپروری) یا جهانی (به عنوان مثال، گرم شدن کره زمین، امنیت غذایی، خشونت، تروریسم، سلامت عمومی و حتی محرومیت از خواب). در تمامی این حوزهها، با درک درست از دیدگاه کل نگرانه، می توان از آن به عنوان مرهمی برای تحقق انسان مطلوب استفاده نمود.
@raveshetamadoni
روابط و معماری روابط، می توانند رفتار انسان را کنترل کنند، به همان شیوه ای که قدرت رفتار انسان را کنترل می کند. فهم این روابط و ترکیب آن با متغیرهایی همچون قدرت...به حل مسئله "جهت دهی و هدایت منابع بهنحویکه منجر به تغییر جهت طراحی انواع نظامات (اقتصاد، سلامت، انرژی، نظامی&امنیتی...) ..." منجر خواهد شد. در مورد این مسئله در متن های قبل توضیحاتی داده شد. عنوان این مسئله را "شبکه نظام چند فاعلی" گذاشته ایم.
@raveshetamadoni
نگاهی نظام مند و کل نگرانه به فلسفه تاریخ
برای حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب با استفاده از یک نگاه کل نگرانه، نیاز است به فلسفه تاریخ نیز نگاهی نظام مند و سیستمیک(نه سیستماتیک) داشته باشیم. در این نگاه امکان کشف ساختارها و فهم ارتباط آن ها با آینده ای که در زمان ایجاد #تمدن_نوین_اسلامی و دولت مهدوی قرار هست ایجاد نمائیم مهیا می گردد. برای فهم این ساختارها، انواع رویکردها و نوع جهان بینی و مکاتب فلسفی اثرگذار هستند. ارتباط این مفاهیم در ادبیات جهانی به چارچوب معروف است و با مدل و نظریه...تفاوت دارد.
@raveshetamadoni
برای تحقق تمدن نوین اسلامی به #چارچوب نیاز داریم
قبلا در مورد هجرت به سمت #تمدن_نوین_اسلامی از طریق الگوی #ایرانی_اسلامی_پیشرفت صحبت کردیم. این هجرت یک فرآیند مستمر یادگیرنده&تربیتی، تشکیکی، تدریجی، پیچیده، چند بعدی, مشارکتی و مداوم است و قابل گنجاندن در یک پروژه نیست. لذا این فرآیند می تواند دارای پیچیدگی های بسیار زیادی باشد. پیچیدگی از منظر تعداد نظامات و در هم تنیدگی هایی که بین آن ها وجود دارد. وقتی جامعه و حاکمیت در مسیر دستیابی به #تمدن_نوین_اسلامی حرکت می کند با چالشهای زیادی مواجه میشوند و برای حل این چالش ها نیازمند بازتعریف پاردایم ها، مفاهیم، مدل ها، ساختارها، روش ها و تکنیکهایی برای کمک به تعریف، طراحی، مدل سازی، آزمایش و پیاده سازی... انواع نظامات اجتماعی-فنی-زیست محیطی و محصولات... هستیم. با ایجاد #چارچوبها، جامعه و حاکمیت میتوانند مشکلات را بهتر درک کنند و استراتژیها و راهحلهای جایگزین را که ممکن است فوراً آشکار نباشند، شناسایی کنند. چارچوب ها به ساختارسازی فرآیند، جرقه ایده های نوآورانه و تمایل به همکاری بیشتر کمک می کنند. آنها بلوک های ساختمانی ضروری برای ایجاد چراغ راهنما برای راه حل های طراحی نظامات هستند. چارچوب ها به ساختارمندکردن فرآیند حل مسئله کمک می کنند.
@raveshetamadoni
اگر به دنبال ایجاد یک رشته و دستگاه فکری (چارچوب) با نگاه کل نگرانه هستیم نیاز به نظام #مفاهیم و نظام #معانی داریم که به صورت مشترک به آن ها نظام اصطلاحات گفته می شود.
@raveshetamadoni
ایجاد #چارچوب مبتنی بر اصل کلی نگری (نه کل نگری)است. چارچوب این امکان را به ما می دهد که فارغ از انواع مسائل به طراحی انواع نظامات بپردازیم. اصل کل نگرانه با اصول کل نگری و تقلیل گرایانه تفاوت دارد.
@raveshetamadoni
شبکه نظام چند فاعلی؛ ارتباط متقابل دولت و جامعه اسلامی
دولت اسلامی و جامعه اسلامی روابط متقابلی با یکدیگر دارند. هر کدام از ان ها برای یکدیگر ارزش افرینی می کنند. یکی از ارزش هایی که دولت اسلامی می بایست برای آن فعالیت کند تحقق عدالت است. لازمه تحقق این ارزش برای جامعه استقرار عدالت ابتدا در خود دولت و سپس جامعه است. تعریف صحیح مأموریت ها، ارزش ها و نحوه پردازش آن ها برای هر یک از فاعل ها می تواند موجب هدایت و جهت گیری صحیح به سمت #دولت_اسلامی گردد. یکی از کاربردهای #فقه_نظام ساز مداخله در نحوه تعریف ماموریت ها، نحوه پردازش و تعریف ارزش ها است. ارزش ها ارتباط مستقیمی با منابع(حقیقی&اعتباری) دارند. لذا نحوه آزادسازی ای منابع، باید بنحوی باشد که هر کدام از فاعل ها متناسب با ارزشی که برای #نظام_ولایت در #دولت_اسلامی ایجاد می کنند از منابع برخودار شوند. رویکردی که برای تحویل ارزش می بایست مد نظر قرار گیرد دارای 3 بعد عدالت محوری، شبکه ای و پایداری است. همانطور که قبلا نیز تعریف گردید پایداری مرتبط است با فعالیت هایی که دارای مداومت آن جهانی باشند. این ارزش های پایدار می توانند از سه مقیاس فردی، اجتماعی و آینده محور نیز برخوردار باشند. (بعنوان مثال یعنی ارزشی که علاوه بر پایداری آن جهانی دارای خیررسانی در مقیاس اجتماعی نیز باشد.) نحوه تخصیص منابع و ایجاد ارزش برای نظام ولایت باید بنحوی باشد که موجب پایداری زمانی خود نظام و به حداقل رسیدن در برابر آسیب ها و مخاطراتی باشد که دولت اسلامی با آن مواجه است. عدالت محوری بر می گردد به نظریاتی که باید در نحوه توزیع منابع در قالب مدل های ریاضی استخراج خواهد. این نظریات در دستگاه فکری تولید خواهند شد. لازم به ذکر است متغیرهای بسیاری برای تحقق دولت اسلامی نیاز است مد نظر قرار گیرد که از حوصله این بحث خارج است. از طرفی جامعه اسلامی نیز می بایست برای پایداری بیشتر خود و دولت اسلامی ارزش آفرینی نماید بعنوان مثال در قالب نظریه #مردم_سالاری_دینی جامعه می بایست از طریق ایجاد مقبولیت برای دولت اسلامی انگیزه مناسب برای پایداری دولت اسلامی را مهیا نماید.
@raveshetamadoni
شبکه نظام چند فاعلی؛ بررسی تاثیر نوع شبکه سازی برای شاخص های سعادت انسان
از همکاری و تعامل بین فاعل ها (نهادها، سازمان ها، افراد...) می توان بهعنوان ابزاری برای تحقق #دولت_اسلامی و ظرفیتی بالقوه&بالفعل برای ایجاد #جامعه_اسلامی و حکمرانی استفاده نمود. بسیاری از دولتها و جوامع در طول تاریخ متناسب با ظرفیت زمانی و مکانی خود برای ایجاد ظرفیت داخلی در انواع نظامات(هدف ما:دولت مهدوی) و سبک زندگی(هدف ما:حیات طیبه) به صورت #ناخوداگاه تلاش نموده اند. در حال حاضر، تحقیقات محدودی در راستای #خوداگاه_سازی و درکی سیستماتیک برای طراحی روابط و مبادلات موجود انجام میشود. در مسئله شبکه نظام چند فاعلی با استفاده از رویکرد نگاه سیستمی (کل نگرانه) متناسب با هدفی که برای طراحی کل نظامات و یا هر یک از نظامات (رسانه، سلامت، اقتصاد، نظامی، علم و فناوری، مردم...) داریم به دنبال فهم چگونگی اثرگذاری سیاست ها، راهبردها، دکترین ها، اهداف، فعالیتها... در فاعل ها(افراد، نهادها، سازمان ها...) متناسب با نوع شبکه سازی (متمرکز، توزیع شده....)و درک پیامدهای آن بر روی شاخص های سعادت انسان هستیم.
@raveshetamadoni
اثر اقتصاد اسلامی بر مسئله شبکه نظام چند فاعلی
هر کدام از فاعل ها با توجه به محدودیتی که در منابع دارد؛ متناسب با اهداف و مأموریت هایی که برای ایجاد #دولت_اسلامی برای آن تعریف شده است، ارزش هایی ایجاد می کند. نحوه تعامل فاعل ها بستگی به اهداف، مقدار منابع و نوع و مقداری ارزشی هست که هر یک از آن ها ایجاد می کنند. لذا این تعامل که تابعی از ارزش و منابع است نیازمند مدل سازی ریاضی است. این مدل می بایست مبتنی بر ارزش های اسلامی باشد که در محدوده اقتصاد اسلامی می بایست مورد بحث قرار بگیرد. لازم به ذکر است با توجه به اصلاح پارادایمی در تمامی رشته ها اعم از اقتصاد، پیش بینی می شود پارادایم اقتصاد اسلامی مبتنی بر مولفه هایی که در ذیل عنوان می گردد در آینده ایجاد گردد.
1.تعاون و همکاری در برابر فردیت
2.پیشرفت در برابر رشد
3. مقیاس کوچک در برابر مقیاس بزرگ
4.توزیع شده در برابر متمرکز
5.سعادت در برابر سود
6.ناملموس در برابر ملموس
7.مبتنی بر خدمات در برابر محصول
8.اخلاقی در برابر بی اخلاقی
9. به اشتراک گذاری در برابر مصرف گرایی
10. مردم موضوع پیشرفت هستند در برابر مردم برای توسعه
....
@raveshetamadoni
ضرورت نگاه به نظامات استنابط شده از منابع دین با رویکرد کل نگرانه (کمی در مورد #دستگاه_فکری هم صحبت کنم؛ در مورد مسئله شبکه نظام چند فاعلی فکر کنم زیاد صحبت کردم)
در مطالعه علمی (نه روش علمی) دین، به علت نگاه تقلیل گرایانه به رویکردهای تک رشته ای (سیاست، اقتصاد، روانشناسی...)؛ موجب پدیدار شدن جنبه هایی مانند پیامدها، مهارت ها، باروها در انواع نظامات می گردد. این نگاه تقلیل گرایانه که در #حوزه_علمیه و دیگر مراکز دینی نیز پیگیری می گردد موجب ابهامات و عدم قطعیت های اساسی در مورد مفاهیم، شواهد، روش ها و روابط مرتبط بین انواع نظامات می گردد. ما نیازمند روش هایی هستیم که این نظامات مختلف را که به نحوی به یکدیگر وابسته هستند تبیین نماید که از آن به «مدل کل نگرانه/سیستمی دین(روش شناسی دینی با رویکرد کل نگرانه)» یاد می کنیم. این مدل درک جامع تری از ماهیت دین را امکان پذیر کرده و تعریف جدیدی را پیشنهاد می کند که موجب ایجاد وجه افتراق از مفاهیم برامده از عقل و تجربه با رویکرد کل نگرانه می گردد. با استفاده از این رویکرد همچنین سؤالات جدیدی به علت بروز خاصیت نوپدیدگی در مورد ماهیت دین آشکار می گردد. برای حمایت از رویکرد علمی #جدید برای مطالعه دین، بنده توسعه «فلسفه دین» را پیشنهاد میکنم که میتواند زمینه های مفهومی در این حوزه را روشن کرده و جهتهای مهم پژوهشی را شناسایی نماید که منجر به یک تحقیق جامع و بین رشته ای در مورد ملزومات مفهومی و عملی در دین گردد.
@raveshetamadoni