رویکرد تقلیل گرایانه ای که در مراکز دینی و دانشگاهی دنبال می گردد، نگاهی است که حدود 70،80 سال پیش در غرب دنبال می گردید. ما نیازمند دو رویکرد تقلیل گرایانه و کل نگرانه با استفاده از مبانی ایرانی و اسلامی هستیم.
@raveshetamadoni
خلاصه ای از سفر من به قم
از روز چهارشنبه که ادارات تعطیل شد بنده هم فرصت و غنیمت شمردم و به قم برای بحث و گفتگو با اساتید حوزه علم دینی، فقه نظام، تمدن سازی... سفر کردم.
یک جلسه با یکی از مدیران مرکز اعتکاف کل کشور، جلسه ای با یکی از مدیران مرکز الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت، جلسه ای با یکی ازاساتید به نام. حوزه اقتصاد اسلامی در مدرسه معصومیه، یک جلسه با یکی از بخش ها و معاونت های کل حوزه علمیه، یک جلسه با یکی از مجموعه های زیر نظر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و یک جلسه با یک از اساتید دانشگاه باقرالعلوم داشتم. برداشت بنده این هست، تقریبا بالای 90 درصد با صورت مسئله و فرآیندی که برای حل سیستم ها انتخاب کردم، موافق بودند و استفبال کردند.
@raveshetamadoni
چارچوب سازی در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی
هجرت از تمدن مادی به تمدن الهی مستلزم حرکت تمام آحاد مردمی است. لازمه این هجرت تغییرات اجتماعی در سطوح مختلف جامعه است، از تغییر رفتار فردی گرفته تا پروژههای فنی،اجتماعی، کسبوکارهایی که محصولات مبتنی بر ارزش ارائه میکنند و همچنین سیاستگذارانی (شورای عالی انقلاب فرهنگی، فرهنگستان علوم، حوزه علمیه، مرکز الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت، شورای عالی عتف، مرکز استراتژیک ریاست جمهوری و مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز سیاستگذاری علمی کشور...)که ساختارهای تشویقی مناسبی را متناسب با زنجیره ارزش تمدن نوین اسلامی تنظیم میکنند. در حال حاضر مفاهیم، روشها و ابزارهایی وجود ندارند که به شروع و طراحی فرآیندهای حکمرانی هجرت بر اساس درک فراگیر از چنین تعاملات متنوع فاعل ها (کنشگران، بازیگران، سازمان ها، نهادهای غیرانتفاعی، مردم...) و نقاط مداخله کمک کنند. دستگاه فکری به ما کمک می کند که یک چارچوب روش شناختی برای شروع و طراحی فرآیندهای حکمرانی هجرت ارائه نمائیم. از انجا که تمدن سازی بهعنوان فرآیندی یادگیرانه مطرح می باشد، چارچوب روششناختی شامل مدلسازی مشارکتی (مبتنی بر نظریه مردم سالاری دینی)، نگاه رویکرد کل نگرانه و تحلیل سیستم حاکمیتی برای شناسایی واحدهای اجتماعی-فنی-زیست محیطی، چالشها و نقاط مداخله است. چارچوب روش شناختی امکان تجزیه و تحلیل یکپارچه از تنوع ابتکارات موجود را فراهم می کند. آغازگر فرآیندهای حکمرانی هجرت می توانند با طراحی نقاط اهرمی مداخلات هدفمند برای تسهیل و هماهنگی ابتکارات موجود یا با ایجاد انگیزه های جدید از طریق اقدام هدفمند استفاده کنند. متناسب با انواع رویکردهای سخت، نرم... اجزاء این چارچوب ها نیز تغییر می کنند. از مشخصه های این چارچوب ها وجود نگاه فرآیندی است که مراحل حل مسائل را با نگاه کل نگرانه و ترکیبی با علوم دیگر را مهیا می کند.
@raveshetamadoni
نمونه چارچوب
نمونه ای از چارچوب هایی که در تمدن غرب توسعه داده شد، چارچوب های استاتدارد ایزو هستش (ISO). ما برای مداخله در تمام عرصه های زندگی با استفاده از منابع دینی نیازمند ایجاد چنین چارچوب هایی در تمامی سیستم ها اعم از اجتماعی، اجتماعی زیست محیطی، اجتماعی-فنی-زیست محیطی... هستیم.
@raveshetamadoni
دستگاه فکری در راستای تحقق #تمدن_نوین_اسلامی
برای تحقق تمدن نوین اسلامی نیاز است تحقیقاتی در رابطه با دستگاه فکری با رویکرد کل نگرانه که شامل 5 دستگاه فلسفی، دستگاه علمی، دستگاه مهندسی، دستگاه کاربرد و دستگاه دینی است صورت پذیرد. در دستگاه فلسفی با رویکرد کل نگرانه (می تواند تعادل بین دو مفهوم تقلیل گرایانه و کل نگرانه نیز تعریف گردد) بر آن هستیم تا ساختار این دستگاه را نسبت به فسلفه حکمت متعالیه و دیگر دستگاه های فلسفی مرجع (بعنوان فلسفه مضاف/فلسفه روش سیستم)، روشن نمائیم و دستگاه فکری را به عنوان یک رشته و چارچوب مفهومی جدا از دیگر علوم تعریف کنیم. وضوح بیشتر در ساختار تفکر کل گرایانه به بسیاری از تلاشهای اجرایی فعلی که در آن تفکر سیستمی در رشتههای علمی و زمینههای عملی اعمال میشود، کمک خواهد کرد.
از موارد مختلف کاربرد دستگاه فکری می توان از طراحی انواع سامانه های فنی اعم از فضایی، حمل و نقل، هسته ای و یا سامانه های غیرفنی اعم از نظام سلامت، نظام حمل و نقل، انرژی، اقتصاد...عنوان کرد. فرآیندهای توصیف و تجویز و چالش های مرتبط با هر کدام از سیستم ها قابل تعمیم به هر یک از زمینههای دیگر است. در دستگاه فلسفی به دنبال حل ابهامات ساختار کل گرایانه برای مواجه با چالشهایی هستیم که افراد در درک و پیادهسازی رویکرد کل گرایانه با آن روبرو هستند.
@raveshetamadoni
چشم انداز #تمدن_نوین_اسلامی
آن جهانی فکر کن این جهانی عمل کن
@raveshetamadoni
تأثیر پارادایم و جهان بینی در حل مسئله شبکه نظام چند فاعلی(تخصیص منابع) و طراحی انواع نظامات در راستای تشکیل دولت اسلامی و جامعه اسلامی
«ملاحظات جهان بینی» در زمان سیاستگذاری (بیت رهبری، مجلس شورای اسلامی، هیئت دولت..) یا اجرای انواع پروژه ها (توسط سازمان های دولتی یا خصوصی) برای طراحی انواع سیستم ها اغلب فقط برای کنشگران یا ذینفعان در پروژه مد نظر قرار می گیرد، در حالی که توجه کمی به تأثیر جهان بینی و پارادایم بر روی شخصی که اجرای روش شناسی توصیف یا تجویز سیستم را رهبری می کند، داده می شود. دستگاه های علم، مهندسی، کاربرد و دینی دارای روش ثابتی برای کار با جهانبینیها را ندارند. لذا از طریق دستگاه فلسفی امکان ارائه یک "چارچوب تحقیق جهان بینی و پارادایم" جامع حاصل می شود که می تواند در روش شناسی ها برای کنترل فرآیند استخراج، مستندسازی و مقایسه جهان بینی انواع کنشگران و بازیگران دستگاه فکری و حتی در دستگاه های دیگر نیز استفاده شود. در این ساختار نیاز است ابتدا از نگاه بازیگران مختلف به سوالات کلیدی این چارچوب پاسخ داده بشود و سپس ساختار چارچوب تحقیق جهان بینی را تعمیم داده تا یک «چارچوب تحقیق عمومی» تولید کنیم که بتواند برای اداره فرآیند تحقیق در زمینههای دیگر از جمله دستگاه فکری نیز استفاده شود. برای زمینههای لازم به ذکر است هر کدام از عبارات ذکر شده در این جدول می بایست از طریق دستگاه فلسفی اثبات گردند. در مسئله شبکه نظام چند فاعلی هر کدام از ذیحقان و ذینفعان به دنبال ایجاد ارزش های متفاوتی هستند. از مهمترین ذینفعان خود طراح سیستم (بعنوان مثال نگارنده) نیز می بایست مطرح گردد که سهم بسزایی در نحوه صورتبندی مسئله دارد. همچنین افرادی که امکان ایجاد چارچوب در دستگاه علمی، دینی، مهندسی و کاربرد را بررسی می کنند نیز می بایست مورد توجه فرار بگیرد.
استخراج دستگاه جهان بینی به ما کمک می کند که برای هم جهت سازی بیشتر مردم، کارگزاران دولت اسلامی و بخش های خصوصی حرکت کنیم. جهان بینی/ایدئولوژی در مقیاس فردی معنا دارد ولی پارادایم در مقیاس جمعی مفهوم پیدا می کند و مقدار نیرویی که باید برای تغییر آن خرج کرد بسیار بیشتر از تغییر جهان بینی است. در جهان بینی و پارادایم باید به فلسفه هستی شناختی، ارزش شناختی، معرفت شناختی، عمل شناختی، متافیزیک (می تواند در برانده هستی شناختی نیز باشد یا برعکس) کیهان شناختی و انسان شناختی بپردازیم.
@raveshetamadoni
امام خامنه ای: نقص فلسفهی ما این نیست که ذهنی است-فلسفه طبعا با ذهن و عقل سروکار دارد-نقص فلسفه ما این است که این ذهنیت امتداد سیاسی و اجتماعی ندارد.
@raveshetamadoni
تحولات بنیادینی که در طراحی و تحلیل سیستم های جدید صورت می گیرد مبتنی بر حرکت از هستی شناختی (ذات-ابژه)(بودن) به سمت هستی شناختی صیرورت (تفاوت- فرآیند)(شدن) است.
@raveshetamadoni
برای تحقق تمدن نوین اسلامی نیازمند حرکت به سمت ایجاد مراکزی با این ویژگی ها داریم.
در چنین مرکزی تمامی زمینه های تحقیقاتی یک خروجی واحد می دهند. این خروجی واحد توسط علم سیستم ها(کل نگرانه) تحقق پیدا می کند
(مرکز تحقیقات پیشرفته تمدن نوین اسلامی وجود خارجی ندارد)
@raveshetamadoni
حکمرانی سیستم ها(مثلا سازمان فضایی، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، وزارت علوم...)، هنر و علم، اداره و پیشرفت یک سیستم عملیاتی(سازمان فضایی،فرمانداری...) است که بتواند الزامات استخراج شده از عقل و تجربه را متناسب با محدودیت های شرعی (فقه الاداره/فقه مدیریت...) پیاده سازی نماید
@raveshetamadoni
برای حکمرانی سیستم ها از 5 مولفه کلان شامل: 1.رهبری 2.نگرش ها و ویژگی ها 3.ارتباطات 4. فرآیند حل مسئله و تفکر کل گرایانه(سیستمی) و 5. تسلط به موضوع بهره می بریم. یکی از الزمات رهبری داشتن قدرت نفوذ و حل تعارضات بین کنشگرا، بازیگران و ذیحقان است. برای حل این تعارضات نیازمند حل مسئله #شبکه_نظام_چند_فاعلی هستیم. شبکه نظام چند فاعلی این امکان را مهیا می کند که اولویت های راهبردی را در مسیر پیشرفت و تحقق تمدن نوین اسلامی به چه کسی بدهیم.!
@raveshetamadoni