#سوتی 😁
ما مشهد زندگی میکنیم بعد امروز صبح جاتون خالی با اجی جون رفتم حرم❤️❤️😊
از اون جایی که بنده خیلی کشاف هستم دلم میخواد همه جا رو ببینم 😜😜😜
تو زیر زمین حرم داشتم میگشتم یه دفه یه جایی رو دیدم
با خودم گفتم من این همه اومدم چرا این ندیدم
پاشدم رفتم 😒😒😂😂😂😂😂
همون اول یه خادمه رسید بهم گفت اینجا مراسم دارین گفتم نه
گفت پس واسه چی اینجایین؟
گفتم اومدم کشف کنم 😳
خندید گفت اینجا سالن جووناست واسه عقد 🤣🤣🤣🤣اخه منم جوونم اینو گفت خجالت کشیدم
یکی نیست به من بگه اخه بتوچه که اونجا چی داره مگه فضولی 😅😅😅😅
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
رازِدِل 🫂
. با چشمهایی که خیس از اشک بود با صدایی که به زور شنیده میشد گفتم خواهش میکنم..🙏🥺 اینبار محکم با ل
.
سامان اشاره ای به بدنم که نیمه برهنه بودم کرد و گفت لباسات و اول بپوش.!!
تند تند لباسام و پوشیدم و گفتم پاشو بریم.!
نگاه رامین کردم که غرق خون افتاده بود کف زمین و داشت جون میداد.😰🥶
خیلی ترسیده بودم با وحشت رو به سامان گفتم بیا بریم دیگه.!
سامان گفت : این و ول کنیم میمیره.،
_خب بمیره همین الان داشت تو رو میکشت.!
دست سامان و گرفتم و با عجله از خونه زدیم بیرون، سوار ماشین شدیم و به سرعت دور شدیم.،
تمام بدنم میلرزید همه چیز مثل یه کابوس بود یک لحظه رامین از جلوی چشمام کنار نمیرفت ، باورم نمیشد این من بودم که رامین و با چاقو زده بودم حتما میمرد.🤦♀
ولی چاره ای نداشتم داشت سامان و خفه میکرد اگه من رامین و نزده بودم الان سامان مرده بود.!
جفتمون شوکه شده بودیم و کلمه ای حرف
نمیزدیم.😣🤭
سامان یه کم جلوتر نگه داشت و با عصبانیت گفت تو اونجا که غلطی میکردی؟؟!
سکوت کرده بودم نمیدونستم چه جوابی باید بدم.
دوباره داد زد : با توام میگم خونه اون بیشرف چه غلطی میکردی؟؟اون کی بود؟؟قبلا باهاش دوست بودی آره؟!😠😤
با بغض گفتم : نه اینطوری نیست من آدم عوضی نیستم.!
یه دفعه یه سیلی زد تو صورتم که برق از سرم پرید..
با چشمهای گشاد شده در حالیکه اصلا انتظار همچین عکس العملی و از سامان نداشتم نگاهش کردم.!!
سامان با عصبانیت گفت جلوی چشمای خودم دیدم لخت شده بودی و میخواستی..
خیلی بیشرفی آیدا خیلییییی چرا اینکار و کردی با من؟؟🤨☹️
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#سوال 🤔
#درخواست_راهنمایی 🍀🌹
سلام خسته نباشید من پسر خواهر شوهرم نمیتونه کامل حرف بزنه امسال میره پیش دبستانی، ولی اونجا خیلی ساکته اصلن با کسی حرفی نمیزنه یا دست دوستاش رو نمیگیره که با هم بازی کنن با پسر همسایمون میرن ولی بیرون خیلی کم حرف و ساکته اصلن صداش در نمیاد
ولی خونه پوستمون رو میکنه انقد که شلوغ میکنه خواهر شوهرم دکتر هم میبرتش تا حدودی خوب شده شما دوستان راهکاری سراغ دارین خیلی ممنون میشم کمکم کنید ❤️🌺
جهت ارسال پاسخ و کمک کردن به دوستمون و هر سوالی که داشتین به آیدی ادمین محترم پیام بدید🌹❤️✨👌@kosar_98_z
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
برای اینکه عصبانیت تان را بدون سرزنش و توهین به طرف مقابل به زبان بیاورید از کلمه «من» استفاده کنید.
به جای اینکه بگویید:
«تو اعصاب من رو داغون می کنی! تو عذابم میدهی! درکم نمی کنی! تو نمی فهمی! تو همه چیز را تحمیل می کنی و…»
بگویید: «من عصبانی هستم! حال من خوب نیست! من نمی توانم این تصمیم را قبول کنم! برای من سخت است با این مساله کنار بیایم.»
در این صورت آتش جنگ را شعله ور نکرده اید و بدون تخریب و سرزنش طرف مقابل حرف خودتان و حتی حرف آخر را زده اید
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#سوتی 😁
من همیشه زنگ میزدم ۱۱۸ البته شبا زنگ میزدم ک فقط آقایون باشن
همیشه زنگ میزدمو کلی هم مسخره بازی درمیاورمم چون شمارم نمینداخت
بعد یه مدت مثل اینکه یه دستگاهی وصل کردن شماره آدما هم میوفتاد براشون
یه شب زنگ زدم گفتم شماره میرزا کوچک خان جنگلیو میخوام گفت باشه الان بهت میدم بعد یهو شماره خودمو گفت😐😐 من تو اون لحظه😓😓 اینجوری شدمم و ب غلط کردن افتادم اونم بهم گفت دیگه حواست باشه مزاحمت ایجاد نکنی منم گفتم چشمم😣😣😣 و اون آخرین مزاحمت من بود
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
🔴 #به_مردان_اندرز_ندهید
💠مردان دوست دارند که #مشکلات را به تنهایی حل کنند.
💠 اگر مشکلی را #مخفی میکنند یعنی #مایل هستند به تنهایی موضوع را حل کنند و خود را برای حل آن #قادر میدانند.
💠 پس کتمان برخی مشکلات یا مسائل توسط آنها نشانه #بیاعتمادی به شما نیست.
💠 آنها در صورت لزوم با شما در میان میگذارند. وظیفه شما خانمها این است که بعد از مطلع شدن، مرد را #نصیحت نکنید و حتی احساس درونی او را #تایید نمایید. مثلا بگویید: من مطمئنم که قادر هستی این مشکل را حل کنی!
💠 با #روانشناسی یکدیگر و آگاهی از تفاوتهای روحی و شخصیتی یکدیگر، مانع ایجاد بگو مگو و #مشاجرات لفظی شویم!
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
رازِدِل 🫂
#سوال 🤔 #درخواست_راهنمایی 🍀🌹 سلام مهربونا واقعا ممنونم ازتون❤️ سوال من اینه من دخترم پنج سالشه ا
#پاسخ_اعضا
سلام خدمت همه عزیزای گروه😘😘
خانومی که گفتن بچشون، غش میکنه و دکتر هم بردن چیزی نگفته. پسر برادر شوهر منم دقیقا همینجور بود موقع بازی هم تا داداش بزرگه بهش دست میزد یا دعواشون میشد از حال میرفت بردنش پیش یه دعا نویس براش دعا نوشت و گفت که بسم الله رو شکسته بنویس ب س م ا ل ل ه ا ر ح م ا ن ا ل ر ح ی م و بزار زیر بالشش، خیلی تاثیر داره نتیجه گرفتین حتما حتما برام دعا کن!
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#روانشناسي_وموفقیت
#خانمها_بخوانند !!!
💙زیاد به همسرتون زنگ نزنید و همیشه شما زودتر خداحافظی کنین
💙لازم نیست جزییات مخارج رو توضیح بدین. مثلا هر چیزی و چقدر خریدم. یه توضیح کلی بدید
💙 توی مدیریت خونه بزارید تو یه سری چیزا مردا تصمیم بگیرن و شما خودتون و گاهی به خنگی بزنید و این باعث میشه مردا حس غرور کنن که مثلا بیشتر میفهمن .
💙فداکاری هاتون و پنهان نکنید . مثلا تو بی پولی های شوهرتون میرید حراجی خرید، طوری برخورد نکنید انگار حدتون اینه بلکه طوری برخورد کنید که شما ملاحظه کردین.
💙میاد خونه و خسته است با بوس و محبت لباساش و در بیارید بهش لباس راحت و دمپایی راحت بدید تا تو خونه راه بره.
💙 مسیولیت زیادی قبول نکنید فقط از راه دور و با سیاست حواستون به همه چی باشه.
💙با جاری صمیمی نشید طوری رفتار کنید همون اول بدونه رابطه با شما حد و مرز داره.
💙 توی تمام مهمونی ها شیک و آراسته باشید.
💙کدبانوبودنتون و همون روز اول به خانواده شوهرتون نشون ندید که براتون میشه وظیفه.
💙 از کارهای مثبت همسرتون قدردانی کنید .
💙بهش القا کنید که شما رو حمایت کنهمثلا کسی بهتون حرفی زد و ناراحت شدید بگید خوبه که تو رو دارم و کنارمی و میتونم همه سختی ها رو فراموش کنم.
💙غرزدن ممنوععععع
💙پرحرفی ممنوعععع
💙پیش شوهرتون هرگززززززز از خانوادش بد نگید
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#سوتی 😁
مادرشوهرم از خونشون اومدیم بیرون ک بریم خونه دخترش...وسط کوچه مون یه ماشین پارک بود روبرو یکی از خونه ها ....انگار منتظر کسی بود ومن دیدم یه آن آقاهه غیب شد فک کردم رفته داخل همون خونه....خلاصه از کنار ماشینش ک رد شدم دوستم اونور کوچه دست تکون داد و منم ازینور با صدای بلند گفتم سلااااااااام خوبی یهو آقاهه از رو صندلی بلند شد وگفت سلام خانوم من خوبم شما خوبین 😂😂😂😂😂نگو بنده خدا صندلیو خوابونده ک استراحت کنه و منم فک کردم نیس....اونم فک کرده با ایشونم😂😂.جالبه مادرشوهرم وایستاد یه احوالپرسی گرم و طولانی باهاش کرد فک کرد از اقوام منه تا حالا ندیدتش😂😂😂😂
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
رازِدِل 🫂
. سامان اشاره ای به بدنم که نیمه برهنه بودم کرد و گفت لباسات و اول بپوش.!! تند تند لباسام و پوشیدم
.
با گریه گفتم : تهدیدم کرده بود مجبور بودم من هیچ رابطه ای با اون آدم بیشرف نداشتم ،ازم آتو داشت ترسیدم کاری کنه تو رو از دست بدم.!!
_چه آتویی داشت حرف بزن...😠
همه چیو براش تعریف کردم از همون روز اول که فهمیدم رویا مادرم نیست و با رامین دوست بوده تا زندانی کردنم و فیلم و..
سامان با تعجب فقط نگاهم میکرد و سکوت کرده بود.!😔
حق هم داشت این همه اتفاق در عرض یک هفته افتاده بود و زندگی ما رو زیر و رو کرده بود.
در حالیکه به نخسه افتاده بودم گفتم: سامان من دوستت دارم به خدا بدون تو نمیتونم من میخواستم بهت بگم ولی ترسیدم از اینکه همه چیو بفهمی و تنهام بزاری خواهش میکنم کمکم کن خواهش میکنم تنهام نزار.!!🙏🥺
_ تو باید از اول همه چیو به من میگفتی نه خودم بفهمم و تو رو تو اون وضع ببینم.!
میدونی با پنهون کاریت چیکار کردی؟؟
تو به پدرتم خیانت کردی تو حتی پدرتم بازی دادی.!!
_این حرف و نزن من هر کاری کردم به خاطر این بوده که وضع از این بدتر نشه.
-ولی وضع و بدتر کردی خیلی بدتر...
سامان دور زد و دوباره افتاد سمت خونه رامین، با ترس گفتم چرا دور زدی؟؟
_نمیتونیم همونطوری ولش کنیم اگه بمیره دیگه بدبخت میشیم.
_نه رامین نرو خواهش میکنم.
-چی داری میگی اگه یارو بمیره اگه پلیس بیاد و اثر انگشت تو رو پیدا کنن میدونی چه اتفاقی میفته از اولشم نباید ول میکردیم بریم.!!😥
سامان با تمام سرعت میروند قلبم داشت میومد تو دهنم استرس بدی داشتم.
وقتی رسیدیم سر کوچه ماشین و پارک کرد و گفت تو بشین من برم ببینم چه خبره...!
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌼ســـلام
صبح جمعه تون بخیر و سلامتی 💗
💗 سـلامی با یه دنیـا آرزو
🌼 بـرای دوستـان خوبم
💗 الهـي امروزتون پر باشـه از
🌼 بــرکت
💗 شــادی
🌼 آرامـش
💗 ســعادت
🌼 و موفقیـت
💗 اوقات خوبی
🌼کنار خانواده داشته باشید🙏
┈••✾❀🌹🦋🌹❀✾••┈