#سوتی😂
دوسال پیش وقتی بچه هام چهار ساله و دو ساله بودن ، با ماشینمون داشتیم میرفتیم یه شهری که باشهرمون دوساعت فاصله داره
توی این مسیر حدود پنج کیلومترش گردنه وحشتناکی داره
ما که رسیدیم وسطای گردنه لاستیک ماشینمون پنچر شد ، من و دوتا بچه هام از ماشین اومدیم پایین تا شوهرم لاستیکو عوض کنه
یه تریلی(ماشین سنگین) مارو که دید وایساد و اومد کمکمون و بدون اینکه ما بهش بگیم چند تا بطری آب خنک بهمون داد(هوا گرم بود)
آب توی ماشینمون گرم شده بود. شاید از نظر بقیه چیز خاصی نباشه ولی واسه ما خیلی ارزش داشت
هر وقت باشوهرم از اون جاده رد میشیم یادش میکنیم و دعا میکنیم ان شاءالله همیشه سفرش بی خطر باشه
#سوتی_بفرست 😁🖐
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#سوتی🤣
سلام
یه خاطره از زندگیم ما ، خودمون چهار تا آبجیم ، داداش نداریم بعد دخترم یه ساله شد من ناخواسته باردارشدم تا هفته نهم نمیدونستم باردارم چون پریودم نامنظم بود
جاری منم همراه من بار دار شد اون بچش پسر بود بچه من معلوم نبود جنسیتش
ما شب تاسوعا یه نذر داشتیم باید ادا میکردیم
هيئت داشتن خونه مادر شوهرم اینا ... مامانبزرگ شوهرم و مادرشوهرم میگفتن این میخواد یه دختر دیگه بیاره به کی میخواد بره پسر بیاره 🥺🥺🥺از این حرفا ...
کسی زیاد کمکم نداد نمیذاشتن جاریم کار کنه ولی من از اول تا آخر کمک دادم
زنعموی شوهرم گفت یه کم استراحت کن اذیت شدی ساعت چهار صبح خوابیدم ولی خیلی دلم شکست با گریه خوابیدم
خواب دیدم کربلام بین الحرمین توی صف که برم زیارت کنم خسته شدم کفشامو درآوردم
یه چند تا خانم لباس سقا میفروختن منم یه دونه خریدم ، صدام زدن بیا برو نوبتت رفتم داخل حرم شدم هیچ ضریح وجود نداشت یه قبر شش گوشه بود که گلبرگ های صورتی پوشیده شده بود یه بچه با لباس سقا روی قبر وسط گلبرگها بود ، یه خانم صورتشو ندیدم گفت بیا جلو رفتم گفت این بچه تو ، مرادتو دادیم 😭😭😭
وقتی پسرم به دنیا شبیه همون بچه ای بود که توی خواب دیدم
به حدی خوشگل و تپل بود توی بیمارستان، همه میمومدن میدینش 😍😍😍
برام دعا کنید قسمت بشه برم کربلا
#سوتی_بفرست 😁🖐
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#سوتی😂
موقع ما خواستگاریها سنتی بود واول بزرگترها میرفتن اگه پسند میکردن بعد دختر وپسر با هم صحبت میکردن اون هم یک الی دو بار
خانمی هم اومده بود خواستگاری برا پسرش خیلی هم تعریفش رو میکرد نگو پسرش (کارمند مخابرات بود)همونی بود که چند بار من رفته بودم مخابرات به دوستام زنگ بزنم متلک میگفت ومزاحم میشد برا بار دوم سوم که اومد واصرار ..
بهش گفتم پسرتون رو میشناسم ونمیتونم قبول کنم که حتی باهاش حرف بزنم ،این بنده خدا از داخل خونه ی ما شروع کرد به داد وبیداد که دل پسر منو شکستی خوشبخت نمیشی ،کسی نمیاد تو رو بگیره و....😂😂هیچی دیگه بعدش بایدجواب مادرم وخانواده ام رو هم میدادم که چطور میشناسمش
#سوتی_بفرست 😁🖐
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#سوتی🤣
سلام
یه خاطره از زندگیم ما ، خودمون چهار تا آبجیم ، داداش نداریم بعد دخترم یه ساله شد من ناخواسته باردارشدم تا هفته نهم نمیدونستم باردارم چون پریودم نامنظم بود
جاری منم همراه من بار دار شد اون بچش پسر بود بچه من معلوم نبود جنسیتش
ما شب تاسوعا یه نذر داشتیم باید ادا میکردیم
هيئت داشتن خونه مادر شوهرم اینا ... مامانبزرگ شوهرم و مادرشوهرم میگفتن این میخواد یه دختر دیگه بیاره به کی میخواد بره پسر بیاره 🥺🥺🥺از این حرفا ...
کسی زیاد کمکم نداد نمیذاشتن جاریم کار کنه ولی من از اول تا آخر کمک دادم
زنعموی شوهرم گفت یه کم استراحت کن اذیت شدی ساعت چهار صبح خوابیدم ولی خیلی دلم شکست با گریه خوابیدم
خواب دیدم کربلام بین الحرمین توی صف که برم زیارت کنم خسته شدم کفشامو درآوردم
یه چند تا خانم لباس سقا میفروختن منم یه دونه خریدم ، صدام زدن بیا برو نوبتت رفتم داخل حرم شدم هیچ ضریح وجود نداشت یه قبر شش گوشه بود که گلبرگ های صورتی پوشیده شده بود یه بچه با لباس سقا روی قبر وسط گلبرگها بود ، یه خانم صورتشو ندیدم گفت بیا جلو رفتم گفت این بچه تو ، مرادتو دادیم 😭😭😭
وقتی پسرم به دنیا شبیه همون بچه ای بود که توی خواب دیدم
به حدی خوشگل و تپل بود توی بیمارستان، همه میمومدن میدینش 😍😍😍
برام دعا کنید قسمت بشه برم کربلا
#سوتی_بفرست 😁🖐
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
یه بار تو نوجوونی شاید دوازده سیزده سالم بود با عموها و عمه ها جمع شده بودیم خونه یکی از عمه هام مهمونی تعدادمون زیاد بود و بگو بخند و سر و صدا... یه دفعه احساس دلپیچه کردم گاز تو روده م جمع شده بود😔 هوا سرد بود تنبلی کردم برم تو حیاط گفتم شلوغ پلوغه کسی متوجه نمیشه ولش کردم ولی فکر نمیکردم صدا بده صداشم خییییلی بلند نبودهااا... به محض اینکه این صدا تو اون شلوغی صادر شد شوهر عمه م انگار به اسمصداش کرده باشن از اوووون سر سالن سرشوبلند کرد زل زد به من یعنی قشنگ چشم تو چشم شدیم... گمونم اپلیکیشن جهت یاب صدا نصب کرده بود رو خودش😁😁😁هنوز متعجبم که تو اون جمع چطور صدا رو شنید و منبعش رو درست تشخیص داد😅😅😅
#سوتی_بفرست
آیدی ادمین کانال برای ارسال درد و دل و سوال و تجربیاتتون😌🫶
@setaraaaam(. ❛ ᴗ ❛.)
╔═🍃♥️🍃══════╗
@raz_del
رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶🌫️
╚══════🍃♥️🍃═╝
#سوتی 🤣
چند شب پیش داشتیم با شوهر خالم میرفتیم خونه مامان بزرگم 😐
چون بچه کوچیک داریم وسایلامون خیلی زیاده
میخواستیم ببریم تو گفت میبرم میبرم منم گفتم نه بابا زحمت نکشید خودم میبرم بعد انقد تعارف کردیم گفت فکر کردی میخای برشون دارم ؟😐
منم گفتم نه بابا اینا لباس کهنن هر چقد خواستی بردار 😐🥸🥺
هیچی دیگه انقد خجالت کشیدم یکم دیگه مونده بود بزنم زیر گریه 🚶🏻♀🕳
#سوتی_بفرست
آیدی ادمین کانال برای ارسال درد و دل و سوال و تجربیاتتون😌🫶
@setaraaaam(. ❛ ᴗ ❛.)
╔═🍃♥️🍃══════╗
@raz_del
رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶🌫️
╚══════🍃♥️🍃═╝
#سوتی_بفرست
روز نامزدیمون من خیلی خجالت میکشیدم تو عکسا همش خجالتی و اروم مظلوم بودم و اخم کرده بودم هی میگفتن اخماتو باز کن و فلان من گوش نمکردم تا اینکه دیدم یه چیز خیلی سردی تو صورتم هجوم اورد نگو دختر خالم بود هی ک من به حرفش محل نمیذاشتم اومد یه تشت اب سرد ریخت بهم
لباسام ارایشم تمام خراب و خیس شدم یعنی کلن ابروم پیش همه رفت بعد بلند شدم یه چک خوبی زدمش که نگو ولی خدایی هنوز خونواده شوهرم به روم نیوردن😂😂😂😂😂
آیدی ادمین کانال برای ارسال درد و دل و سوال و تجربیاتتون😌🫶
@setaraaaam(. ❛ ᴗ ❛.)
╔═🍃♥️🍃══════╗
@raz_del
رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶🌫️
╚══════🍃♥️🍃═╝