eitaa logo
شعر مذهبی رضیع الحسین
9.8هزار دنبال‌کننده
744 عکس
7 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
نشسته ام وسط روضه ، چشم تر برسد برای رفتنِ تا عرش ، بال و پر برسد عروجِ روح به معراجِ عشق ممکن نیست مگر دو قطره‌ی اشکی دمِ سحر برسد من از فراق تو دلسرد می شوم گاهی از اینکه قبلِ وصالِ تو مرگ ، سر برسد عزیز فاطمه! از دور‌ی‌ات مریض شدم خدا کند که دوایَت به محتضر برسد دو ماه گریه برای ظهور تو کم بود... وگرنه یارِ سفر کرده این صَفَر برسد چِقَدر ضَجّه زدی پای بی کسیِ خودت ندیده ایم به داد تو..،یک‌نفر برسد! گدای‌ِ خانه‌ٔ تو‌ بودن آرزوی من است فقط اجازه بده سائلت به در برسد چه می شود که مرا هم بغل کنی یکبار... پسر به لذّتِ بوسیدنِ پدر برسد تو را به حقِّ رضا یا رضای ما..،برگرد بیا که زود به سلطان هم این خبر برسد . . نفس کشیدنِ آسان چِقَدر سخت شود اگر که قطره ای از زهر تا جگر برسد غریبِ مشهدِ ما روی خاک‌ها جان داد بدون آنکه به جسمش کمی ضرر برسد فدای خون گلویی که مثل جو شده بود حسین ، زیر سم اسب زیر و رو شده بود @raziolhossein
گرفته است دلم مثل آسمان امشب دوباره حرف فراق است در میان امشب به پای ثانیه ها چنگ می زنم اما چرا نمی گذرد کندتر زمان امشب فدای سینه زن خسته ای که بعد دو ماه گرفته کنج حسینیه آشیان امشب یکی برای خود آرام روضه می خواند زبان گرفته یکی هم "حسین جان" امشب مدینه، کرب و بلا، سامرا، نجف، مشهد کجاست صاحب عزا صاحب الزمان امشب بیا بخاطر این اشک، این لباس سیاه دمی کنار عزادارها بمان امشب نخواهم اجر، ولی از تو خواهشی دارم بیا به مجلس ما روضه ای بخوان امشب پس از دو ماه چه اجریست بهتر از اینکه در آستان رضاییم میهمان امشب چه سفره ای شود آن سفره ای که جمع شود به دست بخشش آقای مهربان امشب @raziolhossein
یاصاحب الزمان کم ما را قبول کن (امسال هم محرم ما را قبول کن) از تو نفس رسید و برایت نفس زدیم‌ این ناله های پر غم ما را قبول کن آقا وظیفه است اگر گریه می کنیم این اشک های نم نم ما را قبول کن با اشک عیادت دل زخمی ات آمدیم آقا بیا و مرهم ما را قبول کن حتما قصور کرده ام آقا حلال کن عرض ارادت کم ما را قبول کن تا زنده ایم نوکر این خانواده ایم این عهد زیر پرچم ما را قبول کن ما قول می دهیم که ترک گنه کنیم این توبه ی مسلم ما را قبول کن هر دم حسین گفتم و هر بازدم حسن هم بازدم و هم دم ما را قبول کن دارد بساط ماه عزا جمع می شود این سفره ها به دست رضا جمع می شود امشب هوای ضامن آهو گرفته ام مهر قبول نوکری از او گرفته ام @raziolhossein
گاهی به "حسین" و "مجتبی" گریه کند بر "زینب" و "کلثوم" جدا گریه کند یارب! فرج "مهدی" او را برسان "زهرا" تا کی؟ تا به کجا گریه کند؟ @raziolhossein
فتنه ها بر پاست برگرد ای عزیز فاطمه مادرت تنهاست برگرد ای عزیز فاطمه پشت در جمعند اصحاب سقیفه وای من شعله ها بر پاست برگرد ای عزیز فاطمه یک لگد بر در گرفته ثلثی از سادات را پشت در غوغاست برگرد ای عزیز فاطمه ناله ی حیدر بیا شد ناله ی فضه بیا اوج غم اینجاست برگرد ای عزیز فاطمه پشت در زهرا صدایت کرد مهدی جان بیا منتظر زهراست برگرد ای عزیز فاطمه مرتضی آمد عبا را روی بانویش کشید شرمسار آقاست برگرد ای عزیز فاطمه روی دیوار و در و مسمارِ بیت مرتضی رد خون پیداست برگرد ای عزیز فاطمه @raziolhossein
فراق تو درد است و درمان ندارد چرا قصه ی هجر پایان ندارد تو جان جهانی تو صاحب زمانی بدون تو جسم جهان جان ندارد بیا ای که در سال های ظهورت پر است از بهار و زمستان ندارد خودت را مگیر از دل بیقرارم که بودن بدون تو امکان ندارد تو این روزها باز هم غرق اشکی و اشک تو را چشم باران ندارد خدا را دوصد شکر آقا تو هستی اگر زائر آن قبر پنهان ندارد در این روزهای غریبی سپاهی بجز همسرش شاه مردان ندارد و بستند دستان خیبرگشا را شنیدند و گفتند امکان ندارد یهودی در آن کوچه دادش درآمد مگر که مدینه مسلمان ندارد @raziolhossein
گاهی به "حسین" و "مجتبی" گریه کند بر "زینب" و "کلثوم" جدا گریه کند یارب! فرج "مهدی" او را برسان "زهرا" تا کی؟ تا به کجا گریه کند؟ @raziolhossein
فتنه ها بر پاست برگرد ای عزیز فاطمه مادرت تنهاست برگرد ای عزیز فاطمه پشت در جمعند اصحاب سقیفه وای من شعله ها بر پاست برگرد ای عزیز فاطمه یک لگد بر در گرفته ثلثی از سادات را پشت در غوغاست برگرد ای عزیز فاطمه ناله ی حیدر بیا شد ناله ی فضه بیا اوج غم اینجاست برگرد ای عزیز فاطمه پشت در زهرا صدایت کرد مهدی جان بیا منتظر زهراست برگرد ای عزیز فاطمه مرتضی آمد عبا را روی بانویش کشید شرمسار آقاست برگرد ای عزیز فاطمه روی دیوار و در و مسمارِ بیت مرتضی رد خون پیداست برگرد ای عزیز فاطمه @raziolhossein
فراق تو درد است و درمان ندارد چرا قصه ی هجر پایان ندارد تو جان جهانی تو صاحب زمانی بدون تو جسم جهان جان ندارد بیا ای که در سال های ظهورت پر است از بهار و زمستان ندارد خودت را مگیر از دل بیقرارم که بودن بدون تو امکان ندارد تو این روزها باز هم غرق اشکی و اشک تو را چشم باران ندارد خدا را دوصد شکر آقا تو هستی اگر زائر آن قبر پنهان ندارد در این روزهای غریبی سپاهی بجز همسرش شاه مردان ندارد و بستند دستان خیبرگشا را شنیدند و گفتند امکان ندارد یهودی در آن کوچه دادش درآمد مگر که مدینه مسلمان ندارد @raziolhossein
خُونِ مَظلُوم، تُو را می‌خوانَد     آهِ مَحرُوم، تُو را می‌خوانَد اَشگِ مَعصُوم، تُو را می‌خواَند قَلبِ مَغمُوم، تُو را می‌خوانَد تُو گُشایَندِهء مُشکِل‌هایی تُو شَفابَخشِ هَمِه دِل‌هایی دادگاهِ تُو به پا گَردَد کِی؟ حَقَِّ مَظلُوم، اَدا گَردَد کِی؟ خَصمْ مَحکُومِ فَنا گَردَد کِی؟ قامَتِ ظُلم، دُو تا گَردَد کِی؟ تا به کِی فاطِمِه گُویَد پِسَرَم؟ تا کِی اِسلام بِگُویَد پِدَرَم؟ خُونِ رُخسارِ رَسُولِ دُو سَرا فَرقِ بِشکَافتِهء شِیرِ خُدا نالِه‌های شَب و رُوزِ زَهرا پَرچَمِ سُرخِ شَهِ کَرب‌ و بُلا هَمِه گُویَند بِیا، مَهدِی جان بِشنُو نالِهء ما، مَهدِی جان مامَت، اِی مُنتَقِمِ ثار الله هَم‌چِنان ماهِ شَبِ آخَرِ ماه چِهرِه پِنهان کُند اَز دِیدِهء شاه  تا به رُویَش نَکُنَد شاه، نِگاه چِه کَسی دِیدِه کِه با حالِ پَرِیش رُو بِگیرَد زَنِی اَز شُوهَرِ خِویش؟ با خُدا گُفت کِه اِی دادگرَم مَن کِه مَحرُوم زِ اِرثِ پِدَرَم مَن کِه دِل‌خَستِه زِ داغِ پِسَرَم مَن کِه آزُردِه زِ دِیوار و دَرَم حَق نَدارَم کِه کُنم نالِه زِ جان   حال، لُطفِی کُن و مَرگَم بِرَسان خِیز با نَغمِهء ،مادَر مادَر،   رُوی کُن دَر حَرَمِ پِیغَمبَر اَز دِل خاکَ، تَنِ آن دُو نَفَر به دَر آور گُو با دِیدِهءتَر کِه شُما اَز چِه به هَم پِیوَستِید پَهلُویِ مادَرِ من بِشکَستِید؟ @raziolhossein
دستان علی ز کینه بسته است بیا از دست غم زمانه خسته است بیا حالا که شده روضه ی زهرا... برگرد حالا که دل حسن شکسته است بیا @raziolhossein
داغی به دلش ز ضرب سيلی ست علی بیش از همه مشتاق فرج کیست علی در پیش مزار فاطمه با حسنین مشغول دعا برای مهدیست علی @raziolhossein