#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
گفتم "حسین"، صفحهی دل، پرستاره شد
راهِ نجات، دامنِ یک شیرخواره شد
گفتم که کیست، اکبرِ آیاتِ کردگار؟
فوراً به گاهوارهی اصغر، اشاره شد
بابالحوائج است و زود گره باز میکند
با اذنِ او، امورِ دو دنیا، اداره شد
هرچند کودک است، ولی بهرِ دردها
با دست کوچکش بنِگر، راهِ چاره شد
...
میسوخت در غمش همهی هفت آسمان،
تیر از کمان پرید و جهان در نظاره شد
تیر از کمان پرید و گلوی علی که نه...
قلبِ پدر برای پسر، پاره پاره شد
بر ماتمش زمین و زمان، نوحه میکنند
دستِ حسین، مقتلِ این شیرخواره شد
#عادل_حسین_قربان
@raziolhossein
#مناجات
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
منم آن گناهکاری که به معصیت اسیرم
تو مرا عزیز کردی ز گنه ولی حقیرم
تویی آنکه بینیازی و منم نیازمندم
تو عطا کننده و من سر کوی تو فقیرم
تویی آن بزرگواری که کرامت است کارت
چه شود که من هم امشب ز تو توشه ای بگیرم
نظری کن و برایم بنویس یک نجف را
خوشم آنکه در همه عمر سگ درگه امیرم
همه هست آرزویم که علی علی بگویم
که میان ذکر گفتن وسط حرم بمیرم
سر سفره وقت افطار نظرم به آب افتاد
دل من شکست و یادِ علیِ نخورده شیرم
به فدای مادری که سر کودکش به نی دید
به اشاره گفت اما ز غم حسین پیرم
#محمود_اسدی_شائق
@raziolhossein
#مناجات
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
منم آن گناهکاری که به معصیت اسیرم
تو مرا عزیز کردی ز گنه ولی حقیرم
تویی آنکه بینیازی و منم نیازمندم
تو عطا کننده و من سر کوی تو فقیرم
تویی آن بزرگواری که کرامت است کارت
چه شود که من هم امشب ز تو توشه ای بگیرم
نظری کن و برایم بنویس یک نجف را
خوشم آنکه در همه عمر سگ درگه امیرم
همه هست آرزویم که علی علی بگویم
که میان ذکر گفتن وسط حرم بمیرم
سر سفره وقت افطار نظرم به آب افتاد
دل من شکست و یادِ علیِ نخورده شیرم
به فدای مادری که سر کودکش به نی دید
به اشاره گفت اما ز غم حسین پیرم
#محمود_اسدی_شائق
@raziolhossein
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
ای گل پرپر امام حسین
آخرین یاور امام حسین
یا علی اصغر امام حسین
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
این من و این دل پر از دردم
رو به گهواره تو آوردم
دست خالی که بر نمیگردم
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
بالم از معصیت شکسته شده
دلم از این زمانه خسته شده
همه درها به روم بسته شده
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
پای تا سر گناه و تقصیرم
آمدم تا کنی تو تطهیرم
پرِ قنداقه تو میگیرم
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
مستمند و فقیر و بیچارم
دردمند و مریض و بیمارم
چشم بر دست کوچکت دارم
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
با همین دستها چها کردی
حاجت عالمی روا کردی
گره های بزرگ وا کردی
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
تو که باب الحوائجِ همه ای
نور چشم حسین فاطمه ای
در کرم مثل شاه علقمه ای
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
گر نگاهی به ما کنی چه شود
این رهِ بسته وا کنی چه شود
قسمتم کربلا کنی چه شود
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
ای که میسوخت از عطش جگرت
تشنگی کرده بود محتضرت
به سرشک و خجالت پدرت
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
به همان ساعتی که مضطر گشت
غنچه اش با سه شعبه پرپر گشت
رفت تا سوی خیمه و برگشت
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
به خیامِ پر اضطراب قسم
به دل از عطش کباب قسم
به گرفتاری رباب قسم
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
به دل زار مادر پیرت
نشد آخر بگیرد از شیرت
به گلوی بریده با تیرت
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
ای که قنداقه تو شد کفنت
خون تو گشت آب غسل تنت
من به قربان دست و پا زدنت
(یا رضیع الحسین ادرکنی)
#عبدالحسین
@raziolhossein
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
در اوجِ دلبری سندِ پاکِ داوری
معصوم زاده ای وزلال و مطهری
یادش بخیر مادرِ گلهایِ یاسمن
تو محسنِ نداشتة بیتِ حیدری
شش ماهة حسینی و نازت کشیدنی
تو جامی از سبویِ طهورانِ کوثری
کارِ هزار خطبه نموده سکوتِ تو
لب وا نکرده بر همه عشاق رهبری
حالات ابروانِ تو فرقی نمی کند
خنده کنی وگریه کنی باز ،دلبری
مسند نشینِ گوشة گهواره ای ولی
از عالمی تو یک سرو گردن به حق سری
باب الحوائجی لقبِ کوچکِ شماست
اما حقیقتا تو معمایِ محشری
ای آخرینِ علیِ حرم سبطِ بوتراب
مولانژادی وزتبارِ پیمبری
قدری بخند ای گلِ دردانة رباب
تو نازدارِ قافله ،هستیِ مادری
ای نازنین مسافرِ هجده شبِ حسین
ای پارکابِ سلسلة عشق،محوری
قنداقه ات به دستِ علمدار دیدنیست
تاجی ز گُل به شاخِ بلندِ صنوبری
محشر بنامِ خونِ تو آغاز می شود
گرچه میانِ قافله تو یارِ آخری
نامِ تو بُردم وترک افتاد بر لبم
در تشنگی چو غنچة خشکیده پرپری
سعی صفا ومروه به حالت اثر نکرد
در کربلا ذبیحِ لب عطشان ِ هاجری
پشتِ سرِ حسین به گریه رباب گفت:
داری دلِ مرا به رویِ دست می بری
شد پاره چون گلوی تو بندِ دلِ رباب
اینگونه است حالتِ فرزند ومادری
فرصت نشد به دورِ تنِ نازِ تو پسر
جایِ کفن به گریه بپیچند معجری
با پشتِ دست قبرِ تو را صاف می کنند
فکرِ غنیمت اند در این دشت ،لشگری
پهنایِ نیزه با سرِ تو سازگار نیست
باقی نذاشته تیر برایِ تو حنجری
بالایِ نیزه حرمله نگذاشت مادرت
یک سایه بان درست نماید به روسری
در لحظة وصال بیا آبرو بخر
آخر مرا قبول کن آقا به نوکری
#قاسم_نعمتى
@raziolhossein
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
چقدر مشکل ما را نگفته حل کردی...
در این مقوله که باب الحوائجی شک نیست
رسیده اند پس از تو تمام اهل لغت
به اینکه معنی "اصغر" همیشه "کوچک" نیست
#مسعود_یوسفپور
@raziolhossein
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
علی علیست برادر!
چه فرق اصغر و اکبر
چه شیرخواره که شیرِ
خداست از همه منظر
عقیق سرخ ولا را
پدر گرفته به چنبر
قدش به زینت دوشِ
نبی شده ست برابر
ز شیرخوارگی اش پا
نهاده است فراتر
بزرگ بود و برایش
رکاب عرش، محقر
که در قواره ی فهمش
نبود جامه ی باور
بزرگ بود چو قرآن
به روی دست پیمبر
بزرگ بود تو گویی
علی مقابل خیبر
بزرگ بود و به دستش
چراغِ خفتنِ اختر
ملک نبسته خمیده
به گاهواره ی او پر
چنان بزرگ که خونش
از آسمان برود سر
سه شعبه چون سه خلیفه
حسود بود و مکدر
بگو که خصم بداند
حسین با علی اصغر
زمین کربوبلا را
غدیر میکند آخر
نیافت مرد دریغا
میان آنهمه لشکر
پس آب خواست که بیعت
به آب بود میسر!
امیر نطق که آندم
نشسته بود به منبر
به غیر خون گلویش
نخواند خطبه ی دیگر
اگر چه بود سه شعبه
پی جدایی آن سر
به نص لحمک لحمی
یکی شدند دو پیکر
#مسعود_یوسف_پور
@raziolhossein
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
گاهواره نیست در شأن تو ای کوه وقار!
تکیه بر دست حسینت کن میان کارزار
تیر از نوع سه پر، آنهم در این گرد و غبار
یعنی از تو خصم میترسد علیِ شیرخوار!
آمدی و پاسخ هل من معین شد آشکار
چون زره قنداقه را بستی به تن، از هر کنار
چون عمو تیغی به جز ابروی تیزت برندار
آمدی میدان بجنگی، آب میخواهی چه کار
حتم دارم جبرئیل افتاده یاد این شعار:
لافتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار
در نبردت لب به لب تکبیر میخواهی فقط
شیر لازم نیست، تو شمشیر میخواهی فقط
کی میان خیمه این ساعت اقامت میکنی
در غدیر خویش می آیی امامت میکنی
دشت را یکباره حیران قیامت میکنی
آنچه کرد عباس، تو بی قد و قامت میکنی
تشنگی سخت است اما استقامت میکنی
هر فراتی هست را غرق ندامت میکنی
رود را با این لب خشکت ملامت میکنی
از ضریح حنجرت داری کرامت میکنی
چند ماهت هست و توصیف شهامت میکنی
با پر قنداقه ات فردا قیامت میکنی
داشتی ای کاش در میدان مجالی بیشتر
لااقل مانند اکبر سن و سالی بیشتر
ای قنوت پادشاه کربلا! این سرزمین
شک ندارم با تو گشته قبله ی اهل یقین
نیست در شانت رکابی، خاتم یکسر نگین!
در چنین سن کس نشد باب الحوائج، شاه دین!
شیر خوردی از رباب اصلا تو یا ام البنین؟؟
تیری آمد شعبه شعبه شد شریعه شرمگین
قاب قوسینی و آغوش پدر عرش برین
تازه میفهمم چرا خونت نمیریزد زمین
شد سرت پشت سر عباس با نی همنشین
سر علم کردی ندیده کس علمدار اینچنین
ای مسیح تشنه! هر دم نام تو اعجاز کرد
دست های تو گره های بزرگی باز کرد
#مسعود_یوسف_پور
@raziolhossein
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
گفتم "حسین"، صفحهی دل، پرستاره شد
راهِ نجات، دامنِ یک شیرخواره شد
گفتم که کیست، اکبرِ آیاتِ کردگار؟
فوراً به گاهوارهی اصغر، اشاره شد
بابالحوائج است و زود گره باز میکند
با اذنِ او، امورِ دو دنیا، اداره شد
هرچند کودک است، ولی بهرِ دردها
با دست کوچکش بنِگر، راهِ چاره شد
...
میسوخت در غمش همهی هفت آسمان،
تیر از کمان پرید و جهان در نظاره شد
تیر از کمان پرید و گلوی علی که نه...
قلبِ پدر برای پسر، پاره پاره شد
بر ماتمش زمین و زمان، نوحه میکنند
دستِ حسین، مقتلِ این شیرخواره شد
#عادل_حسین_قربان
@raziolhossein
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
السلام آقاجان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
ای پادشه خوبان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
از آب شدی محروم ، یاسَیّدَنَاالمَظلوم
لب تشنه شدی قربان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
از داغ تو ای بی سر ، ای غریب بی مادر
عالم شده بی سامان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
هرکس که شود امروز ، در عزای تو گریان
فرداست لبش خندان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
هم آب حیاتی تو ، هم فلک نجاتی تو
دیگر چه غم از طوفان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
این خطّ و نشان یک روز ، از داغ تو میمیرم
هستم سرِ این پیمان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
گفتی که بود اشکم ، بر زخم تنت مرهم
گریم به تو چون باران ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
من سینه زنِ شاهم ، پیرهن نمیخواهم
یاد آن تنِ عریان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
سینه میزنم یادِ ، سینه ای که بشکستند
در زیرِ سمِ اسبان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
جبرئیل بر آدم ، روضه عطش خوانده
با اشک و دلِ سوزان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
هیچ جای این عالم ، هیچ کس نمی بندد
آب بر روی مهمان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
بعد کربلا دیگر ، آب هم گوارا نیست
شعله میزند بر جان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
مادرت چه حالی داشت ، آن لحظه که میگفتی
یا قوم اَناَالعطشان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
شمر و مرکبش سیراب ، اصغر از عطش بی تاب
ای دریغ از باران ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
یَابنَ ساقی کوثر ، مجبور شدی آخر
رو زدی به نامردان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
حرمله جوابت داد ، با سه شعبه آبت داد
من بمیرم آقاجان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
تیر بوده یا خنجر ، یک لحظه سرِ اصغر
شد به پوست آویزان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
هی سمت حرم رفتی ، هی دوباره برگشتی
حیرانی و سرگردان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
با دست خودت کَندی ، قبر شیرخوارت را
از چشم همه پنهان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
مادرش چه حالی داشت ، روی نیزه وقتی دید
آن ستاره تابان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
این سر از روی نیزه ، با نسیم می افتاد
سنگی نخورد بر آن ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
#عبدالحسین
@raziolhossein
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_رمضان
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
دوباره تحت عنایات مستدام شما
شروع میکنم این ماه را به نام شما
سلام امام زمانم! سلام محبوبم!
امید بستهام آقا به یک سلام شما
سلام من به قنوتت، به آن دو سجدهیتان
سلام من به قعودت، به آن قیام شما
چه ماه پر برکاتی! چه فرصت خوبی!
بیا که من بشوم باز همکلام شما
نگاه کن که ز عبدت گناه سر نزند
به احترام نگاهت، به احترام شما
نگاه کن که فقط خرجتان شود عمرم
که غیر از این نبُوَد حاجت غلام شما
ببین که سفرهی هر سالمان به نام شماست
فقیر آمدهام که رسد طعام شما
سفارشت به روی چشم من، عزیزم! چشم!
بیا که روضه بخوانم به التیام شما
بیا که با تو بگریم به روضهی اصغر
فدای داغ دل و گریهی مدام شما
غم خجالت ارباب، داغ سنگینیست
که مرهم است بر این زخم، انتقام شما
#رضا_تاجیک
@raziolhossein
#مناجات #امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
تا گناه آمد زمینم زد، دلم را غم گرفت
مادری از راه آمد، دست من را هم گرفت
روزگاری چشم هایم زمزمی از اشک بود
از دو چشمم اشک را، این معصیت کم کم گرفت
توبه ام توبه نشد، اما تو راهم داده ای
بین خوبان خدا، چشم تو من را هم گرفت
مطمئنم آدم از گریه به جایی می رسد
اشک ارثی بود که ذریه ی آدم گرفت
من به شوق دیدن روی تو ای حسن تمام
مرگ را در لحظه ی مردن بغل خواهم گرفت
دست شستم از همه دنیا و دل بستم به تو
دست عباس آمد و روی سرم پرچم گرفت
گم نخواهد کرد راه بندگی را هر کسی
یک نخ از پرچم سیاه روضه را محکم گرفت
مطمئنا مادرت زهرا دعایش می کند
هر کسی اسم تو را یک بار حتی دم گرفت
عاقبت یک روز از داغ تو من جان میدم
چند خط از مقتلت را خواندم و قلبم گرفت
ناگهان تیر آمد و زیر گلو را ناز کرد
ناله از عرش خدا آمد، دل عالم گرفت..
#وحید_محمدی
@raziolhossein