eitaa logo
درس رجال استاد حاج سید محمد جواد سید شبیری
2.2هزار دنبال‌کننده
407 عکس
35 ویدیو
105 فایل
درس رجال استاد حاج آقای سیدشبیری از اساتید حوزه علمیه #مشهد برای ارسال #اشکالات علمی، #انتقادات، #پیشنهادات، #مطالب مفید و ارسال #جزوات با ما در ارتباط باشید👇 @rejal_admin تبلیغ و تبادل👇 @Admin_rejal مدیریت کانال👇 @rejal_hoze ارتباط با استاد👇 @smjssh
مشاهده در ایتا
دانلود
💎 ۴》_ 🔰عنوان بحث: 《سلسله نکاتی پیرامون کتاب شریف الکافی و چاپ‌های آن》 📑به دومین ابهام، از میان سه ابهامی که پیرامون کتاب الکافی و چاپ های آن بیان شد، پرداخته می‌شود. ✍ حجت‌الاسلام مهدی باقری ۲_اشکال و ابهام در متن درکتاب شریف کافی برخی روایات وجود دارد که ابهامی در متن آن ها وجود ندارد و با برخی داده‌های تاریخی یا اعتقادی و غیره در امامیه سازگاری ندارد که تحقیقات موجود از این کتاب از جمله 《دارالحدیث》 به آنها اشاره‌ای نکرده‌اند که به عنوان نمونه چند مورد را مثال می‌زنیم. 🔸مثال اول عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ رَفَعَهُ، قَالَ: لَمَّا مَاتَ ذَرُّ بْنُ أَبِي ذَرٍّ، مَسَحَ أَبُو ذَرٍّ الْقَبْرَ بِيَدِهِ، ثُمَّ قَالَ: رَحِمَكَ اللَّهُ يَا ذَرُّ، وَ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ بِي بَارّاً، وَ لَقَدْ قُبِضْتَ وَ إِنِّي عَنْكَ لَرَاضٍ. أَمَا وَ اللَّهِ مَا بِي فَقْدُكَ، وَ مَا عَلَيَّ مِنْ غَضَاضَةٍ، وَ مَا لِي إِلَى‏ أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ مِنْ حَاجَةٍ، وَ لَوْ لَا هَوْلُ الْمُطَّلَعِ، لَسَرَّنِي‏ أَنْ أَكُونَ مَكَانَكَ. وَ لَقَدْ شَغَلَنِي الْحُزْنُ لَكَ عَنِ الْحُزْنِ عَلَيْكَ، وَ اللَّهِ مَا بَكَيْتُ لَكَ، وَ لَكِنْ بَكَيْتُ عَلَيْكَ. فَلَيْتَ شِعْرِي مَا ذَا قُلْتَ وَ مَا ذَا قِيلَ لَكَ؟ ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ وَهَبْتُ لَهُ مَا افْتَرَضْتَ عَلَيْهِ مِنْ حَقِّي، فَهَبْ لَهُ مَا افْتَرَضْتَ عَلَيْهِ مِنْ حَقِّكَ، فَأَنْتَ أَحَقُّ بِالْجُودِ مِنِّي. 📚کافی،ج۵،ص۶۱۲ •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• https://eitaa.com/joinchat/3382378498C19ca80d707
💎 《۴》_ مرحوم شوشتری در 《قاموس الرجال》 ذیل عنوان 《ذر بن ابی ذر》 می‌گوید: «قال المصنّف: وقع في توبة الفقيه، و هو صحابي مات في حياة أبيه. أقول: من أين حكم بصحابيّته و لم يذكره أحد فيهم؟ حتّى الجزري الّذي عنون كلّ من عدّ متحقّقا، و غير متحقّق.» 📚قاموس الرجال،ج۴،ص۳۰۵ طبق بیان مرحوم شوشتری، ظاهراً در منابع حدیثی و تاریخی شیعه وارد نشده است که فرزند جناب ابوذر غفاری از دنیا رفته باشد و این جملات را ایشان نسبت به فرزند خود خطاب نماید. ظاهراً صحیح در روایت «لما مات زر بن عمر بن ذر وقف أبوه علی قبره» باشد و اسم عمر در نقل کافی سقط شده‌ است. مرحوم شوشتری می‌گوید: «قال الكليني: رفعه عليّ بن إبراهيم... و أقول: رواه ابن قتيبة في عيونه عن محمّد بن أحمد بن يونس، عن عمر بن جرير المهاجري هكذا: قال: لمّا مات ذرّ بن عمر بن ذرّ وقف أبوه على قبره... الخ.» 📚عیون‌الاخبار،ج۲،ص۳۳۷ سپس می‌فرماید: «و الأصل فيهما واحد قطعاً، و أحدهما وهم، و لا يبعد أصحّيّة الثاني؛ فعنون الحلية «عمر بن ذرّ» و روى هذا المضمون عنه في ثلاثة أخبار.» 📚قاموس الرجال،ج۴،ص۳۰۵ در کتاب 《حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء》 در ذیل عنوان 《عمر بن ذر》 سه روایت با مضمون روایت کافی ذکر شده است. 📚حلیة الأولیاء، ج٥،ص١٠٨ همچنین در کتاب 《مسکن الفؤاد عند فقد الأحبة والأولاد》 این‌گونه آمده است: «روی المبرد: قال: لما هلک زر بن عمر وقف علیه أبوه... الخ.» 📚مسكن الفؤاد في فقدالاحبة والأولاد، ص٦٣ •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 📲 ثواب انتشار این پیام با شما📿 کانال درس رجال استاد سید محمد جواد سید شبیری https://eitaa.com/joinchat/3382378498C19ca80d707 https://t.me/rejal_shobeiri
💎 《۴》_ 🔹مثال دوم عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ يَزِيدَ، عَنْ بَدْرٍ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: حَدَّثَنِي سَلَّامٌ أَبُو عَلِيٍّ الْخُرَاسَانِيُّ، عَنْ سَلَّامِ بْنِ سَعِيدٍ الْمَخْزُومِيِّ، قَالَ: بَيْنَا أَنَا جَالِسٌ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ، عَابِدُ أَهْلِ الْبَصْرَةِ، وَ ابْنُ شُرَيْحٍ فَقِيهُ أَهْلِ مَكَّةَ - وَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام) مَيْمُونٌ الْقَدَّاحُ مَوْلَى‏ أَبِي جَعْفَرٍ (عليه‌السلام). فَسَأَلَهُ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ، فَقَالَ: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، فِي كَمْ ثَوْبٍ كُفِّنَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله علیه و آله وسلّم)؟ قَالَ: فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابٍ... الخ. 📚کافی،ج۲،ص۳۲۹ با فحص در مصادر، هیچ نامی از شخصی به‌نام 《ابن شریح》 در عصر امام صادق علیه‌السلام به‌عنوان فقیه مکّه یافت نمی‌شود. ظاهراً این نام تصحیف 《ابن جریج》 باشد که نام کامل وی 《عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریج القریشی اموی》 است. گزارشی در کتاب 《تاریخ طبری》 آمده است با این عبارت: «و فی هذه السنة حبس محمد بن إبراهیم بن محمد بن علی، و هو أمیر مکه - فیما ذکر - بأمر المنصور إیاه بحبسهم: ابن جریج و عباد بن کثیر و الثوری. ثم اطلاقهم من الحبس بغیر إذن أبی جعفر، فغضب علیه أبو جعفر.» 📚تاریخ‌طبری، ج۸، ص۵۸ 🔸مثال سوم عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ وَ يَعْقُوبَ السَّرَّاجِ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام: «أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه‌السلام لَمَّا بُويِعَ بَعْدَ مَقْتَلِ عُثْمَانَ صَعِدَ الْمِنْبَرَ، فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلَا فَاسْتَعْلى‏، وَ دَنَا فَتَعَالى‏، وَ ارْتَفَعَ فَوْقَ كُلِّ مَنْظَرٍ. وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُه‏... وَ مَا عَلَيَّ إِلَّا الْجُهْدُ، وَ إِنِّي لَأَخْشَى‏ أَنْ‏ تَكُونُوا عَلَى‏ فَتْرَةٍ، مِلْتُمْ عَنِّي مَيْلَةً كُنْتُمْ فِيهَا عِنْدِي‏ غَيْرَ مَحْمُودِي‏ الرَّأْي‏... الخ.» 📚کافی،ج۱۵،ص۱۷۱ در این روایت حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: «لَأَخْشَى أَنْ تَكُونُوا عَلَى فَتْرَةٍ.» فعل مضارع به کار برده شده که ظهور در زمان استقبال دارد. اما در جمله بعد می‌فرمایند: «مِلْتُمْ عَنِّي مَيْلَةً كُنْتُمْ فِيهَا عِنْدِي غَيْرَ مَحْمُودِي الرَّأْي.» در این جمله فعل ماضی به‌کار رفته که ظهور در زمان گذشته دارد. از نظر ادبی، این دو جمله با هم تناسب ندارند؛ چرا که جمله دوم صفتی برای «فترة» است، و با توجه به فعل «تَكُونُوا»، زمان آن باید آینده باشد. بنابراین، صفت و موصوف از نظر زمانی با هم تناسب ندارند و این جمله اشتباه است. اما اگر همین روایت را در منابع دیگر بررسی کنیم، می‌بینیم که جمله به شکل دیگری نیز بیان شده است. به‌عنوان مثال، در کتاب 《شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار》 تألیف قاضی نعمان مغربی، عالم اسماعیلی مذهب، بدین صورت آمده است: «و ما علیّ إلّا الجهد، و کانت أمور مضت، ملتم فیها علیّ میلة واحدة، کنتم عندی فیها غیر محمودی الرأی.» 📚شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار، ج١،ص٣٧٢ طبق این نقل، معنای جمله صحیح بوده و مشکل ادبی ندارد. بنابراین، در نقل کافی اشتباهی رخ داده است. 📌ادامه دارد... •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 📲 ثواب انتشار این پیام با شما📿 کانال درس رجال استاد سید محمد جواد سید شبیری https://eitaa.com/joinchat/3382378498C19ca80d707 https://t.me/rejal_shobeiri
💎 《۶》 🔰عنوان بحث: 《سلسله نکاتی پیرامون کتاب شریف الکافی و چاپ‌های آن》 ✍ حجت‌الاسلام مهدی باقری 📑نتیجه: با توجه به موارد پیش‌گفته که به‌عنوان نمونه ذکر شد و به‌صورت موردی به آن‌ها برخوردیم (و حاصل فحص کامل کتاب کافی نبوده است)، می‌توان گفت اگر این کتاب به‌طور کامل و دقیق مورد بررسی قرار بگیرد، موارد متعددی از ابهامات یافت می‌شود. لذا نیاز به بررسی و رفع این ابهامات احساس می‌شود. جهت این مهم، لازم است تحقیقی جامع و دقیق در مورد کتاب کافی صورت گرفته و به اشکالات موجود پاسخ داده شود؛ نه این‌که تنها به ذکر اختلاف نسخ و اشاره به برخی از این اشکالات و ابهامات بسنده شود. 📌پیشنهاد: جهت نیل به این هدف که کمک شایانی به محققین می‌کند، علاوه بر زحمات انجام‌شده در تحقیقات موجود، اقدامات زیر نیز پیگیری شود: 1. توجه به نقل‌های مشابه در سایر منابع شیعه. 2. توجه به نقل‌های مشابه در کتب عامه. 3. توجه به بایسته‌های هماهنگی داده‌های مرتبط به سند با داده‌های مرتبط به متن. 《پایان》 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 📲 ثواب انتشار این پیام با شما📿 کانال درس رجال استاد سید محمد جواد سید شبیری https://eitaa.com/joinchat/3382378498C19ca80d707 https://t.me/rejal_shobeiri
💎 《۷》 🔰عنوان بحث: 《تصحیفی که به تکذیب انجامید(تکذیب جابر جعفی توسط سعید بن جبیر)》 ✍ محمود رفاهی 📑ابن حجر عسقلانی و مغلطای، تکذیب جابر بن یزید از سوی سعید بن جبیر را به عقیلی نسبت داده‌اند: «قال العقيلي (فی الضعفاء): كذّبه سعيد بن جبير»1️⃣وفات جابر در سال 128 2️⃣ و 132 3️⃣و وفات سعید در 94 4️⃣و 95 5️⃣ گزارش شده است. در برخی روایات، جابر بن یزید از سعید بن جبیر روایت کرده است.6️⃣ بنابراین، تکذیب جابر توسط سعید بعید می‌نماید. با مراجعه به ضعفاء عقیلی مشخص می‌شود که در نقل عسقلانی و مغلطای، اختصار رخ داده است: «جَابِرُ بْنُ يَزِيدَ الْجُعْفِيُّ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ حَدَّثَنَا دَاوُدُ بْنُ رُشَيْدٍ قَالَ حَدَّثَنَا ابْنُ عُلَيَّةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَيُّوبُ قَالَ قُلْتُ لِسَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ إِنَّ جَابِرَ بْنَ يَزِيدَ يَقُولُ كَذَا وَكَذَا، فَقَالَ كَذَبَ جَابِرٌ» 7️⃣ ادامه👇 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 📲 ثواب انتشار این پیام با شما📿 کانال درس رجال استاد سید محمد جواد سید شبیری https://eitaa.com/joinchat/3382378498C19ca80d707 https://t.me/rejal_shobeiri
💎 《۷》 استبعاد پیش‌گفته با این نقل هم برطرف نمی‌شود، اما توجه به عبارتی مشابه، ریشه‌ی اشکال را مشخص می‌کند: «حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ قَالَ نا ابْنُ عُلَيَّةَ عَنْ أَيُّوبَ قَالَ قُلْتُ لِسَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ إِنَّ جَابِرَ بْنَ زَيْدٍ كَانَ يَقُولُ إِذَا زَوَّجَ السَّيِّدُ فَإِنَّ الطَّلَاقَ بِيَدِهِ فَقَالَ كَذَبَ جَابِرُ بْنُ زَيْدٍ» 8️⃣ تشابه دو نقل و تطابق اسلوب گفت‌وگو، به‌خوبی اتحاد آن‌ها را نشان می‌دهد. طبق نقل اخیر، تکذیب سعید در مورد جابر بن زید بوده است. وفات جابر بن زید، در سال 93 گزارش شده است9️⃣و تکذیب وی توسط سعید طبیعی است. همچنین، ایوب (سختیانی) از جابر بن زید روایت می‌کند🔟، اما روایت او از جابر جعفی غیرطبیعی و فاقد مصداق است. بنابراین، مشخص می‌شود که تکذیب سعید بن جبیر، در مورد جابر بن زید بوده و ارتباطی با جابر جعفی نداشته و تصحیف "زید" به "یزید"، موجب انتساب اشتباه در ضعفاء عقیلی شده است. *شایان ذکر است که آقای دکتر محمد قندهاری، در گفت‌وگویی مجازی، پیش از مواجهه با نقل ابن ابی شیبه و صنعانی، تصحیف مذکور را حدس زده بودند. _____________________ 1️⃣ تهذیب التهذیب، ج 2، ص 49؛ اکمال تهذیب الکمال، ج 3، ص 140 2️⃣ الکامل فی الضعفاء، ج 2، ص 330 و 332؛ رجال نجاشی، ص 128 3️⃣ رجال شیخ، ص 129 4️⃣ تاریخ طبری، ج 6، ص 487 5️⃣ تاریخ الاسلام، ج 6، ص 368 6️⃣مصنف ابن ابی شیبه، ج 1، ص 293 7️⃣ الضعفاء الکبیر، ج 1، ص 191 8️⃣ مصنف ابن ابی شیبه، ج 4، ص 104؛ و ن.ک: مصنف عبدالرزاق، ج 7، ص 239 9️⃣ ثقات ابن حبان، ج 4، ص 101 🔟 مصنف عبدالرزاق، ج 6، ص 242: «ایوب عن ابی الشعثاء» •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 📲 ثواب انتشار این پیام با شما📿 کانال درس رجال استاد سید محمد جواد سید شبیری https://eitaa.com/joinchat/3382378498C19ca80d707 https://t.me/rejal_shobeiri
💎 《۸》 🔰عنوان بحث: 《سلسله نکاتی پیرامون زمینه گرایی در فهم حدیث، گونه ها و هنجارها (1)》 ✍ محمود رفاهی 📑اصطلاح زمینه یا بافت کلام، به اموری اشاره می کند که همراه کلام اند و در دلالت آن نقش دارند. این امور را به انحاء مختلفی می توان تقسیم کرد. شایع ترین تقسیم، تقسیم به زبانی (درونی) و غیر زبانی (بیرونی) است. بافت زبانی، جملاتی است که همراه کلام، بیان شده اند و ملاحظه ی آن ها در فهم کلام اثر گذار است. بافت غیر زبانی، هر امر غیر زبانی است که در فهم کلام مؤثر است. بافت موقعیت، بافت فرهنگی و پیرا زبان به عنوان سه مؤلفه ی بافت غیر زبانی شمرده می شود. مراد از بافت موقعیت، شرایط و خصوصیات وضعیتی است که گفت و گو در آن رخ داده است و اموری چون مکان و زمان اداء کلام، متکلم، مخاطب، حاضرین و ... را در بر می گیرد. •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 📲 ثواب انتشار این پیام با شما📿 کانال درس رجال استاد سید محمد جواد سید شبیری https://eitaa.com/joinchat/3382378498C19ca80d707 https://t.me/rejal_shobeiri
💎 《۸》 🔸بافت فرهنگی، فرهنگ و اندیشه ها و اعتقادات مشترک بین افراد جامعه ای است که تکلم در آن تحقق یافته است. در پیرا زبان نیز به اموری چون نحوه ی اداء سخن و اشارات و حالات بدنی متکلم هنگام تکلم توجه می شود. مراد ما از "زمینه" در این یادداشت، تمام مؤلفه های بافت بیرونی، غیر از پیرا زبان است. ارتکازات و سیر عقلائی، ارتکازات و سیر متشرعه، فتاوی عامه در ظرف صدور نص، فرهنگ عربی، عرف مکان و زمان صدور کلام و حوادثی که در بستر صدور کلام، مورد توجه بوده، همگی می توانند در ضمن زمینه های کلام شمرده شوند. در شاخه های مختلف علوم اسلامی به تأثیر زمینه در فهم کلام توجه شده است. از جمله: • در علوم ادبی و خصوصا بلاغت، به ارتباط میان برخی از مؤلفه های بافت و کلام پرداخته شده است. • یکی از شاخه های مهم علوم قرآن، شناخت اسباب نزول آیات است و از دیرباز، تألیفاتی در این زمینه نوشته شده است. البته در مباحث اسباب نزول غالباً به اتفاقات جزئی که منجر به نزول آیه شده توجه می شود؛ نه فضای عامی که آیه در بستر آن نازل شده است. با این حال گاهی در میان اسباب نزول، اموری ذکر می شود که از مصادیق زمینه ی عام نزول آیه محسوب می شود. در کتب تفسیری نیز گاهی از زمینه ی نزول آیه در فهم مفاد آن کمک گرفته شده است.1⃣ • اصطلاح "سبب ورود حدیث" از مصطلحات مطرح در علوم حدیث است که تا حدودی با مفهوم زمینه ی صدور حدیث متقارب است. در سده های پیشین، تألیفات متعددی درباره ی اسباب ورود حدیث در حوزه ی حدیث عامه نوشته شده است. در این آثار معمولاً به جمع آوری احادیثی که سبب ورود آن ها ذکر شده و نهایتاً تقسیم بندی اسباب ورود پرداخته شده است. در دوره ی معاصر، اقبال ویژه ای به این جهت شده و نوشته های متعددی پیرامون آن تألیف شده است. گذشته از علوم حدیث، در میان تألیفات حدیثی نیز گاه با توجه محدّثین به زمینه ی صدور و تأثیر آن در فهم حدیث مواجه می شویم. 2⃣ _____________________ 1⃣برای مثال، ن.ک:طبرسی،مجمع البیان،ج۱،ص۴۴۰،ذیل آیه ۱۵۸ سوره بقره. 2⃣برای نمونه، ن.ک:کلینی،الکافی(اسلامیه)،ج۴،ص۹۱. •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 📲 ثواب انتشار این پیام با شما📿 کانال درس رجال استاد سید محمد جواد سید شبیری https://eitaa.com/joinchat/3382378498C19ca80d707 https://t.me/rejal_shobeiri
💎 《۸》 🔸• در مسائل فقهی متعددی به تأثیر فضای صدور حدیث در فهم آن توجه شده است. اما تأکید ویژه به این امر را می توان در منهج فقهی آیۀ الله بروجردی مشاهده کرد. پس از آیۀ الله بروجردی، این تفکر در میان برخی از شاگردان ایشان نیز بروز یافته است. • گرچه تأثیر زمینه ی صدور کلام در فهم آن به صورت مستقل در اصول مطرح نشده اما اصولیون از دوران متقدم به برخی از فروع این مسأله پرداخته اند3⃣ و در مواضعی، به قرائن حالیه و دخالت آن در فهم کلام توجه شده است. در خارج از فضای علوم اسلامی نیز توجه به تأثیر فضای صدور کلام در فهم آن، قدمت دیرینه ای دارد. در مباحث تفسیر عهدینی، توجه به بافت از دیرباز تا دوران معاصر مورد توجه بوده است. پس از عصر نوزایی، در حوزه های مختلف مرتبط با فهم و تفسیر متن، اثرگذاری زمینه کلام مطرح بوده و نزاع های دامنه داری در جایگاه زمینه در فهم کلام رخ داده است. در زبان شناسی، توجه جدی به زمینه ی کلام با مقاله ی مردم شناسی به نام مالینوفسکی (1942م) آغاز شده و اصطلاح "بافت موقعیت" و "بافت فرهنگی" ابداع وی شمرده می شود. 4⃣ کاربردشناسی، از شاخه های جدید زبان شناسی به "بررسی معنا در بافت" تعریف می شود.5⃣ علاوه بر کابردشناسی، در حوزه های جامعه شناسی زبان، زبان شناسی پیکره ای، تحلیل کلام و تحلیل گفتمان نیز به بافت زبان توجه می شود.6⃣ در سال های اخیر، پژوهش هایی در راستای به کارگیری مباحث مطرح در علوم جدید در مواجهه با متون اسلامی صورت گرفته است. با این حال، گونه های تأثیرگذاری زمینه در برداشت از متون و هنجارها و ضوابط زمینه گرایی خصوصاً با تمرکز بر متون دینی نیاز به تحقیق و تبیین بیشتر دارد. در ادامه، بعضی از انحاء تأثیرگذاری زمینه با تمرکز بر حدیث مطرح می شود و با بیان نمونه هایی، تلاش می شود تا برخی از ضوابط آن مشخص شود. ________________________ 3⃣ برای نمونه، ن.ک: سید مرتضی، الذریعۀ، ج1، ص306 و 307. 4⃣ هلیدی و حسن، زبان، بافت و متن، ص41 تا 45. مقاله ی مالینوفسکی در ضمیمه ی کتاب معنای معنی آمده است: آگدن و ریچاردز، معنای معنی، ص427 تا 483. 5⃣ چپمن، معنی کاربرد شناختی، ص18؛ و ن.ک: یول، کاربردشناسی زبان، ص11. 6⃣ برای مروری بر چگونگی رویکرد این 4 حوزه، ن.ک: چپمن، معنی کاربرد شناختی، ص303 تا 327. 📌ادامه دارد... •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 📲 ثواب انتشار این پیام با شما📿 کانال درس رجال استاد سید محمد جواد سید شبیری https://eitaa.com/joinchat/3382378498C19ca80d707 https://t.me/rejal_shobeiri
💎 《٩》 🔰عنوان بحث: 《سلسله نکاتی پیرامون زمینه گرایی در فهم حدیث، گونه ها و هنجارها (٢)》 ✍ محمود رفاهی 📑گونه ی اول: تأثیر زمینه در توسعه‌ی مفاد حدیث هنگامی که در زمینه ی صدور حدیث، موقفی نسبت به موضوع مطرح در حدیث وجود دارد و آن موقف، اعم از مدلول لفظی حدیث است، توجه به زمینه می تواند موجب توسعه در مفاد حدیث شود؛ مانند مواردی که با توجه به ارتکازات متشرّعی و یا عقلائی، از عناوین مذکور در حدیث، الغاء خصوصیت می شود و یا از موضوعیت داشتن برخی قیود مذکور در حدیث، رفع ید می شود. این امر به دو شکل قابل تحلیل است: ادامه👇 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 📲 ثواب انتشار این پیام با شما📿 کانال درس رجال استاد سید محمد جواد سید شبیری https://eitaa.com/joinchat/3382378498C19ca80d707 https://t.me/rejal_shobeiri
💎 《۹》 🔸1- مخاطب با مأنوسات ذهنی اش کلام را تلقّی می کند و هنگامی که معنای عام، در ذهن مخاطب نقش بسته، در مواجهه با کلامی که همراستا با همان معنای عام است، ناخودآگاه همان معنای عام را از کلام برداشت می کند. حضور پیشینی معنای عام در ذهن مخاطب به دو شکل ممکن است: الف) تصوری محض: در این صورت، مخاطب پیش از مواجهه با کلام، باوری در رابطه با موضوع آن ندارد اما با معنای عامی در مورد آن موضوع، انس ذهنی دارد؛ مانند مواردی که مخاطب شیعی، به جهت زیست در فضای فقه عامه، با فتوای عامه آشنا است و از کلام امام، برداشتی مطابق با فتوای عامه که اعم از مفاد لفظی حدیث است می کند.1⃣ ب) همراه با تصدیق: در این صورت، مخاطب باور و جهت گیری خاصی نسبت به موضوع کلام دارد (به جهت ارتکازات عقلائی و یا باورهای عرفی و یا اعتماد داشتن بر فتاوی عامه) و این باور پیشینی، موجب می شود تا حدیث را مطابق با آن، تلقّی کند. البته گاهی، جهت گیری پیشینی، در حد باور و تصدیق جزمی نیست و به شکل تناسبات استحسانی است که از سکوت شارع هم نمی توان اعتبار آن را برداشت کرد (بر خلاف صورتی که باور جزمی پیشینی وجود دارد) اما وقتی کلامی از شارع همراستا با آن تناسبات صادر می شود، معنای عامِ موافق با آن تناسبات برداشت می شود. 2- گرچه استظهار از کلام برای مخاطبینی که در فضای صدور کلام قرار دارند، به صورت وجدانی رخ می دهد، اما گاهی کشف آنچه مخاطبین استظهار می کرده اند نیاز به استنباط دارد. این استنباط را می توان در قالب تعاملی بین سه مؤلفه تبیین کرد: مفاد کلام، زمینه ی صدور کلام و کارکرد کلام. _______________ 1⃣نمونه ی این امر در روایات مسأله ی حرمت ازاله ی شعر در حال احرام دیده می شود. تحلیل مذکور در متن، مطابق با این بیان آیۀ الله شبیری است: "اين مسأله در بين عامّه به عنوان «ازاله‌ى شعر على وجه الاطلاق» معنون بوده است و بين اقسام موها، مثل موى سر و موى لحيه و انواع كيفيت ازاله، مثل نتف و حلق فرق نمى گذاشتند، لذا هرگاه اين مصاديق در روايات ذكر مى شده، عرف متعارف، از اوّل، خصوصيات را الغاء مى كرده و همانى را مى‌فهميده كه در محيط مطرح بوده، يعنى على وجه الاطلاق، نه يك معناى أخص" 📚شبیری، کتاب حج، ج2، ص35 ادامه👇 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 📲 ثواب انتشار این پیام با شما📿 کانال درس رجال استاد سید محمد جواد سید شبیری https://eitaa.com/joinchat/3382378498C19ca80d707 https://t.me/rejal_shobeiri
💎 《۹》 با نظر ابتدایی به کلام، برداشتی نسبت به مفاد آن صورت می گیرد. این برداشت اولیه با لحاظ زمینه ی صدور کلام، ما را رهنمون به کارکرد صدور کلام می کند و کشف کارکرد کلام، موجب کشف اطلاعات جدیدی نسبت به مفاد کلام و شکل گیری برداشت دقیق تر از مفاد کلام می شود. مثلا وقتی با خطاب متضمن امر به کاری مواجه می شویم برداشت اولیه ای شکل می گیرد که آن کار، مورد بعث است. این برداشت اولیه در کنار ملاحظه ی زمینه ی صدور کلام که مثلا نزاعی در مورد مشروعیت و حرمت آن کار مطرح بوده و عدم وجوب آن کار، مفروغٌ عنه بوده، موجب احراز این مطلب می شود که این خطاب، به جهت مشخص کردن قول صحیح در این نزاع و برای امضاء یکی از این دو قول صادر شده است و این باعث می شود که از خطاب مذکور، برداشت وجوب نشود و به معنای اصل مشروعیت آن کار تلقی شود. همین بیان در محل بحث هم قابل تطبیق است. در مواجهه ی ابتدایی با کلام، مفاد لفظی آن برداشت می شود. با نظر به زمینه و لحاظ نسبت مفاد لفظی کلام با موقف عامی که در زمینه ی آن وجود دارد، مشخص می شود که کارکرد این کلام، امضاء موقف موجود در زمینه است و در طول احراز امضایی بودن کلام، سعه ی مفاد آن کشف می شود. علاوه بر مواردی که ذکر شد، توسعه در مفاد حدیث گاهی در قالب کشف مبنای مفاد لفظی حدیث رخ می دهد. صورت کلی این برداشت به این شکل است که حدیث، در موضوعی وارد شده که از صغریات یا فروعات کبرا یا قاعده ای است که در فضای صدور حدیث، محل اختلاف قرار گرفته و داوری در مورد موضوع مذکور در حدیث، بسته به مبنایی بوده که در آن کبرا یا قاعده ی کلی اتخاذ می شده است. در چنین فضایی، با داوری متکلم در مورد آن موضوع، موقف وی نسبت به آن مبنا مشخص می شده است. مثلا اگر فرض کنیم که در جامعه، نزاعی شکل گرفته که آیا اکرام علماء نجوم، واجب است یا خیر و ریشه ی این نزاع تماما به این بر می گردد که آیا وجوب اکرام عالم، مختص به عالم فقیه است یا شامل هر عالمی می شود. در چنین فضایی وقتی گفته می شود که اکرام عالم نجوم، واجب است چنین تلقی می شود که نزد متکلم، اکرام مطلق عالم واجب است و وجوب اکرام، اختصاص به عالم فقیه ندارد. استاد سید احمد مددی در موارد متعددی، با استناد به فضای صدور حدیث، برخی قواعد فقهی یا اصولی را از احادیثی که در موارد خاصی وارد شده اند برداشت کرده اند. این برداشت در مواردی با چالش هایی همراه است که ما را به یکی از مهم ترین هنجارهای زمینه گرایی رهنمون می کند. در یادداشت بعدی به ذکر نمونه هایی در این بحث پرداخته می‌شود، ان شاء الله. 📌ادامه دارد... •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 📲 ثواب انتشار این پیام با شما📿 کانال درس رجال استاد سید محمد جواد سید شبیری https://eitaa.com/joinchat/3382378498C19ca80d707 https://t.me/rejal_shobeiri