در رو باز کردم و افراد به سرعت وارد خونه شدند. مامان بزرگ رو روی برانکارد گذاشتند و سوار ماشین آمبولانس شدیم. توی راه مامان بزرگ زیر لب تکرار میکرد:«عمدی نبود، من نمیخواستم این اتفاق بیوفته... لوییس»
به بیمارستان رسیدیم. مامان بزرگ رو بردند و من جلوی در منتظر موندم. از پنجره بیمارستان بیرون رو تماشا میکردم. هوا سرد بود و بارون میبارید. به ساعتم نگاهی انداختم. فقط سه ساعت تا طلوع خورشید فرصت داشتیم. با نگرانی قدم میزدم و بی قرار بودم. حدود نیم ساعت گذشت و هیچ خبری نشد. از انتظار خسته شده بودم. به طرف اتاق رفتم و پرستار رو صدا زدم. چند دقیقه گذشت و وقتی سرش خلوت شد اومد. ازش پرسیدم:«حالش چطوره؟ کی میتونیم بریم؟» گفت:«شوک شدیدی بهش وارد شده. احتمالا چند روز باید بستری شه» گفت:«متاسفم، اما اون خیلی حالش بده. امکانش نیست که امشب مرخص بشه» بعد در اتاق رو باز کزد و تا خواست وارد بشه به سرعت متوقفش کردم و گفتم:«یعنی هیچ راهی وجود نداره؟ لطفا...» با ناراحتی سرش رو تکون داد و گفت:«خیلی متاسفم» بعد وارد شد و در رو بست. با اندوه به دیوار تکیه دادم و زیرلب گفتم:«اما من به لوییس قول دادم» ساعت سه و نیم بود و فقط دو ساعت تا طلوع باقی مونده بود. از شدت عجله کاپشنم رو فراموش کرده بودم و داشتم از سرما میلرزیدم. گوشه ای نشستم و دستام رو دور زانوهام پیچیدم. از پنجره روبهرو به آسمون نگاه میکردم و دعا میکردم خورشید طلوع نکنه. نیم ساعت دیگه هم گذشت و من هنوز منتظر بودم. آسمون کم کم تاریکی خودشو از دست داد. امیدم رو از دست دادم. بیمارستان اون ساعت سوت و کور بود و صدای پاهام که از استرس به زمین میکوبیدم پخش میشد. همون لحظه در اتاق باز شد و پرستار با عجله بیرون اومد. بعد با دکتری مشغول صحبت شد. به طرفش رفتم و حال مامان بزرگ رو پرسیدم. اما جواب نداد. دوباره گفتم:«ما باید بریم خواهش میکنم» رو به من کرد و گفت:«شرایط اصلا خوب نیست. فعلا از اینجا برو» این حرف رو که شنیدم ته دلم خالی شد. با لکنت گفتم:«ی.. یعنی... یعنی... امکان داره... ا... اون..» سکوت کرد و نگاهش رو دزدید. بغض گلوم رو فشرد و فقط به طرف اتاق دویدم. پرستار دنبالم اومد اما زودتر از اون وارد شدم. مامان بزرگ نفس نفس میزد و ضربان قلبش تند شده بود. فقط درباره لوییس حرف میزد اما بین نفس هاش شنیده نمیشد. شنیدم که میگفت:«من... ک.. کشتم... من لوییس رو... کشتم»
اینم از پارت جدید اگه اشتباه تایپی بود بذارید رو حساب سسدستی و بفهمید چه کلمه ایه باتشکر😭🙏🏻