من نگران فلسطین نیستم
فلسطین نگران من است.
🇵🇸
درست مثل یک معلم که نگران دانش آموزش است. فلسطین از این معلمها است که هفتهی آخر نکات مهم درس را مرور میکند، نمونه سوال حل میکند و بعد همانها را توی امتحان میآورد تا مبادا کسی رفوزه شود.
فلسطین انگار دارد داستان نویسی درس میدهد و نکات مهم را مرور میکند:
🔸درونمایه و پیام داستان
هر داستانی نیاز به یک درونمایه یا یک مضمون دارد. درونمایه همان پیام اصلی است که نویسنده قصد دارد ارائه دهد. مثلا درونمایه داستان باشد: « فلسطین کلید رمزآلود فرج است »
🔹اسطوره و کهن الگو
نویسندههای حرفهای در داستانشان به سراغ کهن الگوها میروند. این الگوها تجاربی است که در طول تاریخ مدام تکرار میشود. حالا برای درونمایه بالا به سراغ کدام تجربه ی تاریخی برویم؟ یک تجربه که در طول تاریخ مدام تکرار شود. عاشورا چطور است ؟ بیاید امتحان کنیم.
عاشورا تقابل خیر و شر است. سپاه خیر متشکل از افراد مختلفی است که تا قبل از روز عاشورا سابقه های فکری و دینی و نژادی مختلفی داشتند. مثلا جون سیاه پوست را داشتیم. خب حالا در داستان فلسطین هم باید سیاهپوستها نقش مهمی ایفا کنند. این را میگذاریم به عهدهی آفریقای جنوبی. یا مثلا وهب نصرانی را داشتیم. ایرلندیها و اسکاتلندیها انگار گزینهی بدی برای این کار نیستند. حر هم شخصیت تاثیرگذاری در داستان بوده. یک شخصیت که از سپاه شر به سپاه خیر می رود. نظرتان در مورد یک سرباز آمریکایی که خودش را به نشانه اعتراض آتش بزند چیست ؟
تکلیف اسطورههای سپاه شر هم مشخص است. حرمله و شمر و یزید به قدر کافی داریم. میماند فقط کوفیان . کسانی که ادعاهایشان گوش فلک را کر کرده بود. منتظران منجی.
🔸تغییر شخصیت
شخصیت داستانی باید در خط داستانی تغییر کند. حالا یا رشد و صعود کند یا سقوط. فرقی ندارد. نباید اول داستان با آخر داستان در یک موقعیت باشد. بهترین نویسنده جهان هم توی کتابش گفته است که سرنوشت قومی را در داستانش تغییر نمیدهد مگر آن که خود آن قوم تغییر کند. (*)
البته نباید شخصیت یکدفعه عوض شود. هر چه این تغییر نرم تر و به مرورتر باشد باورپذیرتر است.
فلسطین دارد اینها را میآورد جلوی چشمم. مرور میکند. وقتی تغییر را توضیح میدهد بیشتر به من نگاه میکند. انگار نگران است این مبحث را متوجه نشده باشم. انگار میخواهد بگوید به اطرافم نگاه کنم چقدر تغییر کرده است. خودم چقدر ...
این تغییر صعودی است یا سقوطی ؟ شخصیت من در نقطه اوج چه انتخابی می کند؟ در تعادل ثانویه پس از گره گشایی کجا قرار دارم؟ چه نقشی در داستان ایفا کرده ام ؟
من مطمئنم همهی این سوالات توی امتحان میآید...
* إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ... ( سوره رعد آیه ۱۱)
#بارقه #روز_قدس #فلسطین
✍#مسعود_شیخحسینی
○● @revayat_khane ●○
📝به نام خدایی که قویتر از ناوهای آمریکاست..
🎙میگویند که وقتی سفیر ایران در ایتالیا این گونه مصاحبهاش را آغاز کرد ، ادواردو آنیلی مصاحبه را دید و مسلمان شد. چند هفته پیش بود که یک کاربر گفته بود اگر ایران با موشک اسرائیل را بزند شیعه میشود. ناخودآگاه ذهنم میرود و مقایسه میکند...
⁉️ باخودم فکر میکنم اگر واقعه طبس امروز در ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ اتفاق میافتاد، ما چه واکنشی نشان میدادیم؟
🥱 مثلا وقتی صبح از خواب بیدار میشدیم و خبر را میشنیدیم چه شوخیهای طنزی در فضای مجازی داشتیم، شاید یک کاربر عکس آقای همساده را میگذاشت و زیرش مینوشت : « آقو ما فرمانده نظامی ارتش آمریکا بودیم، اومدیم به ایران حمله کنیم، از قضا طوفان شن شد. یعنی با خاک یکسان شدیم 😆»
یا شاید کاربر دیگری یک طرف عکس تجهیزات شیک و مدرن ارتش آمریکا را میگذاشت ⬅️ «ارتشی که آنلاین سفارش میدی،» آن طرف هم عکس لاشه بالگردها را می گذاشت ⬅️ « چیزی که تحویل میگیری.»
🖥 برایم جالب میشد که میدیدم رسانههای غربی و فارسی زبان چگونه میخواستند این شکست را ماستمالی کنند. شاید ایران اینترنشنال تیتر میزد « سربازان آمریکایی برای تماشای آسمان زیبای کویر در صحرای طبس فرود آمدند » شاید زور میزدند که پای خدا و امداد غیبی را نیاورند وسط. شاید...
🚀 این که چقدر پیشرفت کردهایم و از کجا به کجا رسیدهایم و چقدر لازم است و... همهاش درست. بر منکرش لعنت؛ ولی نمیدانم، راستش را بخواهید من نمیدانم امروز ما بیشتر به موشکهایمان مینازیم یا به خدایمان. بیشتر اطمینان به هایپرسونیک و بالستیک داریم، یا به ما رمیت اذ رمیت. به وعده الهی . شاید ما خیلی فرقها کرده باشیم ولی آیا خدای دهه ۶۰ با ۱۴۰۰ فرقی کرده است؟
🎧 بی اختیار یک مداحی توی ذهنم پخش میشود:
باور من اینه که
همیشه تو زندگیمی
من عوض شدم ولی
تو حسین بچگیمی.... ✨
✍#مسعود_شیخحسینی
📆 ۵ اردیبهشت | سالروز شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس
#وعده_صادق
#یادداشت
🔰مجموعه ادبی روایتخانه🔰
○● @revayat_khane ●○