۸ مهرماه #سالروز_عملیات پرافتخار و موفقیت آمیز #شمشیر_سوزان ( #اسیراک ) و تخریب تجهیزات اتمی رژیم بعثی عراق گرامی باد . ⚘
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#شرح_عملیات
#عملیات_شمشیر_سوزان
حماسه ديگر خلبانان نیروی هوایی
خلبانان جنگندههاي «اف ـ 4» ارتش جمهوري اسلامي پس از بازگشت به پايگاه همدان در گزارش خود اعلام كردند كه عمليات بمباران نيروگاه اتمي تموز فقط شش ثانیه طول كشيد، و هیچ کدام از سيستمهاي پدافند موشكي مستقر در اطراف آن در اين مدت كوتاه فرصت كافي براي شليك به سوي هواپیماهاي ما را نيافتند.
خلبانان سلحشور نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي در ماههاي اول جنگ تحميلي حماسههاي بي نظير از خود برجاي گذاشتند، كه در تاريخ جنگهاي معاصر جهان با قلمهاي نوراني به ثبت رسيده است. افزون بر عمليات 140 فروندي «كمان ـ 99» كه در دومين روز جنگ به مورد اجرا گذاشته شد، بمباران نيروگاه اتمي تموز در جنوب شرقي بغداد، كه در روز هشتم مهر ماه انجام شد، يكي ديگر از اين شاهكارهاي ماندگار است. اين خلبانان غيور همچنين در روز 15 فروردين سال 1360 با حمله به پايگاه هوايي الوليد، معروف به پايگاه «اچ ـ 3» واقع در منتهي اليه مرزهاي غربي عراق، صفحه زرين جديدي براي خود رقم زدند. چرا كه اين عملياتها موجب دگرگونیهای زیادی در روند جنگ تحمیلی گشت، و قدرتهاي استكباري جهان كه صدام را براي آغاز جنگ تا شكست انقلاب اسلامي تشويق كرده بودند، از پيروزي او نا اميد شدند.
بيترديد بمباران نيروگاه اتمي تموز عراق واقع در منطقه التويثه در جنوب شرقي بغداد در پرتو عملیات «شمشیر سوزان»، يكي ديگر از افتخارات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در زمان فرماندهي شهيد بزرگوار جواد فكوري بوده است. اين عمليات كه به طور حساب شده برنامه ريزي شد، و در بامداد روز هشتم مهرماه سال 1359 به مورد اجرا گذاشته شد، از نظر رواني یکی از مهمترين و تأثیرگذارترین عملیاتهاي نيروي هوايي، در ظرف يك هفته پس از آغاز جنگ بوده است. بمباران تأسيسات نيروگاه تموز توسط جنگنده بمب افكنهاي «اف ـ 4» نيروي هوايي در شرايطي تحقق يافت كه صدام معدوم براي تكميل این تاسیسات، تا رسيدن به ساخت بمب اتم فوق العاده اهميت قايل بود، وبا انواع موشكهاي پيشرفته «سام» روسي و «رولند» فرانسوي از آن محافظت به عمل ميآمد. از سوي ديگر نظر به اينكه كارشناسان فرانسوي عهده دار ساخت پروژه نيروگاه اتمي تموز بودند، نام آن را «اوسيراك» نهاده بودند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، دشمني ديرينه صدام معدوم با انقلاب اسلامي و مردم ايران به روشني نمايان گرديد، و با ياوه گوييهاي بيشمار، خود را «امیر سپاه اسلام، سردار قادسیه و نگهبان دروازه شرقي جهان عرب» در مقابل حركت خروشان و انقلابي مردم ايران عنوان كرد. با اين وصف صدام در پي پيروزي انقلاب و بروز نابساماني در برخي از يگانهاي نظامي و نيز فرار تعدادي از فرماندهان ارتش فرصت تحميل جنگ بر كشورمان را مغتنم شمرد، و با تشويق آمريكا و شيوخ عرب خليج فارس، قول پاکسازی سرزمین اسلام از کافران مجوسي را تكرار كرد. او با آغاز جنگ بيدرنگ، خود را رهبر نظامی جبهه متحد عربي معرفي كرد، و بسياري از سران دولتهاي مرتجع عرب همچون ملك حسين اردني، شاه عربستان سعودي، حسن دوم، شاه سابق مغرب و حسني مبارك مصري و ديگران بنا به دستور آمريكا به كمك او شتافتند.
حمله جنگنده بمب افكنهاي «اف ـ 4» نيروي هوايي ايران به نيروگاه تموز بغداد در حالي صورت گرفت كه ساخت نيروگاه ياد شده در شرف تکمیل و دریافت اورانيوم غني شده از كشورهاي غربي بود. صدام كودن همواره در سخنرانیهای خود در مجالس و محافل عربي، فخر فروشي میکرد كه عراق اولین کشور عربی است که به تكنولوژي ساخت بمب اتمي دسترسي پيدا كرده، و به زودي آزمایشات هستهای را آغاز خواهد کرد، غافل از اينكه جمهوري اسلامي ايران به هيچ وجه اجازه دستيابي به چنين قدرت بازدارندهاي را به او نخواهد داد.
با توجه به ماهيت پليد و جنايتكارانه صدام، براي اغلب دولتهاي جهان از جمله جمهوري اسلامي آشكار بود كه در صورت دستیابی او به بمب اتم از هیچ گونه جنایتی فرو گذار نخواهد كرد. در عين حال اکثريت صاحبنظران و تحليلگران سياسي دنيا هم بر این عقیده بودند که در صورت دستیابی عراق به سلاح كشتار جمعي به طور قطع باید منتظر فاجعه هولناك بود. به كارگيري مستمر صدام از انواع سلاحهاي شيميايي بر ضد نيروهاي رزمنده ايراني در طول سالهاي دفاع مقدس اين اظهار نظر را به روشني به اثبات رساند. لذا فرماندهان عملياتي و كارشناسان نيروي هوايي به منظور از كار انداختن نيروگاه اتمي تموز عراق، در اتاق شهيد جواد فكوري جلسه تشكيل دادند، و طرح اجراي يك عملیات ضربتی را تدارك ديدند، و قرار شد كه اين مأموريت سرنوشت ساز به عهده بهترين خلبانان پايگاه سوم شكاري شهيد نوژه همدان واگذار گردد.
#ادامه 👇
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
حال با توجه به ديوار حفاظتي بسيار قوي، شامل انواع پدافندهای زمین به هوا كه در اطراف نيروگاه تموز چيده شده بود، بر مسئولان عملياتي نيروي هوايي لازم بود كه همه جوانب امر را با دقت بررسي و رعايت كنند. اطلاعات جمع آوري شده توسط خلبانان ايراني حاكي از اين بود كه چند سایت موشکی پيشرفته روسي «سام ـ ۶» در فاصله دو کیلومتری شرق تأسیسات، و نيز پايگاههاي موشکی «رولند ـ ۲» ساخت فرانسه در فاصلههای ۵۰۰ متری و حدود ۴۰ قبضه توپ ضد هوایی ۲۳ و ۵۷ میلی متری در چهار طرف نيروگاه چيده و به وسيله رادار هدایت میشدند. سايت موشکي «رولند ـ ۲» مستقر در نيروگاه نسخه اصلي بود و نه نمونه صادراتی، و هدف دولت فرانسه از انتقال اين مدل موشك به عراق حفاظت از ساختمان نيروگاه و کارکنان فرانسوی شاغل در آن بود. چون دولت ژاك شيراك رئيس جمهوري وقت فرانسه، ساختمان نيروگاه را تا زمان تكميل و تحويل آن به دولت عراق بيمه كرده بود.
صاحبنظران نيروي هوايي معتقدند كه هواپيماهاي «اف ـ 4» به دستگاههای اخلالگر الکترونیکی مجهز ميباشند، و توان ايجاد اختلال در سیستم انواع موشکهای سام را دارند. ولي مشکل عمده خلبانان ما نداشتن دستگاههاي ايجاد اختلال در کار موشکهای «رولند ـ ۲» ساخت فرانسه بود. لذا خلبانان ايراني براي جبران اين نقيصه هنگام حمله به نيروگاه مزبور، لازم بود دو اصل انكار ناپذير «سبک بودن هواپيما و سریع بودن حملات» را با دقت رعايت ميكردند. با اين وصف به خلبانان اقدام كننده توصيه شد، براي موفقيت عمليات، در ارتفاع بسیار پایین و با حداکثر سرعت ممکن و با استفاده از مهارت شخصی بكوشند از تیررس پدافند قوی اطراف نيروگاه مصون بمانند.
پس از تصويب طرح نهايي عمليات «شمشير سوزان» توسط شهيد جواد فكوري، جزئيات آن به پايگاه همدان ابلاغ شد. چون فاصله پايگاه تا مرز عراق زياد است، به موجب اين طرح قرار شد، يك فروند هواپيماي بوئينگ 707 سوخت رسان با اسکورت دو فروند «اف ـ 14» تامکت، مسلح به موشکهای دوربرد فونیکس هنگام آغاز عمليات بر فراز مرز در حال پرواز باشد، و به هواپيماهاي «اف ـ 4» عمل كننده قبل از ورود به آسمان عراق سوخت برساند.
در بامداد روز هشتم مهرماه سال 1359 چهار فروند فانتوم «اف ـ 4» از گردان ۳۳ پایگاه سوم شکاری همدان كه هر كدام به شش فروند بمب ۵۰۰ پوندی و دو تیر موشک هوا به هوای اسپارو مجهز شده بودند، به پرواز در آمدند و به سوی نقطه ايستايي پيش رفتند، و کار سوخت گیری را با موفقيت انجام دادند، و وارد آسمان عراق شدند. بر اساس طرح تدارك ديده شده، هواپيماهاي جنگنده پس از عبور از مرز دو كشور به دو گروه دو فروندی تقسیم شدند. گروه اول به منظور فريب دشمن مأموريت داشت، در ارتفاع بسيار بالا پرواز كند، تا گروه دوم با پرواز در ارتفاع خيلي پايين به راحتي بتواند خود را از ديد رادارهاي عراق پنهان نگه دارد، و به هدف اصلي كه همانا انهدام نيروگاه اتمي تموز است برسد.
لذا خلبانان گروه اول به قدري در ارتفاع بالا پرواز كردند كه رادارهای عراق همه تلاش خود را روي رديابی اين دو هواپيما متمركز کردند، و از پرواز دو هواپيماي گروه دوم غافل ماندند. خلبانان گروه دوم پس از عبور از مرز با نهايت سرعت و پرواز در ارتفاع خيلي پايين خود را به هدف رساندند، و در فاصله پنج كيلومتري تأسيسات دوباره اوج گرفتند، و آنگاه خود را برای بمباران نيروگاه آماده کردند. سپس خلبانان جان بر كف در لحظه مناسب روي هدف شیرجه رفتند و بمبهاي خود را روي نيروگاه اتمي عراق فرو ريختند، در همان حال خلبانان گروه اول كه در ارتفاع بسيار بالا پرواز ميكردند، در آسمان نزديك بغداد ارتفاع خود را كاستند، و با سرعت به سمت نیروگاه برق الحارثيه بغداد شيرجه رفتند، و بمبهاي خود را با موفقيت روي آن فرو ريختند، و آن را منهدم كردند. عملیات گروه اول به قدری دقيق صورت گرفت که شهر بغداد و بسياري از مناطق مركزي تا چند روز بعد از حمله برق نداشتند.
خلبانان جنگندههاي «اف ـ 4» ارتش جمهوري اسلامي پس از بازگشت به پايگاه همدان در گزارش خود اعلام كردند كه عمليات بمباران نيروگاه اتمي تموز فقط شش ثانیه طول كشيد، و هیچ کدام از سيستمهاي پدافند موشكي مستقر در اطراف آن در اين مدت كوتاه فرصت كافي براي شليك به سوي هواپیماهاي ما را نيافتند. بر اساس اين گزارش با وجودي كه هيچ آسيبي به هواپيماهاي خودي شركت كننده در اين عمليات وارد نيامد، و اهداف عمليات تحقق يافت، ولی گويا قدرت تخریبی بمباران نيروگاه اتمي تموز توسط خلبانان ايراني به ميزان چشمگيري نبود که قابل جبران خسارتهاي وارد آمده نباشد. اين عمليات ادامه كار پروژه اتمي عراق را براي چند ماه متوقف كرد، و کارشناسان فرانسوی تلاش خود را براي بازسازی نیروگاه از سرگرفتند.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🔰 #کلام_امام | دفاع مقدس نشان داد هزینه تجاوز به کشور خیلی زیاد است
🔻رهبر انقلاب: امنیّت کشور به برکت دفاع مقدّس است؛ یعنی دفاع مقدّس نشان داد که هزینهی تعرّض و تجاوز به این کشور خیلی زیاد است. وقتی یک ملّت نشان داد پاسخ کوبنده به متجاوز میدهد، موجب میشود که متجاوز در تجاوز خودش به این کشور و این ملّت تأمّل کند و اگر بخواهد عاقلانه عمل کند، بفهمد که بهصرفهاش نیست. ۹۹/۶/۳۱
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۹مهرماه #سالروز_عملیات #غیور_اصلی گرامی باد . ⚘
👈 دشمن بعثی در روز هشتم مهر ۱۳۵۹ از سمت جاده خرمشهر به چند کیلومتری اهواز رسیده بود.
با هشدار حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) 🌺 و شبیخون پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای مردمی به فرماندهی شهید 🌷#علی_غیور اصلی، قوای دشمن منهدم شد، ارتش تا دندان مسلح بعثی عقب نشینی کرد و اهواز از خطر سقوط نجات یافت.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#شرح_عملیات
▫️شهید «علی غیور اصلی» به هنگام تجاوز صدام و بعثیان به کشور عزیزمان در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ و عبور از شهرهای بستان، سوسنگرد و حمیدیه و پیشروی به طرف اهواز به منظور تصرف مرکز استان، با سازماندهی تعدادی از برادران پاسدار و نیروهای مردمی داوطلب و به کارگیری تاکتیک حیرت آوری طی یک عملیات شبیخون، در ساعت ۲۴ روز ۹ مهر ۱۳۵۹ به مواضع ارتش متجاوز بعثی، در یک جبهه نسبتاً وسیع در محور جاده حمیدیه ـ سوسنگرد یورش برد.
در این عملیات نابرابر، نیروهای شهید غیور اصلی توانستند با کمک یگان های هوانیروز ارتش، نیروهای دشمن که استعداد آن ده ها برابر نیروهای خودی بود را با اتکا به ایمان و توکل خود به ایزد متعال و تأسی از مکتب امام حسین(ع) در هم کوبیده و با وارد نمودن تلفات بسیار سنگینی از جمله انهدام و به غنیمت درآوردن ده ها دستگاه تانک، آن ها را تا پشت شهر مرزی بستان عقب برانند.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🔴 غیوری که غیورانه به اصل خود رسید!
#زندگینامه #شهید_سردار_علی_غیوراصلی
سردار شهید علی غیور اصلی چهارم بهمن ۱۳۳۱ شب اربعین حسینی در مشهد به دنیا آمد. طفلی آرام، خوش روزی و خوش چهره بود. خانواده علی از نظر اقتصادی در وضعیت مطلوبی قرار نداشت و او در ۴ سالگی با متارکه پدر و مادرش، ناملایمات بیشتری متحمل شد. چند سالی را نزد مادر رشد یافت و سپس تحت سرپرستی پدرش قرار گرفت. اعتماد به نفس خصوصیتی دایمی در وی بود که از دوران کودکی به مدد آن مشکلات را از میان برمی داشت و همیشه این ویژگی در کنار ادب و مهربانی اش باعث جذب دیگران می شد و این گونه حس محبت و احترام افراد را نسبت به خود برمی انگیخت.
از ۶ سالگی فرایض دینی را به خوبی انجام می داد. پیش از دبستان مدتی به مدرسه ملی رفت و سپس در ۷ سالگی درس و مدرسه را به طور جدی آغاز کرد. با علاقه درس می خواند و از قدرت درک خوبی برخوردار بود. روحیه فعال و اجتماعی داشت و علاوه بر این که کمک موثری در کارهای منزل به حساب می آمد، در اوقات فراغت حرفه نجاری را فرا گرفت. در کنار این فعالیت ها به ورزش فوتبال (که بسیار مورد علاقه اش بود) می پرداخت و در نوجوانی مدتی در باشگاه ورزشی بود. علی غیور اصلی پس از اتمام دوره راهنمایی به تهران عزیمت کرد و در واحد تیپ نیروهای ویژه هوابرد ارتش استخدام شد.
او بسیار زیرک و سخت کوش بود و پس از این که دوره های متعددی را در داخل کشور گذراند، برای تکمیل تجربیات نظامی به چند سفر خارج از کشور از قبیل آلمان، ایتالیا، مصر و اردن فرستاده شد و علاوه بر آشنایی هر چه بیشتر با مسائل و تاکتیک های نظامی این فرصت را یافت تا فرهنگ های مختلف را از نزدیک مشاهده کند. با تواضع و متانت در رفع مشکلات دیگران از تجربیات خود سود می جست و از هیچ تلاشی فروگذار نبود.
در سال ۱۳۵۲ به سبب شناختی که به واسطه رابطه فامیلی از خانم طاهره دانشمندی داشت، ایشان را برای ازدواج انتخاب کرد و زندگی مشترک را در منزلی استیجاری در تهران آغاز کردند. حاصل این ازدواج دو فرزند به نام های شادی (متولد سال ۱۳۵۴) و محمد علی( متولد سال ۱۳۵۹) بود.
غیور اصلی در تمام دوران زندگی اش بسیار به مذهب و اعتقادات دینی اش اهمیت می داد و اطرافیانش را به نماز اول وقت توصیه می کرد. فرزند شهید در خاطره ای به این ویژگی او اشاره می کند: «پدرم هر وقت در منزل بودند، نماز را با هم برگزار می کردیم. ایشان جلو می ایستاد و من و مادرم پشت سرش نماز را اقامه می کردیم.» مادر علی، از او به عنوان انسانی وارسته یاد می کند و برادر وی در مورد عقاید و روش زندگی اش می گوید: «خدمت در ارتش، موقعیت هایی که به دست می آورد و جو حاکم بر ارتش آن زمان هرگز در عقاید و روش زندگی او تغییر ایجاد نکرد.
ساده زندگی می کرد. به بزرگ ترها خیلی احترام می گذاشت همیشه از لحاظ رفتاری جلوتر از همه بود. از قدرت جذب بالایی برخوردار بود.»
صراحت بیان داشت. توصیه او همیشه این بود: «مواظب باشید، خطرات همه جا هست. فقط با انسان مومن و واقعی دوستی کنید و از افراد بی اعتقاد دوری نمایید.» بسیار صحیح و با قرائت نماز می خواند و به همین دلیل در ارتش به او نظر مساعدی نداشتند. ارتش به مرور، همزمان با آشنا کردن هر چه بیشتر او با مسائل نظامی، فرصت اندیشیدن به ظلم ها و نابسامانی ها ( که ناشی از یک رژیم دیکتاتوری بود) را هم به وی داد.
غیور اصلی که علاقه زیادی به مطالعه کتاب های تاریخی و تاریخ اسلام داشت، به آثار استاد شهید مطهری جذب شد و مصرانه سخنرانی های ایشان را دنبال می کرد. همزمان با انقلاب به سبب تحولاتی که در غیور اصلی ایجاد شده بود، ارتش از جانب او احساس خطر می کرد و او را با تمام تجربیاتش به لشکر ۹۲ زرهی اهواز انتقال داد. او روحیه بسیار بالایی داشت و به گفته فرزندش: « اهل عمل بود و هرگز در مقابل مشکلات عقب نشینی نمی کرد.»
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
♦️مدتی در برخی کشورهای عربی علیه رژیم دست به فعالیت هایی زد. سرانجام در جریان جشن های ۲۵۰۰ ساله رژیم شاهنشاهی، به همراه یک تشکیلات مذهبی- اسلامی قصد ترور شاه را داشتند، که موضوع فاش شد و علی موفق به فرار گردید. پس از آن به مدت یک سال با وانت در بین شهرهای مختلف به کار مشغول بود و خانواده اش تا مدتی از وی بی خبر بودند. تا این که در اوایل سال ۱۳۵۷ دستگیر و به بازداشتگاه دژبان اهواز منتقل شد. طی مدتی که محاکمه می شد، در بند مشترک بود. به دلیل تاثیر گذاری بر نظامیان و تشویق آنان به فرار از ارتش برای پیوستن به نیروهای انقلابی به بند انفرادی انتقال یافت. وی در طی آن دوران دفتری از اشعار خود تهیه کرد.
پس از چند ماه حکم اعدام غیوراصلی صادر شد اما با پیروزی انقلاب اسلامی به همراه دیگر زندانیان سیاسی، آزاد شد و مدتی بعد به همراه علی شمخانی، انجمن اسلامی را تشکیل دادند. او که استوار دوم نیروی زمینی لشکر ۹۲ اهواز بود به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و مسئول آموزش نظامی کل استان خوزستان شد.
علاقه زیادی به امام خمینی (ره) داشت. از ایشان به عنوان هدیه ای آسمانی نام می برد و سعی می کرد هدف امام خمینی(ره) را از انقلاب و مبارزه با استکبار بهتر درک کند و به دیگران هم انتقال دهد. با آغاز شورش های ضدانقلاب در کردستان و شرارت های ضد انقلاب علیه مردم به فرمان امام خمینی(ره) به همراه بقیه نیروها به منطقه شتافت و با عارف شهید (دکتر مصطفی چمران) با سعی و تلاش بی وقفه، نقشه های جنگی را طرح می کردند و به اجرا می گذاشتند. پس از این که تا حدودی امنیت در منطقه برقرار شد، غیور اصلی بلافاصله به اهواز برگشت و بدون لحظه ای استراحت، دوباره به کار پرداخت.
او استراحت را در آن شرایط بحرانی جایز نمی دانست و می گفت:« کار برای خدا ساعت مشخصی ندارد. باید همگی خالص و مخلص باشیم و فقط برای او کار کنیم و برای تداوم این انقلاب اسلامی، همه از زن و مرد و کوچک و بزرگ بکوشیم و از جان و مالمان برای آن سرمایه گذاری کنیم.»
پس از مدتی به عنوان فرمانده عملیات سپاه اهواز، با حفظ مسئولیت قبلی (فرمانده آموزش نظامی استان) منصوب شد.
طبق خصلت همیشگی اش کارها را به نحو احسن انجام می داد و غرور و تکبر از منفورترین صفات، نزد وی بود. در آن دوران تحولات عمیق تری در وی مشاهده می شد. به گفته همسرش: او بسیار سجده می کرد و با حال و هوای خاصی، صدای گریه و ذکر الهی العفو او بلند بود. او امر به معروف را از خانه به جامعه گسترش داد و همیشه با رفتارش به دیگران پند می داد تا مبادا باعث رنجش آنان شود.
فرزندش از قول یکی از هم رزمانش نقل می کند: یک روز علی وارد محل کارش شد و آن جا را بسیار نامرتب و به هم ریخته یافت. فورا بدون توجه به موقعیت خود مشغول مرتب کردن آن محل شد و به این ترتیب همه را با خود همراه کرد.
اوقات فراغت او هر چند اندک، در آن زمان بیشتر در مجالس مذهبی، دعای کمیل، رسیدگی به خانواده و نوشتن جزوه هایی در رابطه با آموزش نظامی می گذشت که در این زمینه دو جزوه کامل از ایشان به جا مانده است.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
♦️ وی موفق شد تعدادی از عوامل نفوذی گروه های ضدانقلاب را، از جمله مهندسی که در کنار لوله های نفت اقدام به بمب گذاری می کرد، به دام بیندازد. در روزهای آغازین جنگ تحمیلی نقطه عطفی را در تمام فعالیت های خود به وجود آورد. زمانی که دشمن بعثی به آسانی وارد خاک ایران شد و به نزدیکی شهر اهواز رسید، با توجه به این که تمام پشتوانه های شهرهای دیگر از جمله انبار مهمات در اهواز مستقر بودند، سقوط این شهر به منزله سقوط بقیه مناطق بود. در این شرایط غیور اصلی با روحیه قوی و تزلزل ناپذیر به منطقه شتافت. همرزم شهید در خصوص نحوه عملکرد وی می گوید: من با غیور اصلی، نیروها را سازماندهی کردیم و او از زیر پل نیروها را اداره می کرد.
همرزم دیگری می گوید:« آن شب او صحبت عجیبی برای بچه ها کرد و حال و هوای خاصی داشت. می گفت: برگشتی در کار ما نیست. اگر هیچ کس نیاید، خودم تنها می روم. همان تعداد کم نیروهای بسیجی و پاسدار (که درمحل بودند) همگی با او همراه شدند، با چند قبضه آر.پی.جی ، مهمات اندک و نقشه ای که غیوراصلی طراح آن بود.»
یکی دیگر از همرزمان، از قول شهید جواد داوری وقوع عملیات را این گونه نقل می کند: غیوراصلی آرام بالای تپه ها قدم می زد و دشمن لحظه به لحظه نزدیک تر می شد. اما هنوز دستور آتش نداده بود. یک لحظه در من تزلزل ایجاد شد. با خود گفتم، شاید غیور اصلی با دشمن تبانی کرده باشد. بعد شروع کردم به داد و بیداد و سر وصدا. اما او همچنان روی تپه قدم می زد، شاید می خواست به ما روحیه بدهد. دشمن که به ۱۰ متری رسید، دستور شلیک داد. دشمن غافلگیر شده بود و به گمان این که با لشکری مجهز و عظیم روبه رو شده، ۹۰ کیلومتر عقب نشینی کرد».
غیور اصلی، با باز کردن لوله های آب، تانک هایی را که در زمین های مزروعی پراکنده شده بودند در گل نشاند. در آن عملیات ( که اولین شبیخون به دشمن به شمار می رفت) غافلگیری نیروهای بعثی به حدی بود که اسرای عراقی بعد در اظهارات خود اشاره کرده بودند: ما گمان کردیم نیروهای شما اجازه دادند که سهل و آسان به نزدیک اهواز برسیم ، اما ما را در این تله به دام انداختند.
♦️منافقین که غیور اصلی را، تهدیدی عظیم برای پیشبرد اهداف خود در خاک ایران یافته بودند صبح روز بعد از عملیات، که ۴۰ تن از نیروها را برای عملیات بعدی سازماندهی کرد و عازم سوسنگرد شد تا تدارکات نیروها را آماده کند، با منفجر کردن بمبی در ماشین حامل وی، باعث شدند از ناحیه سر، شکم و پا به شدت آسیب ببیند که در تاریخ 1359.7.9 در بیمارستان سوسنگرد به فیض عظیم شهادت نایل شد.
♦️ وصیت نامه ای از شهید غیوراصلی در دست نیست. اما اطرافیان راه و روش زندگی او را یادآوری می کنند.
♦️برادر شهید می گوید: علی حتی در سخت ترین شرایط زندگی چهره ای عبوس نداشت و ناراحتی خود را بروز نمی داد.
همیشه سعی می کرد در رفع مشکلات و سختی های دیگران به آن ها کمک کند بعد از شهادتش فهمیدند که شبانه و به طور مخفیانه به افراد مستحق کمک می کرده است.
♦️شهادت او تاثیر عمیقی بر اطرافیانش داشت. به طوری که پس از او تعدادی از افراد فامیل اسلحه او را زمین نگذاشتند و به جبهه ها شتافتند. پیکر پاکش در بهشت زهرا(س) تهران به خاک سپرده شده است.
منبع: فرهنگنامه جاودانه های تاریخ (زندگینامه فرماندهان شهید استان خراسان) «نوشته سیدسعید موسوی ، نشر شاهد، تهران - ۱۳۸۵»
#شهید_غیوراصلی
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#خاطرات_شهدا
همسر شهید:
متانت، وقار، ایمان و درایت او باعث رضایت من برای این ازدواج شد. همفکری و تفاهم رمز موفقیت زندگی ما بود. کمتر عصبانی می شد. همیشه با رفتار خود ما را راهنمایی می کرد، به طوری که الان احساس می کنم یک معلم بزرگ را از دست داده ام.
فرزند شهید:
هیچ وقت با صدای بلند حرف نمی زد. رفتار و عمل خوب او بود که همیشه مرا متوجه اشتباهاتم می کرد. مثلا اگر می خواست بگوید، حجابت را حفظ کن، از میان عکس هایم آن یکی را که با چادر گرفته بودم، انتخاب می کرد ومی گفت: این خوب است. این جا خیلی قشنگ شده ای. همان مدت کمی که در خانه بودند، اختصاص داشت به خانه و خانواده و با توجه به این که مادرم تنها دختر خانواده شان بودند، پدرم با درک شرایط زندگی گذشته مادرم، اجازه نمی دادند ایشان برای انجام کارهای منزل زیاد متحمل سختی بشوند و اکثر کارها را خودشان انجام می دادند.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani