eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.2هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
479 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
متولد سال 1369 بوده و اولین شهید مدافع حرم از شهرستان هشترود بود. در تاریخ 29/9/94 به شهادت رسید. خاطرات پدر شهید: بنده خودم رضایت‌نامه فرزندم را امضا کرده بودم و موقع رفتن نیز با فرزندم آخرین خداحافظی را کردم و در لحظات آخر گویا به دل اسماعیل افتاده بود که این آخرین دیدار من با خودش است چون فقط از جدایی و شهادت حرف می‌زد. خدایا اسماعیل ما را قبول کن. خاطرات خواهر شهید: مادرمان به رحمت ایزدی رفته و من به جای مادر اسماعیل ه و می‌گویم خدایا اسماعیل ما را قبول کن. وی گفت: برادرم عاشق حرم و زیارت بود و آخر نیز در دفاع از حرم حضرت زینب(س) به شهادت رسید. خاطرات برادر شهید: موقع رفتن من به وی گفتم می‌شود مرا هم با خودت ببری گفت تو باید مواظب پدرمان باشی. برادرم عاشق عزاداری امام حسین (ع) بود و هر وقت ماه محرم می‌رسید نوحه و زمزمه ابوالفضل علمدار را زمزمه می‌کرد و حال من و برادرانم باید ادامه دهندگان راه برادر شهیدمان باشیم. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
وی متولد سال ۱۳۶۹ در شهرستان هشترود می باشد و حدود چند ماهی در سنگر دفاع از حرم بود که در 29 آذرماه 94 به شهادت رسید. اسماعیل اولین شهید مدافع حرم از شهرستان هشترود است که آسمانی شد و به خیل شهدای مدافع حرم پیوست. اسماعیل کریمی‌اصل ۲۵ ساله در سوریه برای دفاع از حرم و حریم ولایت و در مواجهه با تکفیری‌های النصره داعش به شهادت رسید. خاطرات پدر شهید: بنده خودم رضایت‌نامه فرزندم را امضا کرده بودم و موقع رفتن نیز با فرزندم آخرین خداحافظی را کردم و در لحظات آخر گویا به دل اسماعیل افتاده بود که این آخرین دیدار من با خودش است چون فقط از جدایی و شهادت حرف می‌زد. خدایا اسماعیل ما را قبول کن. خاطرات خواهر شهید: مادرمان به رحمت ایزدی رفته و من به جای مادر اسماعیل ه و می‌گویم خدایا اسماعیل ما را قبول کن. وی گفت: برادرم عاشق حرم و زیارت بود و آخر نیز در دفاع از حرم حضرت زینب(س) به شهادت رسید. خاطرات برادر شهید: موقع رفتن من به وی گفتم می‌شود مرا هم با خودت ببری گفت تو باید مواظب پدرمان باشی. برادرم عاشق عزاداری امام حسین (ع) بود و هر وقت ماه محرم می‌رسید نوحه و زمزمه ابوالفضل علمدار را زمزمه می‌کرد و حال من و برادرانم باید ادامه دهندگان راه برادر شهیدمان باشیم. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
دستنوشته 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani