eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.2هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
479 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
، از شهدایی هستند که بعنوان آموزش و عمل کننده توپ های مختلف موجود در منطقه، همچنیین تعمیر کار اعزام شده بودند.🌸🌸 سال های جوانی اش را درخدمت دفاع مقدس بودند، ایشان داری دو فرزند دختر  هستند.😊 علاقه مفرط شهید به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه چنیین شد که نحوه شهادتش اصابت تیر قصاص از پهلو و پاره شدن قلب و،....😔 ،دختر بزرگ  ایشان ، خیلی احساس بیقراری و دلخوری از پدر داشتند که چرا با این اوضاع رفتی و مادر و آبجی را تنها گذاشتی،😭 شکوه و بیقراری این دختر زبانزد دوستان شده بود تا اینکه ایشان خوابی را دیدند و برای خودشان حجتی شد و برای ما دلیلی برای تحکیم منطقی بودن راهمان،☝️ ایشان در خواب پدر را دیدند با لباس آراسته و معطر که میگوید ،دخترم چرا اینقدر بیقراری میکنی❓ دخترشان   بهانه میگیرد و گلایه و شکوه❗️شهید به ایشان دلیل رفتن خود را دفاع از حرم بی بی بیان میکند و اینکه اجباری در این کار نبوده سپس به بیان کیفیت شهادت خود و حضور ابا عبدالله و حضرت زینب سلام الله علیها میکند،😭 و این که زمان اصابت پهلو درد کمی را حس کرده و تنها سوزشی در پهلو احساس میکند تا نوری جلوی چشمهایش ایجاد میشود باغ سبز و خرمی جلوی چشمانش پدیدار میشود👌 شهید آنجا ست که میگوید هر چه دیدم جزء خوبی و سرسبزی نبود لذا پرواز کردم و از بالا خودم را میدیدم که همرزمانم در تلاش برای زنده ماندنم میکردند‼️ 🕊 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
۲۲ شهریور ماه ، گرامی باد . 🥀 طلوع: ۱۲ خرداد ۱۳۴۶ عروج: ۲۱ شهریور ۱۳۹۳ مدت عمر شریف: ۴۷ سال منطقه شهادت: دمشق سوریه 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
مرتضی عامریان (همرزم شهید) با اشاره به شهید حسین تابسته نخستین شهید مدافع حرم شهرستان شاهرود اظهار کرد: این شهید از یک سال قبل از شهادت نمازهای خود را دو برابر می‌خواند و وقتی سؤال می‌کردیم، می‌گفت در دوران دفاع مقدس نمازهایی دارم که معلوم نیست ادا یا قضا شده و یا شکسته بود و آن‌ها را دارم دوباره می‌خوانم تا مدیون نباشم. وی افزود: شهید تابسته خیلی به بیت‌المال حساس بود و حتی یک وقت برای تقسیم غذا رفته بود و در بازگشت غذاهایی که مانده بود را به دو نفر داده بود و وقتی آمد ناراحت از این کار بود و قیمت بهترین غذا را گرفت و پول این دو غذا را به پشتیبانی تحویل داد. این رزمنده مدافع حرم گفت: در سال ۹۳ که به سوریه اعزام شدیم، همه نگران بودیم اما او بی‌خیال بود و وقتی از او سؤال کردم، گفت که من با بی‌بی عهد بسته‌ام و مطمئن بودم اگر همه خط بخورند من خط نمی‌خورم. عامریان با بیان اینکه ما در سوریه برای آزادسازی منطقه‌ای مأمور شدیم و توپ ۱۲۳ میلی‌متری را باید به پشتیبانی می‌بردیم؛ قبل از این عملیات به او گفتم منزل تماس بگیر که نگران نباشند اما وقتی تماس گرفت آدرس وصیت‌نامه خود را داد که ما ناراحت شدیم که چرا این‌گونه به خانواده گفته است. وی تصریح کرد: در آنجا چون شهید مشکل تیروئیدی داشت، قرص مصرف می‌کرد و گفت بروم یک بسته قرص بگیرم که این بسته تمام نشده، داشته باشم اما رفت و برگشت به او گفتیم، چرا نگرفتی گفت معلوم نیست چقدر زنده باشم و طمع کردم و واقعاً به یک هفته نرسید که شهید شد. هم‌رزم شهید مدافع حرم تابسته با بیان اینکه این شهید مانند مادر سادات شهید شد، ادامه داد: وقتی ما پشت توپ بودیم، تک‌تیرانداز داعشی تیری زد که به پهلوی وی وارد شد و در دم به شهادت رسید و به آرزویش رسید. عامریان تأکید کرد: این شهید شهادت خود را از مادر سادات گرفت و مزد اخلاص، امانت‌داری و خدمت به مردم را به‌خوبی دریافت کرد. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
شهید حسین تابسته، از شهدایی هستند که بعنوان آموزش و عمل کننده توپ های مختلف موجود در منطقه، همچنیین تعمیر کار اعزام شده بودند. سال های جوانی اش را درخدمت دفاع مقدس بودند.ایشان داری دو فرزند دختر هستند. علاقه مفرط شهید به سلام الله علیها چنیین شد که نحوه شهادتش اصابت تیر قناص از پهلو و پاره شدن قلب و.... دختر بزرگ ایشان ، خیلی احساس بیقراری و دلخوری از پدر داشتند که چرا با این اوضاع رفتی و مادر و آبجی را تنها گذاشتی، شکوه و بیقراری این دختر زبانزد دوستان شده بود تا اینکه ایشان خوابی را دیدند و برای خودشان حجتی شد و برای ما دلیلی برای تحکیم منطقی بودن راهمان... ایشان در خواب پدر را دیدند با لباس آراسته و معطر که میگوید ،دخترم چرا اینقدر بیقراری میکنی دخترشان بهانه میگیرد و گلایه و شکوه... شهید به ایشان دلیل رفتن خود را دفاع از حرم بی بی بیان میکند و اینکه اجباری در این کار نبوده سپس به بیان کیفیت شهادت خود و حضور ابا عبدالله و حضرت زینب سلام الله علیهما می‌کند، و این که زمان اصابت پهلو درد کمی را حس کرده و تنها سوزشی در پهلو احساس میکند تا نوری جلوی چشمهایش ایجاد میشود باغ سبز و خرمی جلوی چشمانش پدیدار می‌شود، شهید آنجاست که میگوید هر چه دیدم جز خوبی و سرسبزی نبود لذا پرواز کردم و از بالا خودم را میدیدم که همرزمانم تلاش برای زنده ماندنم میکردند. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani