eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.2هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
479 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
🏆 👇 ✍سپیده ی صبح هوا را روشن کرده بود، داشتم می‌رفتم نان تازه بخرم برای صبحانه که چشمم به رفتگر محله افتاد، مثل همیشه در حال جارو زدن کوچه بود؛ خوب که نگاه کردم دیدم صورتش را با پارچه ای پوشانده، کنجکاو شدم نزدیکتر رفتم و بهش سلام دادم، جواب سلامم را که داد فهمیدم خودش نیست، تا اومد کلمه دوم را بگوید پی صدا را گرفتم تو ذهنم و سریع صدا را شناختم، آقامهدی باکری بود. تعجب کرده بودم،‌ گفتم: آقا مهدی، شما اینجا چیکار میکنی؟ دیدم علاقه ای به جواب دادن نداره، ادامه دادم: آقا مهدی شما شهرداری، اینجا چیکار میکنی؟ جوابم رو نداد. اشک تو چشانم جمع شده بود، هر چی اصرار کردم هیچی نگفت. فقط خواهش کرد که هرچه سریعتر بروم تا کسی متوجه نشود. همان روز وقتی پی ماجرا را که گرفتم فهمیدم، زن رفتگر محله، مریض شده بود، بهش مرخصی نمیدادن ، رفته بود پیش آقا مهدی که شهردار بود، آقا مهدی هم بهش گفته بود به مرخصی برود و خودش به جای او آمده بود برای جا رو زدن محله. 🆔@revayatgare_shohada ┄┅═══✼🍃🌺🍃✼═══┅┄