#وصیتنامهشهدا 💌
#روایت_عشق 🧡
#سالروز_شهادت 🌹
#شهید_عبدالحسین_برونسی🍃
فرزندان عزیزم، از قرآن مدد بجویید و از قرآن سرمشق بگیرید تا به گمراهی کشیده نشوید، این هدف قرآن است و این هدف همه انبیاء خداست.
شادی روح شهدا #صلوات
ٱللَّٰهُمَّصَلِّعَلَىٰمُحَمَّدٍوَآلِ مُحَمَّدٍوَعَجِّلفَرَجَهُم🌈
خدایا اگر میدانستم با مرگ من
یک دختر به دامان حجاب میرود،
حاضر بودم هزاران بار بمیرم تا
هزاران دختر به دامان حجاب بروند!
#شهید_عبدالحسین_برونسی
#روایت_عشق
شادی روح شهدا #صلوات
ٱللَّٰهُمَّصَلِّعَلَىٰمُحَمَّدٍوَآلِ مُحَمَّدٍوَعَجِّلفَرَجَهُم🌺
#شهید_عبدالحسین_برونسی
#خاطرات_شهدا
#روایت_عشق
شهيد برونسي روز قبل از عمليات بدر روحيه عجيبي داشت.
مدام اشك مي ريخت، علت را كه پرسيدم آقاي برونسي گفت:
دارم از بچه ها خداحافظي مي كنم چرا كه خوابي ديده ام.
سپس افزود:
به صورت امانت براي شما نقل مي كنم و آن اينكه:
در خواب بي بي فاطمه زهرا (سلام الله عليه) را ديدم كه فرمود:
فلاني !!!
فردا مهمان ما هستي، محل #شهادت را هم نشان داد.
همين چهار راهي كه در منطقه عملياتي بدر (پد)فرود هلي كوپتر است و به طرف نفت خانه و جاده آسفالت بصره _ الاماره مي رود و من در همين چهار راه بايد نماز بخوانم تا وقتي كه به سوي خدا پرواز كنم و بالاخره نيز اين خواب در همان جا و همان وقتيكه گفته بود، به زيبايي تعبير شد.
و خود سردار شهيد، شهادتين را خواند و بدينگونه عاشقي، فرهيخته ، سمت خدا پر كشيد.
تو سبزی فروشی کار می کرد
بعد از یه مدت کارشو رها کرد
گفت: دیگه نمیرم
گفتم چرا؟
گفت به سبزیا آب میزنه و اونا سنگین میشن!
این پول و درآمدش شبهه ناکه 😥
رفت تو مغازه لبنیاتی
بازم کارشو رها کرد
گفتم: چرا؟
گفت: داخل شیرها آب می ریزه
درآمدش حرومه
من باید نون حلال بیارم سر سفره ام نه اینجور نونای شبهه ناک رو !
و رفت کارگری و بنایی رو انتخاب کرد.
#شهید_عبدالحسین_برونسی
#خاطرات_شهدا
#روایت_عشق