eitaa logo
خدا ودیگرهیچ
152 دنبال‌کننده
164 عکس
61 ویدیو
34 فایل
در این کانال گفتارها و‌نوشتارهایی بر اساس تفکر توحیدی منتشر می کنم موضوعات متنوعند: از متون دینی تا فلسفه و هنر و حوادث واقعه و آرای اندیشمندان و... مگر نه اینکه توحید همه چیز را در برمی گیرد؟ رضاکریمی @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
تفکیک آمریکا از صهیونیسم تصور کسانی است که غرب‌شناسی بنیادین ندارند. آنها در اصل با اندیشه‌های غربی مانوس هستند و فقط وقتی تضادها و تناقض‌های آن آشکار می‌شود، به تکاپوی تسکین موضعی درد می‌افتند. غرب مدرن از نظر علمی و عملی با فطرت و خلقت در تضاد است. از نظر علمی اندیشه مدرنیته مادی‌گرا و دنیاگراست که منجربه طمع، تنهایی، استرس، افسردگی و پوچی شده است و از نظر عملی غربی‌ها از قرون گذشته تاکنون بارها ادعاها و شعارهای خود را نقض کردند و برخلاف شعار انسان‌دوستی و صلح، استعمار و جنگ راه انداختند. آمریکا دو چهره دارد یک چهره استکباری و جنگ‌طلب و یک چهره که فعلاً مظهر کلیت غرب مدرن است و ارزش‌ها و اصول اندیشه مدرنیته را نمایندگی می‌کند. آمریکا را در هر دو چهره باید شناخت. تفکیک دو حزب جمهوریخواه و دموکرات تا حدی تفکیک این دو چهره است. حزب جمهوری‌خواه (مانند بوش و ترامپ) صریح‌تر جنگ‌طلبی می‌کند ولی حزب دموکرات (مانند اوباما) دستکش مخملین بر دست پولادین دارد تا جایی که رئیس‌جمهور از این حزب جایزه صلح نوبل می‌گيرد. رژیم صهیونیستی ظاهر خشن و فساد عریان تمدن مدرن است ولی باید متوجه بود که پیوند یهود و مدرنیته اساسی‌تر از وفاق آمریکا و صهیونیسم در جنگ‌افروزی است. جامعه‌شناسانی مانند ورنر سومبارت در کتاب یهودیان و اقتصاد مدرن و فیلسوفانی مانند مارتین هیدگر به خوبی گزارش داده‌اند که مدرنیته یهودی است. آنها که آمریکای دموکرات را از صهیونیسم جدا می‌بینند چشمشان را در دیدن چالش‌های علمی و عملی کلیت غرب کور کرده‌اند. بدتر از اینها، آنها که آمریکای جمهوریخواه را از صهیونیسم جدا می‌کنند، سطحی‌نگرتر از گروه قبل هستند. اکنون بعضی به این‌ ساده‌لوحی دچار شده‌اند. حمایت یا سکوت غربی‌ها در برابر جنایات صهیونیسم مقطعی یا موردی نیست بلکه مظهر کلیت غرب مدرن است. غرب و صهیونیسم پیوند بنیادین و اساسی در ارزشهای مدرنیته دارند که همان اصول یهودی شامل دنیاگرایی و خدای محدود است که قرآن هم از این اوصاف گزارش داده است (البته تعبیر یهود به تفسیر خاصی از آیین حضرت موسی علیه‌السلام اشاره دارد که بر گرایش سنتی غلبه کرده است وگرنه قرآن با تعبیر الذين هادوا نوع دیگری از پیروان آیین موسوی را معرفی کرده که در دشمنی یک‌دست نیستند). صهیونیست‌ها با جنایتهایشان برای آنها که دقت و عمق دیدن اصل درد را ندارند پرده‌های دورویی را کنار می‌زنند. ممکن است گاهی تصمیم این باشد که با غرب گفتگو و مدارا و مذاکره کرد ولی این دلیل نمی‌شود که نگوییم آنها که درد را فقط در صهیونیسم می‌بینند ظاهربین و کوته‌نگر هستند! @rezakarimi
مارتین هایدگر گفته است: زبان خانه وجود است. یکی از جلوه‌های زبان نحوه نام گذاری ماست که باید جلوه و مظهر وجود و زمان و به تعبیری مردم‌محور باشد. تغییر نام اماکن اصولاً ساده نیست و اصولاً بین زبان مردم و زبان رسمی فاصله ایجاد می‌کند. نامهای شهر که دل مردم با آنها مانوس شدند، از مصادیق سنت صالحه است که‌ والیان امر باید آنها را تثبیت کنند نه نقض. مردم به راحتی تغییرات را نمی‌پذیرند و با بی‌توجهی به بستر مردمی نامگذاری، تفاوت زبانها پدیدار می‌شود که این خودش نشانه شکاف دولت و مردم است. پس تا آنجا که می‌شود باید در نام‌های‌محلی و سطحی یا خنثی حساسیت به خرج داد. اگر مردم تغییر نام میدان شهیاد به آزادی در تهران را پذیرفتند چون این تغییر هماهنگ با تغییری اساسی انجام شد و مردم با نام جدید مانوس بودند اما همیشه این پذیرش وجود ندارد. تغییر نام قدیم به نام جدید برای تکریم بزرگان یا باید به ضرورت باشد یا با بسترسازی فرهنگی. چون ممکن است مردم عملاً نپذیرند و این خود نقض غرض است و تکریم را به توهین تدریجی تبدیل می‌کند. بلکه برای مصونیت از آفات بهتر است نام بزرگان را همزمان با افتتاح انجام داد و نامگذاری اولیه کرد. مثال اخیر تغییر نام خالد اسلامبولی به سیدحسن نصراله در تهران است که یکی از این بی‌دقتی‌هاست. عجیب اینجاست نام خیابان در گفتار مردم همچنان به وزرا شهرت دارد! مثال‌های دیگری هم هست: باید پرسید چرا خیابان پاسداران همچنان بر زبان مردم‌ است؟ تغییرنام بزرگراه‌ نیایش به نام هاشمی رفسنجانی در سال۹۶ و بزرگراه رسالت به نام سردار قاسم سلیمانی در سال۹۸ چقدر استفاده شد؟ در کرمانشاه نام میدان نفت به نام میدان سپاه و میدان مصدق به میدان کاشانی و چهارراه اجاق به چهارراه مدرس تغییر داده شد ولی مردم همان اولی را بیان می‌کنند! همچنان‌که میدان امام و شهرک بسیج که نام اول بود، بر زبان مردم جاری مانده است. زبان خانه وجود است و با تصمیمات دستوری اصلاح نمی‌شود بلکه یا باید از آغاز در سرچشمه حاضر بود یا اینکه مردم‌شناسانه و زمان‌شناسانه به بنیاد امور اندیشید. @rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
MP3 Recorderخودت باش.mp3
زمان: حجم: 32.8M
چهارمین جلسه دوره تربیت عبادی با موضوع: خودت باش با خدا باش (نقش میزان‌انگاری نفس در تربیت) چهارشنبه ۱۸تیر ۱۴۰۴ @rezakarimi @estentagh
فیلم پیرپسر می‌توانست کوتاه‌تر باشد یا تبدیل به یک مینی‌سریال شود اما پرگویی می‌کند و با جذابیت‌های جنسی و خشونت تماشاگر را نگه می‌دارد. مشکل پیرپسر فقط صحنه‌های جنسی و خشونت کم‌سابقه آن نیست بلکه اقتباسی آشفته و چهل‌تکه از داستان‌های تاریخ ادبیات است. عجیب است که یک منتقد سینمایی در اظهارنظر متناقض گفته: من کتاب داستایوسکی را سال‌ها پیش خوانده‌ام و چندان جزئیات کتاب را به یاد ندارم! ولی این به نظرم بهترین شکل یک اقتباس است که کارگردان در عین حال که روح اثر را حفظ می‌کند بتواند در زمان حال هم به آن تشخص بدهد!! این فیلم تصرف کج و معوج از رستم و سهراب و برادران کارامازوف داستایوسکی در سایه برداشت آزاد است. در جایی از فیلم ناگهان در یک پستوی مصرف مواد مخدر دوربین روی پرده نقالی رستم و سهراب زوم می‌کند. معلوم نیست کشتن ناآگاهانه سهراب چه ارتباطی با پسرکشی عامدانه و کینه‌توزانه یک پدر بوالهوس و قسی‌ّالقلب دارد؟! کشته‌شدن سهراب ترکیبی از عوامل مختلف از قبیل تلاش سران دو سرزمین و سوءتفاهمات پدر است و هیچ عمد و قصدی از قبل وجود ندارد و ادامه قصه عزا و زاری است و در نتیجه نهایی فردوسی آن را راز و تقدیر می‌داند. این ویژگی‌ها در فیلم هیچ رد و نشانی ندارند. دکتر داوری معتقد است تاکید بر پسرکشی در ایران توجیه ضعف‌های ما در برابر تجدد است و جای تفکر تاریخی را می‌گیرد. این پندار ناقص ایرانیان را بالذات تبهکار می‌بیند. فیلم پیرپسر ادامه این توجیه است. ممکن است با تیغ بُرّانِ واژه‌ی برداشت آزاد، پاسخ بدهند که لزومی به تطبیق کامل نیست و حق هنرمند برداشت آزاد است! اما برداشتی که منجربه حذف ارزشهای منبع اقتباسی شود یا آنکه جز یک مشابهت ظاهری از اقتباس نگذاشته باشد، سوءاستفاده و ظاهرسازی و آویختن به نام های بزرگ است. اینجاست که می‌بینیم در اقتباس، اثر داستایوسکی هم ذبح و تکه‌تکه شده است و نقاط قوت رمان او در فیلم حذف شده است. در سکانس کتابفروشی، صراحتاً رمان برادران کارامازوف معرفی می‌شود اما شباهت رمان و فیلم چیست؟ در هر دو پدر فاسد است و در هر دو برادران متفاوتی از خوبی و بدی وجود دارند. بعد از مقایسه می‌بینیم که چهار برادر‌ رمان در دو برادر فیلم ترکیب شده‌اند. شخصیت دیمیتری که با پدر بر سر یک زن رقابت می‌کند با شخصیت منفعل و انسانی آلیوشا ادغام شده و در قالب شخصیت علی با بازی حامد بهداد نمایش داده شده است. برادر دیگر رضا ادغام شده وجوهی از دیمیتری لذت‌گرا و اسمردیاکوف نامشروع است. در رمان، فرزند اول، متهم به قتل پدر می‌شود ولی در فیلم پدر معشوق فرزندش را تصاحب می‌کند و می‌کشد و با این وجود پسر باز هم در ابتدا نمی‌خواهد پدر را بکشد و فقط عاجزانه اشک می‌ریزد و در طلب کشف حقیقت سرنوشت معشوقش است تا اینکه برای جلوگيري از کشته شدن برادرش پدرش را می‌کشد. در هر دو اثر، پسر رقیب پدر است. در رمان پسر در یک رقابت هوس‌آمیز متهم به قتل پدر است ولی در فیلم پسر شرم‌زده و عاشق است و به کشتن معتقد نیست. با این وجود سیر حوادث فیلم او را مجبور به قتل می‌کند. پدر فیلم براهنی فاسد‌تر و شیطانی‌تر از پدر رمان داستایوسکی است و پسر قاتل پاک‌تر. پدرکشی در فیلم توجیه بیشتری دارد بلکه هدف نهایی فیلم است؛ هدفی که داستایوسکی به دنبال توجیه آن نیست. همچنین پسرکشی بر خلاف فیلم در رمان اصلا وجود ندارد و این قسمت به رستم و سهراب ارجاع می‌شود! در ضمن شخصیت پدر زوسیما کشیشی که به عنوان یک رهبر معنوی استاد آلیوشا در ‏صومعه است هم کلا در فیلم وجود ندارد. اساساً دین در فیلم وجود ندارد و فضای فیلم بسیار تاریک است و جز یک اخلاق شعاری ضعیف و سطحی پناهگاهی برای تماشاگر باقی نمی‌گذارد. داستایوسکی معنویت‌گرا و نقاد نیهیلیسم است اما براهنی تلخ و سیاه است. منتقدی نوشته بود: از جمله مهم‌ترین مفاهیمی که در اقتباس براهنی رنگ می‌بازد، مسئله‌ی وجود یا عدم وجود خداوند است؛ موضوعی که در برادران کارامازوف در جان و رفتار برادران حضور دارد: ایوان عقل‌گرای ملحد، آلیوشای مؤمن و مهربان، و دیمیتری گرفتار در کشاکش اخلاق و لذت. اینها در فیلم پیرپسر دیگر به‌صراحت بازنمایی نمی‌شود و جای خود را به شخصیت‌هایی می‌دهد که بیش از هر چیز، در خدمت کشمکش‌های دراماتیک هستند، نه تأملات فلسفی. سالهاست بعضی هنرمندان به نام نمایش واقعیت‌ها آثاری تلخ و سیاه می‌سازند. کاش آنها از فردوسی و داستایوسکی یاد بگیرند که کشمکش‌های این جهان فقط به سیاهی ختم نمی‌شود. قصه‌های تاریخ ادبیات فقط برای تخلیه خشم و سیاهی ذهن‌های آشفته نیستند بلکه راه‌هایی برای تابیدن نور نجات را جست‌وجو می‌کنند. @rezakarimi
‌ ماهنامهٔ سوره در مصاحبه با کارن همایونفر تا حدی نشان می‌دهد چگونه یک پرورش‌یافته تکنیک غربی برای سید حسن نصرالله آهنگ سید‌الامه را می‌سازد؟! او سیدالامه را در زیست خاورمیانه‌ای‌اش تعریف می‌کند و خاورمیانه را خاستگاه پیامبران می‌داند و تاریخ و ساختار ایران را تئوتراتیک می‌نامد. از این جهت نگرش معنوی و توحیدی او با ایرانی بودن و زیست خاورمیانه‌ای‌اش پیوند دارد. او گفته: کاری که من کردم این بود که از ساخت‌یافتگی موسیقی کلاسیک غرب و علمی بودنش به همراه نغماتی از فرهنگ خودمان استفاده کنم. این به معنای اصطلاح نادرست موسیقی تلفیقی یا فیوژن نیست. اگر به شکل سنتی یک هنر دست بزنید ماهیت خودش را از دست می‌دهد. در عین حفظ اصالت باید اثر را به میان مردم بیاوریم. سخنان و آثار کارن همایونفر این سوال را دوباره ایجاد می‌کند که نسبت موسیقی با اسلام و انقلاب چیست؟ دیگر مطالب این شماره سوره به این پرسش هم پرداخته است. @rezakarimi
MP3 Recorderشعر و قرآن.mp3
زمان: حجم: 10.6M
گفت و شنودی غیررسمی درباره رابطه شعر و قرآن (با حضور دکتر سعید امامی) @rezakarimi
دو روايت متضاد از جنگ و برادری ما با عراقی‌ها در مستند داستان دوسرباز ساخته بی‌بی‌سی، یکی می‌گوید معلوم نیست جنگ را کی شروع کرد؟! در این اثر با انکار مسلمات جنگ حق و باطل، جنگ باطل نمایانده شده و رزمندگان را سرباز به معنای قربانیان بی‌اختیار که کورکورانه جنگیدند نشان می‌دهد. برادری دو سرباز به روایت بی‌بی‌سی در جغرافیای کانادا و ذیل فرهنگ غرب است. در مقابل، فیلم کوتاه داستانی ملاقات شیشه‌ای (به نویسندگی ابراهیم حاتمی‌کیا و کارگردانی یوسف حاتمی‌کیا)، جنگ دو رزمنده عراقی و ایرانی را در حرم امیرالمؤمنین ع ختم می‌کند. ضیافت اربعین امتداد این برادری است. @rezakarimi
برخی معتقدند که اساساً مقوله‌ای به نام اقتصاد اسلامی وجود ندارد. برخی دیگر آن را در حد رعایت حلال و حرام ظاهری توسط مکلفین تقلیل می‌دهند. در حالی که دستورات و توصیفاتی که در آیات و روایات وجود دارد، از نگرش خاص دینی نسبت به مسائل اقتصادی حکایت می‌کند که به تحول ساختاری و نظام‌مند در حکمرانی منجر می‌شود و به تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت کمک می‌کند. متن کامل @rezakarimi
🚩 در سه‌راهی جنگ فرهنگی کجا ایستاده‌ای؟ در جنگ فرهنگی امروز، یک سه راهی وجود دارد: در یک طرف هیئات جامع و معتدل، هنرمندان دغدغه‌مند، اندیشمندان تک‌تیرانداز، سرداران مجاهد، برخی کتابهای حکیمانه و کاربردی و معدودی از رسانه‌ها و برنامه‌های تلویزیونی در درجات مختلف مشغول به کار هستند. و در طرف مقابل سلبریتی‌های نادان یا دنیازده، شبکه فیلم و سریال خانگی پرده‌در و رسانه‌های بیگانه یا مرعوب به تخریب مشغولند. در این میانه سازمان‌های فرهنگی کم‌رمق، سخنرانان و اساتید کم‌مایه در دانشگاه و حوزه، کتاب‌های تکراری و ریاکارانه، افراد مقدس‌نما و متحجر و شبکه‌های تلویزیونی خسته و بسته مشغول سرمایه‌خواری و فرصت‌سوزی هستند. هر کس باید بنگرد که کجای این جنگ است؟ سیاستگذاران و ناظرانی که اختیار و امکانات دارند هم باید به شکل عادلانه سهم رسیدگی و مواجهه با هر سه جریان جنگ را ادا کرده و افراط و تفریط نکنند. @rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
MP3 Recorderعهدنامه۱۲.mp3
زمان: حجم: 9.2M
نگو من امر می‌کنم پس اطاعت می‌شوم! سیری در قسمت‌ دوازدهم ۲۳مهر ۱۴۰۴ @estentagh @rezakarimi
کتاب توسعه کرمانشاه در برابر اندیشه پیشرفت محسن رنانی استاد جنجالی اصفهانی است که پژوهشی با موضوع توسعه کرمانشاه به کتاب تبدیل کرده است. این کتاب پیش‌فرضهای الگوی توسعه غربی را در تحلیل وضعیت کرمانشاه در توصیفات و نتیجه‌گیری‌ها صریحاً دخالت داده است. در گزارش توصیفی کتاب، به روحانیون و علمای ساکن و مهاجر و برخی اساتید دانشگاه که دارای گرایش سنتی و انقلابی بوده و از نظریات غرب‌گرایانه دور هستند، بی اعتنایی شده است. در تاریخ کرمانشاه ۶صفحه به وقایع مشروطه پرداخته و برای بیان نقش کرمانشاه در وقوع انقلاب به کمتر از دوسطر اکتفا شده است! و تاریخ جنگ هم فقط در مورد خسارات و کشته‌هاست! رنانی که نظریات جنجالی دیگری هم در توسعه‌گرایی دارد، در تئوری‌های مشابه خود نشان داده تنها به‌دنبال دوری از تهدیدهای بیرونی و رفع ضعف‌های داخلی است نه بهره‌مندی از قوت‌ها و فرصت‌ها. اگر نتایج اندیشه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در مباحث توسعه وارد شود می‌توان به کاهش آفات توسعه غربی امیدوار بود. بی‌توجهی کامل توسعه‌گرایان به این اندیشه موجه و مفید نیست. یادداشت کامل @rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
MP3 Recorderعهدنامه۱۳.mp3
زمان: حجم: 9.2M
انصاف و ظلم سیری در قسمت‌ سیزدهم ۳۰مهر ۱۴۰۴ @estentagh @rezakarimi