فیلم پیرپسر میتوانست کوتاهتر باشد یا تبدیل به یک مینیسریال شود اما پرگویی میکند و با جذابیتهای جنسی و خشونت تماشاگر را نگه میدارد.
مشکل پیرپسر فقط صحنههای جنسی و خشونت کمسابقه آن نیست بلکه اقتباسی آشفته و چهلتکه از داستانهای تاریخ ادبیات است. عجیب است که یک منتقد سینمایی در اظهارنظر متناقض گفته: من کتاب داستایوسکی را سالها پیش خواندهام و چندان جزئیات کتاب را به یاد ندارم! ولی این به نظرم بهترین شکل یک اقتباس است که کارگردان در عین حال که روح اثر را حفظ میکند بتواند در زمان حال هم به آن تشخص بدهد!!
این فیلم تصرف کج و معوج از رستم و سهراب و برادران کارامازوف داستایوسکی در سایه برداشت آزاد است.
در جایی از فیلم ناگهان در یک پستوی مصرف مواد مخدر دوربین روی پرده نقالی رستم و سهراب زوم میکند. معلوم نیست کشتن ناآگاهانه سهراب چه ارتباطی با پسرکشی عامدانه و کینهتوزانه یک پدر بوالهوس و قسیّالقلب دارد؟! کشتهشدن سهراب ترکیبی از عوامل مختلف از قبیل تلاش سران دو سرزمین و سوءتفاهمات پدر است و هیچ عمد و قصدی از قبل وجود ندارد و ادامه قصه عزا و زاری است و در نتیجه نهایی فردوسی آن را راز و تقدیر میداند. این ویژگیها در فیلم هیچ رد و نشانی ندارند.
دکتر داوری معتقد است تاکید بر پسرکشی در ایران توجیه ضعفهای ما در برابر تجدد است و جای تفکر تاریخی را میگیرد. این پندار ناقص ایرانیان را بالذات تبهکار میبیند. فیلم پیرپسر ادامه این توجیه است.
ممکن است با تیغ بُرّانِ واژهی برداشت آزاد، پاسخ بدهند که لزومی به تطبیق کامل نیست و حق هنرمند برداشت آزاد است! اما برداشتی که منجربه حذف ارزشهای منبع اقتباسی شود یا آنکه جز یک مشابهت ظاهری از اقتباس نگذاشته باشد، سوءاستفاده و ظاهرسازی و آویختن به نام های بزرگ است. اینجاست که میبینیم در اقتباس، اثر داستایوسکی هم ذبح و تکهتکه شده است و نقاط قوت رمان او در فیلم حذف شده است. در سکانس کتابفروشی، صراحتاً رمان برادران کارامازوف معرفی میشود اما شباهت رمان و فیلم چیست؟ در هر دو پدر فاسد است و در هر دو برادران متفاوتی از خوبی و بدی وجود دارند.
بعد از مقایسه میبینیم که چهار برادر رمان در دو برادر فیلم ترکیب شدهاند. شخصیت دیمیتری که با پدر بر سر یک زن رقابت میکند با شخصیت منفعل و انسانی آلیوشا ادغام شده و در قالب شخصیت علی با بازی حامد بهداد نمایش داده شده است. برادر دیگر رضا ادغام شده وجوهی از دیمیتری لذتگرا و اسمردیاکوف نامشروع است.
در رمان، فرزند اول، متهم به قتل پدر میشود ولی در فیلم پدر معشوق فرزندش را تصاحب میکند و میکشد و با این وجود پسر باز هم در ابتدا نمیخواهد پدر را بکشد و فقط عاجزانه اشک میریزد و در طلب کشف حقیقت سرنوشت معشوقش است تا اینکه برای جلوگيري از کشته شدن برادرش پدرش را میکشد. در هر دو اثر، پسر رقیب پدر است. در رمان پسر در یک رقابت هوسآمیز متهم به قتل پدر است ولی در فیلم پسر شرمزده و عاشق است و به کشتن معتقد نیست. با این وجود سیر حوادث فیلم او را مجبور به قتل میکند. پدر فیلم براهنی فاسدتر و شیطانیتر از پدر رمان داستایوسکی است و پسر قاتل پاکتر. پدرکشی در فیلم توجیه بیشتری دارد بلکه هدف نهایی فیلم است؛ هدفی که داستایوسکی به دنبال توجیه آن نیست. همچنین پسرکشی بر خلاف فیلم در رمان اصلا وجود ندارد و این قسمت به رستم و سهراب ارجاع میشود!
در ضمن شخصیت پدر زوسیما کشیشی که به عنوان یک رهبر معنوی استاد آلیوشا در صومعه است هم کلا در فیلم وجود ندارد. اساساً دین در فیلم وجود ندارد و فضای فیلم بسیار تاریک است و جز یک اخلاق شعاری ضعیف و سطحی پناهگاهی برای تماشاگر باقی نمیگذارد. داستایوسکی معنویتگرا و نقاد نیهیلیسم است اما براهنی تلخ و سیاه است.
منتقدی نوشته بود: از جمله مهمترین مفاهیمی که در اقتباس براهنی رنگ میبازد، مسئلهی وجود یا عدم وجود خداوند است؛ موضوعی که در برادران کارامازوف در جان و رفتار برادران حضور دارد: ایوان عقلگرای ملحد، آلیوشای مؤمن و مهربان، و دیمیتری گرفتار در کشاکش اخلاق و لذت. اینها در فیلم پیرپسر دیگر بهصراحت بازنمایی نمیشود و جای خود را به شخصیتهایی میدهد که بیش از هر چیز، در خدمت کشمکشهای دراماتیک هستند، نه تأملات فلسفی.
سالهاست بعضی هنرمندان به نام نمایش واقعیتها آثاری تلخ و سیاه میسازند. کاش آنها از فردوسی و داستایوسکی یاد بگیرند که کشمکشهای این جهان فقط به سیاهی ختم نمیشود. قصههای تاریخ ادبیات فقط برای تخلیه خشم و سیاهی ذهنهای آشفته نیستند بلکه راههایی برای تابیدن نور نجات را جستوجو میکنند.
@rezakarimi
ماهنامهٔ سوره در مصاحبه با کارن همایونفر تا حدی نشان میدهد چگونه یک پرورشیافته تکنیک غربی برای سید حسن نصرالله آهنگ سیدالامه را میسازد؟!
او سیدالامه را در زیست خاورمیانهایاش تعریف میکند و خاورمیانه را خاستگاه پیامبران میداند و تاریخ و ساختار ایران را تئوتراتیک مینامد. از این جهت نگرش معنوی و توحیدی او با ایرانی بودن و زیست خاورمیانهایاش پیوند دارد.
او گفته: کاری که من کردم این بود که از ساختیافتگی موسیقی کلاسیک غرب و علمی بودنش به همراه نغماتی از فرهنگ خودمان استفاده کنم. این به معنای اصطلاح نادرست موسیقی تلفیقی یا فیوژن نیست. اگر به شکل سنتی یک هنر دست بزنید ماهیت خودش را از دست میدهد. در عین حفظ اصالت باید اثر را به میان مردم بیاوریم.
سخنان و آثار کارن همایونفر این سوال را دوباره ایجاد میکند که نسبت موسیقی با اسلام و انقلاب چیست؟ دیگر مطالب این شماره سوره به این پرسش هم پرداخته است.
@rezakarimi
MP3 Recorderشعر و قرآن.mp3
زمان:
حجم:
10.6M
گفت و شنودی غیررسمی درباره رابطه شعر و قرآن (با حضور دکتر سعید امامی)
@rezakarimi
دو روايت متضاد از جنگ و برادری ما با عراقیها
در مستند داستان دوسرباز ساخته بیبیسی، یکی میگوید معلوم نیست جنگ را کی شروع کرد؟! در این اثر با انکار مسلمات جنگ حق و باطل، جنگ باطل نمایانده شده و رزمندگان را سرباز به معنای قربانیان بیاختیار که کورکورانه جنگیدند نشان میدهد. برادری دو سرباز به روایت بیبیسی در جغرافیای کانادا و ذیل فرهنگ غرب است.
در مقابل، فیلم کوتاه داستانی ملاقات شیشهای (به نویسندگی ابراهیم حاتمیکیا و کارگردانی یوسف حاتمیکیا)، جنگ دو رزمنده عراقی و ایرانی را در حرم امیرالمؤمنین ع ختم میکند. ضیافت اربعین امتداد این برادری است.
@rezakarimi
برخی معتقدند که اساساً مقولهای به نام اقتصاد اسلامی وجود ندارد. برخی دیگر آن را در حد رعایت حلال و حرام ظاهری توسط مکلفین تقلیل میدهند. در حالی که دستورات و توصیفاتی که در آیات و روایات وجود دارد، از نگرش خاص دینی نسبت به مسائل اقتصادی حکایت میکند که به تحول ساختاری و نظاممند در حکمرانی منجر میشود و به تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت کمک میکند.
متن کامل
@rezakarimi
🚩 در سهراهی جنگ فرهنگی کجا ایستادهای؟
در جنگ فرهنگی امروز، یک سه راهی وجود دارد:
در یک طرف هیئات جامع و معتدل، هنرمندان دغدغهمند، اندیشمندان تکتیرانداز، سرداران مجاهد، برخی کتابهای حکیمانه و کاربردی و معدودی از رسانهها و برنامههای تلویزیونی در درجات مختلف مشغول به کار هستند.
و در طرف مقابل سلبریتیهای نادان یا دنیازده، شبکه فیلم و سریال خانگی پردهدر و رسانههای بیگانه یا مرعوب به تخریب مشغولند.
در این میانه سازمانهای فرهنگی کمرمق، سخنرانان و اساتید کممایه در دانشگاه و حوزه، کتابهای تکراری و ریاکارانه، افراد مقدسنما و متحجر و شبکههای تلویزیونی خسته و بسته مشغول سرمایهخواری و فرصتسوزی هستند.
هر کس باید بنگرد که کجای این جنگ است؟ سیاستگذاران و ناظرانی که اختیار و امکانات دارند هم باید به شکل عادلانه سهم رسیدگی و مواجهه با هر سه جریان جنگ را ادا کرده و افراط و تفریط نکنند.
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
MP3 Recorderعهدنامه۱۲.mp3
زمان:
حجم:
9.2M
نگو من امر میکنم پس اطاعت میشوم!
سیری در #عهدنامهمالکاشتر قسمت دوازدهم
۲۳مهر ۱۴۰۴
@estentagh
@rezakarimi
کتاب توسعه کرمانشاه در برابر اندیشه پیشرفت
محسن رنانی استاد جنجالی اصفهانی است که پژوهشی با موضوع توسعه کرمانشاه به کتاب تبدیل کرده است. این کتاب پیشفرضهای الگوی توسعه غربی را در تحلیل وضعیت کرمانشاه در توصیفات و نتیجهگیریها صریحاً دخالت داده است.
در گزارش توصیفی کتاب، به روحانیون و علمای ساکن و مهاجر و برخی اساتید دانشگاه که دارای گرایش سنتی و انقلابی بوده و از نظریات غربگرایانه دور هستند، بی اعتنایی شده است. در تاریخ کرمانشاه ۶صفحه به وقایع مشروطه پرداخته و برای بیان نقش کرمانشاه در وقوع انقلاب به کمتر از دوسطر اکتفا شده است! و تاریخ جنگ هم فقط در مورد خسارات و کشتههاست!
رنانی که نظریات جنجالی دیگری هم در توسعهگرایی دارد، در تئوریهای مشابه خود نشان داده تنها بهدنبال دوری از تهدیدهای بیرونی و رفع ضعفهای داخلی است نه بهرهمندی از قوتها و فرصتها.
اگر نتایج اندیشه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در مباحث توسعه وارد شود میتوان به کاهش آفات توسعه غربی امیدوار بود. بیتوجهی کامل توسعهگرایان به این اندیشه موجه و مفید نیست.
یادداشت کامل
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
MP3 Recorderعهدنامه۱۳.mp3
زمان:
حجم:
9.2M
هدایت شده از استنطاق
نکتهای ویژه از انسانشناسی قرآنی علامه طباطبایی برای روانشناسی و اخلاق
تفسیر علامه طباطبایی از یک ویژگی انسان در سوره معارج، برخلاف نظر دیگر مفسران، با اعتقاد به خلقت احسن سازگارتر است و امکان مثبتنگری روانشناسان و فیلسوفان اخلاق نسبت به ساختار خلقت انسان را فراهم میکند.
در سوره معارج گفته شده که إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً.
علامه طباطبایی میگوید: "هلع و حرص از فروع حب ذات است و به خودى خود از رذائل اخلاقى نيست و تنها وسيله کمالطلبى و "حب خیر شدید" است.
استاد جوادی آملی در تفسیر سوره معارج دیدگاه خود که بین فطرت و طبیعت تفکیک میکند، را تکرار کرده و میگوید هلوع بودن انسان در طبیعت انسان است نه فطرت او. این صفت و لوازم آن بر اثر سوء یا فقدان تربیت پدید میآید.
مزیت تبیین علامه طباطبایی این است که میگوید مصلین هَلَع را از بین نمیبرند بلکه به همان صورت كمال و فضيلت اصلى باقی میگذارند.
این نوع انسانشناسی این سوال را بهتر پاسخ میدهد که چرا خداوند امیالی در وجود انسان قرار داد که باید محدود شوند؟ اگر قوای انسانی به کمال خود هدایت شوند نیازی به محدود کردن آنها نیست.
با این نوع نگرش به انسان است که رفتار با افراد بزهکار تغییر میکند یعنی به جای طرد و مجازات غیرتنبیهی، برنامه تعدیل و به اعتدال آوردن قوای آنها اجرا میشود.
مطالعه یادداشت کامل
@estentagh
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
MP3 Recorderعهدنامه۱۴.mp3
زمان:
حجم:
10.3M
هدایت شده از استنطاق
MP3 Recorderعهدنامه۱۵.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
بدترین مردم عیبجوترین آنهاست
سیری در #عهدنامهمالکاشتر قسمت پانزدهم
۵آذر ۱۴۰۴
@estentagh
@rezakarimi