بازنشر یادداشتی در سال۱۳۹۳
درباره اینترنت و زندگی دوم
https://r1001.blog.ir/1393/07/16
@rezakarimi
voice j 2.mp3
زمان:
حجم:
20.3M
💻 نشست مجازی 'فهم' با محوریت حکمت هنر متعالی.
🔴جلسه دوم (هنر در اندیشه شهید آوینی)
🕕 ۱۵آذرماه ۱۴۰۱
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
@fahm_ir
@rezakarimi
مبعث۲۹بهمن.m4a
زمان:
حجم:
4.9M
مبعث روز تجلی حقیقت احمدیه در حقیقت محمدیه است و آغاز دوران تخفیف بزرگ بر بشر.
۲۹بهمن۱۴۰۱
@estentagh
@rezakarimi
از مهم ترین ارزشهای کتاب آقا سعید تلاش برای فهم واقعیت ها به جای حذف آنهاست. شهید جعفری نقاط درخشانی در زندگی دارد: معنویت، علم، شجاعت و صراحت و غیرت و فعال بودن او باید برای نسل امروز روایت شود؛ چنانچه که در این کتاب بسیاری از آنها گفته شده است. مثلاً پیشرو و پیشتاز بودن او در موارد مختلفی نمود دارد یا معنویت او را می توان از زبان شهید صیاد شنید که به تعبیر نویسنده، «صیاد در کمند سعید» بود یا اینکه زیر سایه روحانیت بود و معتقد بود «باید امضای همه آقایان باشد».
علاوه بر اینها، ماجرای عضویت در انجمن حجتبه، بدبینی شهید بروجردی به شهید جعفری، اتهام همکاری با ساواک، برادر مارکسیست او و... همگی واقعیتهایی هستند که باید به درستی روایت شوند نه اینکه بیان آن را خلاف مصلحت تلقی کنیم.
کتاب آقا سعید نمونه دیگری است از داستان پرماجرای اختلاف روایت ها در انسان زمینی. خاصیت زمین این است که آب نازل شده را ناخالص می کند و هر کس به قدر وسع خود حقایق را دریافت می کند. همین نکته موجب به وجود آمدن پیچیدگی در تاریخ شده است که نویسنده کتاب در مقدمه و در مصاحبه ها بر آن تأکید می کند. هر چقدر یک انسان وسیع تر و بزرگ تر باشد اختلاف روایت ها از او طبیعی تر است. به نظر می رسد تنها راه حل، روایت جامع است. کاری که کتاب قطور و مفصل آقا سعید به آن نزدیک شده است.
متن کامل یادداشت:
https://www.ibna.ir/news/333126
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
نامه۳۱-۱۳.m4a
زمان:
حجم:
4.1M
هدایت شده از سیمای هنر و اندیشه/ سها (قم)
جلسه گفتگو و هماندیشی با موضوع:
💠 بازخوانی نسبیانگاری در هرمنوتیک فلسفی ذیل نظریه خودباشی
🗓 سه شنبه ۲۳ اسفند
⏱ ساعت ۱۶:۳۰
📍در بستر اسکایروم سُها:
http://skyroom.online/ch/sohasima/sohaqom
@SohaQom
@SohaSima
هدایت شده از استنطاق
هرمنوتیک۲۳اسفند.m4a
زمان:
حجم:
19.5M
بازخوانی نسبیانگاری در هرمنوتیک فلسفی ذیل نظریه خودباشی
گفتگوی مجازی رضاکریمی و سیدرسول فاطمی
۲۳ اسفند ۱۴۰۱ - به میزبانی سُها (سرای هنر و اندیشه)
✅توضیح خودباشی (میزانانگاری نفس) و تفاوت آن با معرفت نفس و جهاد با نفس
✅آیا مفسرمحوری در تفسیر پذیرفته است؟
✅چهار برداشت از نسبیت هرمنوتیکی
✅ آیا رهایی از پیشفرضها ممکن یا مطلوب است؟
✅ تفاوت نسبیت هرمنوتیکی و نسبیت مدرن
@rezakarimi
@estentagh
سریال اکتور ایده مهمی را موضوع قصه و فیلمنامه قرار داده است: بازیگرانی که با سفارش دیگران به قصد درآمد، در زندگی واقعی مردم بازی میکنند. این ایده از دیدگاه ویلیام شکسپیر گرفته شده که تمام دنیا صحنه ی نمایشی است/ که مردان و زنان، فقط بازیگران آنند / این بازیگران، زمان ورود و خروج خود را دارند /و هر بازیگری نقشهای بسیاری را بازی میکند. از ادامه شعر شکسپیر برمیآید که منظور او نقشهای واقعی است که در حقیقت نوعی بازی است ولی در سریال بازیگری به قصد فریب دیگران است. بازی که در شعر هست نهایتاً خود بازیگر را فریب میدهد که زندگی را جدی گرفته است ولی در سریال بازیگر دیگران را فریب میدهد تا آنچه مخفی کردند را آشکار کنند. نیماجاویدی ایده جدید و جذابی را انتخاب کرده است ولی اگر قصه را بیشتر به شعر شکسپیر نزدیک کند، سخنش جدیتر و بینادینتر خواهد شد. هدف شکسپیر از توصیف دنیا به استیج (صحنه نمایش) چیست؟ او خود در اینمورد تصریح نکرده است. اما میتوان این توصیف را در جهت یک جهانبینی هماهنگ دانست؛ در شعر شکسپیر، معادل بازیگر player است و در سریال معادل actor است. act بیشتر از play جدیتر است. play نوعى بازی از جهت لذت و سرگرمی است و act عمل و شغل است. شکسپیر در پایان شعرش میگوید در بازیها بازیگر در آخرین نقش دوباره به نقش کودکی بازمیگردد و نهایتاً خروج از صحنه مانند ورود به آن، با بیچیزی است. این پایان مخاطب شعر را به اینجا میرساند که بداند نقشها موقت و گذراست و پایان و خروج از صحنه دنیا عبرتآموز است و آنگونه که آغازکردهایم به پایان میرسیم.
بالاتر از این، اگر حقیقت بازی در دين مدنظر قرار بگیرد میتوان قصههای اصیلتر از حقیقت دنیا روایت کرد. اگر بازی دنیا را جدی نگیریم و آن را مقدمه آخرت بدانیم باید در پایان اینگونه گفت: آنگونه که آغاز کردهایم بازمیگردیم؛ فقط خود را بازیگر بدانید: وَ مَا اَلْحَيٰاةُ اَلدُّنْيٰا إِلاّٰ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ (انعام٣٢).
@rezakarimi
نونخ، پایتخت و اتاقک گلی
هنر چگونه باید کرمانشاه را به تصویر بکشد؟
یک اثر هنری زمانی بومی است که همزمان ملی و بلکه جهانی باشد.
mehrnews.com/xZM8d
@rezakarimi
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
ذکر #یا_مقلب_القلوب یکی از بهترین عبارات برای شناخت حقیقت قلب است. در کتب حدیثی این ذکر در #دعای_غریق آمده است: یاالله یارحمن رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک
اما ما ایرانی ها در لحظه تحول ملی هم ، با برخی استنادات، این ذکر را در #دعای_تحویل_سال به کار می بریم.
قلب یعنی همان موجودی که مقلب و دگرگون می شود. بهترین قلب این است که بهتر دگرگون و متحول شود و بدترین قلب این است که سخت و قسی و قالب (طبع) زده و غیرقابل انعطاف باشد. قلب بنده بین دو انگشت خداست که آن را مقلب می کند. قلب مریض آن است که تسلیم و پذیرای اراده الهی نباشد. اینجاست که قلب آنقدر قابل توسعه است که خدا هم در آن جا می گیرد! بهترین قلب این است که با ذکر خدا هم لرزان است و هم اطمینان دارد.
اذا ذکرالله وجلت قلوبهم
الا بذکرالله تطمئن القلوب
این دو صفت متضاد در مورد قلب ممکن است چون کار قلب این است که مدام تپش داشته و مقلب شود و آرامش آن هم در عین این تپش است.
خدایا ما جز قلب هایی در دستان تو هیچیم. تو خودت نگهدار آنها باش.
@rezakarimi
سال نو و روز نو مبارک...
سیسال پیش بود که آن سید حکیم و شهید به حقیقت بهار اشاره کرد و سال نو را تبریک گفت. شگفت آنجاست که آن زمان نیز بهار و روزه همزمان شدند. اکنون دوباره تاریخ تکرار شده و از آن زمان همچنان این ندا را به دعا زمزمه میکنیم که آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟
" اینبار انقلاب ربیع و انقلاب صیام به هم برافتادهاند تا آن یکی هسته جسم را بشکافد و این یکی هسته جان را و زندگان از بطن مردگان سر برآورند. با بهاران روزی نو میرسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو. اکنون که جهان و جهانیان مردهاند، آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟ و یحی الارض بعد موتها…"
#سیدمرتضی_آوینی
کتاب #آغازی_بر_یک_پایان
فیلم راهبازگشت (اثر پیتر ویر) در گونه فرار از زندان است که از گونههای محبوب سینماست و بیش از همه انواع فیلمها و سریالهای فرار از زندان ماهیت این گونه را آشکار میکند. علت محبوبیت این گونه سینمایی محوریت آزادی در اندیشه مدرن است. آزادی مطلوب مدرنیته، طبق اصول انسانمحوری و در مقابل اسارت دنیوی و زندان ظاهری است. در این فیلم، مرگ خارج از زندان بر زندگی در زندان ترجیح دارد چون هرچه هست مردن در آزادی محسوب میشود. از طرف دیگر فیلم علیه کمونیسم و طبعاً تقویت جبهه مقابل آن یعنی لیبرالیسم است. لیبرالیسم تلقی فردگرایانه از آزادی است و یکی از خوانشهای مدرنیته است.
امروزه زندان بخشی از دنیاست ولی در تفکر دینی زندان همه دنیاست. البته این جمله را باید عمیقاً فهمید. برای اینکار باید بین سه جمله ظاهراً مخالف جمع کنیم: ۱- دنیا زندان مؤمن است ۲-دنیا را زندان قراربده ۳- خدایا دنیا را زندان من قرار نده!
۱.اَلدُّنْيَا سِجْنُ اَلْمُؤْمِنِ یعنی دنیا برای مؤمن زندان است نه برای هر انسان.
۲.لقمان به پسرش گفت: اِجعَلِ الدنيا سِجنَكَ فتَكونَ الآخِرَةُ جَنَّتَكَ. منظورش این بود که دنیا زندان هرکس نیست. یعنی مؤمن باش تا دنیا زندانت شود تا آخرت را بر دنیا ترجیح بدهی. بلکه زندان مؤمن با زندان انسان زمینی یک معنا ندارد.
۳.دعای لا تَجعَلِ الدنيا عَلَيَّ سِجناً: یعنی در دنیا اهل آخرت باش تا بهشت تو امروز نقداً حاصل شود نه فردا. دنيا و آخرت موازی هم هستند نه متوالی. پس کسی که حب دنیا نداشته باشد و فرزند آخرت باشد در دنیاست ولی دنیوی نیست. آسانی بعد از سختی است یعنی آسانی در دل سختی و با سختی است، نه اینکه اول باید سختی کشید و بعد از اتمام آن آسانی شروع شود.
در تفکر دینی آزادی ذیل ایمان است و زندان در نسبت دنیا و آخرت معنا میشود. اما در اندیشه مدرن آزادی برای انسان است و زندان فقط برای دنیای انسان معنا میشود.
در تفکر توحیدی آزادی دنیوی مطلوبیت ذاتی ندارد بلکه تا آنجا مطلوب است که به آزادی معنوی منجر شود. همچنانکه در قصه یوسف "آزادی از زندان با روش غیرتوحیدی" برای ولیّ خدا شکست میخورد: وَ قٰالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نٰاجٍ مِنْهُمَا اُذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسٰاهُ اَلشَّيْطٰانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي اَلسِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ (یوسف٤٢).
@rezakarimi