🔴 توسل به مادر امام زمان (علیه السلام)
🟢 آیت الله شیخ احمد مجتهدی رحمه الله علیه می فرمایند من هر موقع کارم گیر می کند ، هزار صلوات نذر حضرت نرجس خاتون مادر #امام_زمان (سلام الله علیها) می کنم و کارم درست می شود.
📚 آداب الطلاب ص ۲۴۳
خب خب چون که فردا نیستم الان پارت رو میدم بهتون🙃
بریم سراغ پارت
🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
ٖؒ﷽ღبسماللهالرحمنالرحیمღٖؒ﷽ آغـوشـامـنـبــرادر³ #پارت۲۳ رسول: حرکات انگشتم هر لحظه بیشتر م
ٖؒ﷽ღبسماللهالرحمنالرحیمღٖؒ﷽
آغـوشـامـنـبــرادر³
#پارت۲۴
رسول:دستی به چشم هام کشیدم و دوباره خیره شدم به کامپیوتر و صفحه روبهروم.
حدودا ساعتای چهار عصر دوتا موتوری مشکوک اون اطراف بودن و با ورود اون خانم جلوی دوربین اونا پشت سرش حرکت کردن.
انگار اون زن هم متوجه رفتار مشکوک اونا شد و برای همین وارد کوچه شده تا شاید بتونه فرار کنه.
حدودا ۳۰ ثانیه بعد من جلوی دوربین ظاهر شدم و بعد هم اون اتفاقات رخ داده.
هنگام فرار اون دونفر که روی موتور بودن ۳ ثانیه صورت وچشم هاشون طرف دوربین طلافروشی برگشت و این یعنی ما میتونیم با این ۳ ثانیه اون هارو شناسایی کنیم.
هاردی که همراهم داشتم رو برداشتم و بعد از انتقال فیلم روی هارد از جام بلند شدم.
رو به فروشنده لب زدم:بابت همکاریتون ممنونم جناب.خدانگهدار
فروشنده:خواهش میکنم.به سلامت
محمد:پشت میز نشسته ام و غرق در افکار خودم هستم.جسمم توی سایت و پشت میز حبس شده اما روحم در جست و جوی آدمای این پرونده هست:)
با اینکه چند روز بیشتر از شروع این پرونده نمیگذره اما انگار بیشتر از چیزی که فکر میگردم پیچیدگی داره و این گره هر لحظه کورتر میشه و به این راحتی ها باز نمیشه.
اتفاقات مختلفی که توی این روز ها رخ داده بیشتر از چیزی هست که تصور داشتم.سکته پدر حامد که باعث نبود حامد توی سایت شد،درگیری رسول با آدمایی که نمیدونیم چه کسایی بودن،
روشنا و مادری که غیب شده،حال بد رسولی که سعی داره نشون بده خوبه اما بدتر از هرموقعی هست،حالا هم رسولی که یه چیزایی پیدا کرده و ما ازش بی اطلاع هستیم...
دستی به صورتم میکشم و سعی دارم سوزش چشمم رو آروم کنم.
با صدای رسول که در میزنه و اجازه ورود میخواد نگاهی بهش می اندازم.
با ورودش نگاهی به هارد داخل دستش میکنم و لب میزنم:خب استاد.به چی رسیدی؟
لبخند محوی روی صورتش نقش بسته.لبخندی که مدت هاس نتونستم ببینمش.لبخندی که حالا به راحتی میتونم بفهمم حالش خوبه و به چیزای خوبی دست پیدا کرده.
یک قدم جلوتر میاد و همونطور که هارد رو روی میز میگذاره میگه.
رسول:یافتم آقا محمد.پیداش کردم.
محمد: ابروم بالا میپره و از جام بلند میشم.رو به چهره خندان رسول میگم:جدی؟چی پیدا کردی؟
رسول: میز محمد رو دور میزنم و هارد رو به سیستمش وصل میکنم.در همون حالت لب میزنم :چهرشون موقع خروج به مدت ۳ ثانیه مشخص شده.
میتونم از همین سه ثانیه بفهمم اونا کی هستن.
چهره اون خانم هم مشخصه.باید بفهمیم ادرس خونه اش کجاس تا باهاش صحبت کنیم.
محمد: آفرین رسول.فیلم دوربین رو اوردی؟
رسول: بله آقا.بفرمائید
روی دکمه میزنم و فیلم دوربین پخش میشه. محمد چشم هاش رو توی هم میکشه و طبق معمول دقیق کارش رو انجام میده و فیلم رو میبینه.
بعد از تموم شدنشِ فیلم، رو به من میگه
محمد:رسول همین الان برو تشخیص هویت اون دونفر رو انجام بده.
نه نه صبر کن.همینجا انجام بده.سریع باش رسول.
رسول: چشم آقا.
محمد: رسول من باید برم .بهتره یه سر به پدر حامد بزنم.سریع برمیگردم.تا اون موقع مشخصات اینارو در بیار و ازش یه کپی برای من بگیر.
رسول: چشم آقا .مراقب خودتونم باشید.
محمد: توهم همینطور .به خودت فشار نیار رسول.
رسول: چشم .
محمد که رفت سیستم رو روشن کردم و مشغول شدم.
با دیدن تصویر روبروم لبخندی زدم.خودش بود.یکیشون پیدا شد.
همونی که سعی داشت اون زن رو بیهوش کنه.
سریع کپی ای از مشخصاتش گرفتم و رفتم سراغ نفر دوم.
نفر دومی که به سمت من تیراندازی کرد و منو زخمی کرد
``````
پ.ن.رسولی که یه تنه داره کار هارو پیش میبره:)
https://eitaa.com/romanFms
ناشناس جهت ارسال نظرات
https://daigo.ir/secret/11495704018
اگر مشکلی در ناشناس بود در پیوی ارسال کنید:))
@Mahdis_1388_00
توی زاپاس هم عضو باشید تا اگر خدای نکرده مشکلی برای کانال پیش اومد اونجا ادامه بدیم🥲@romanmfm
Yara Zahed ~ UpMusicYara Zahed - Goftam Ya Nagoftam (320).mp3
زمان:
حجم:
8.1M
حرفات داره یادم میاد خوابم نمیبره خوابم میاد
وقت کمه ولی حرفام زیاد
گفتم نذار که اشکام بیاد گفتم یا نگفتم
مثل کوه بودی برام حالا دارم میفتم
چرا یادت میفتم یادت میفتم
🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
حرفات داره یادم میاد خوابم نمیبره خوابم میاد وقت کمه ولی حرفام زیاد گفتم نذار که اشکام بیاد گفتم یا
ولی خُب میدونی که چقد تنگه دل من
نرو عین من هیشکی بلد نی تورو گل خوشگل من
جای خالی شونه آروم تو شده مشکل من
گل خوشگل من
🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
حرفات داره یادم میاد خوابم نمیبره خوابم میاد وقت کمه ولی حرفام زیاد گفتم نذار که اشکام بیاد گفتم یا
رد میشه ولی ردش میمونه
میگذره ولی جای دردش میمونه
دل تورو حقش میدونه گفتم
دوری منو کرده دیوونه گفتم یا نگفتم
گناهت را نگذار پای جوانی ات ...
به جوانی شان بر میخورد..!
https://eitaa.com/romanFms