eitaa logo
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
4.3هزار ویدیو
22 فایل
عضویت؟عضونباشی‌که‌نمیشه کپی‌وایده‌‌برداری‌ازرمان‌خیرراضی‌نیستم حتی از اسم رمان:) ازفعالیت‌ها‌مجازبه‌جزکپی‌ممنوع‌ها🚫 ناشناس‌زیرنظرمدیر https://eitaa.com/nashenas_app/app تبلیغاتمون https://eitaa.com/joinchat/2576352270C8ef1741385 زاپاس‌کانال @romanmfm
مشاهده در ایتا
دانلود
37.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رو گرفتی که کبـودی تو پیـدا نشـود... باعث رنجـش زخـم دل مـولا(ع) نشود:) سر سجاده دعا کرده حسن(ع) آهسته؛ بی کسی کاش نصیب دل بابا نشود:)🖤 https://eitaa.com/romanFms
من‌ندیدم‌کہ‌شبی‌پِلک‌بهم‌بگذاری، هرشب‌ازشدت‌دردکمرت‌بیداری💔:)!
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آرزوی هر بچه هیئتی اینه که همچین بچه ای داشته باشه :)🙂
ای تاج سر عالم و آدم زهرا از کودکی ام دل به تو دادم زهرا آن روز که من هستم و تاریکی قبر جان حسنت برس به دادم زهرا ❤️‍🩹
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خرمای نخلستان من خرمای ختمت شد.. همسایه‌ها خوردند و خندیدند و رفتند:) https://eitaa.com/romanFms
میروی زهرای من؛اما بدان که بعد تو... فاتح خیبر ز در وا کردن عاجز میشود:)🥀
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آرمان و روح الله شهید شدند... تا آرمانِ روح الله باقی بماند:)❤️‍🩹🕊 https://eitaa.com/romanFms
دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست... همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست:) قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید؛ چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست:)🖤🥀
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
ٖؒ﷽‌ღبسم‌الله‌الرحمن‌الرحیمღ‌ٖؒ﷽ آغـوشـ‌امـنـ‌بــرادر³ #پارت۴۱ رسول: همه چیز خیلی سریع و در کثری ا
ٖؒ﷽‌ღبسم‌الله‌الرحمن‌الرحیمღ‌ٖؒ﷽ آغـوشـ‌امـنـ‌بــرادر³ رسول: به طرف انتهای راهرو رفتیم. توان به حرکت در آوردن پاهام رو نداشتم. پامروی زمین کشیده میشد و به دنبالم میومد. ترس عجیبی توی دلم افتاده بود. ترس از دست دادن سعید ... فرشید حرفی در مورد حال محمد نزد .یعنی آسیبی ندیده‌. اما.... اما سعید چی؟ گفت گردنش آسیب دیده. چه اسیبی؟؟ چه بلایی سرش اومده؟ با دیدن محمد و حامد پشت در اتاق، لحظه ای از حرکت ایستادم... چشمم مات کلمه ی روی در شد. اتاق عمل... اینجا برای چی؟؟ داوود که دید حالم داره بد میشه دستش رو به دور بازوم پیچید و کمک کرد که حرکت کنم. با صدای قدم هامون حامد سرش رو بلند کرد.نگاهمون که کرد یکدفعه از جاش بلند شد.همین هم باعث شد محمد سرش رو بلند کنه و نگاهمون کنه‌. نگاهمون کرد اما کاش من نمیدیدمش. نمیدیدمش تا کبودی دور گردنش رو نبینم. چه بلایی سرش اومده بود؟؟ چرا رنگش پریده بود؟؟ چرا چشم هاش به رنگ خون در اومده بود؟؟ به طرفش رفتم. نگاهش کردم؛نگاهم کرد؛ آروم حرفی زد اما من گوشم فقط صدای خس خس سینه اش رو می‌شنید. مردد نگاهی به محمد و در اتاق انداختم. آروم و با صدای گرفته گفت. محمد: اومد کمک من.بهش گفته بودم تحت هیچ شرایطی از ماشین پیاده نشه ولی اومد. یکیشون قمه داشت. هواسش به من پرت شد که یهو تیزی قمه به گردنش خورد. داوود : پیش قدم شدم و گفتم: حالا حالش چطوره؟دکترا حرفی نزدن؟؟ حامد: معلوم نیست. یکی از پرستار ها اومد بره گفت خون زیادی از دست داده و باید بره خون بگیره. اما خبری از سلامتیش ندادن. رسول: نگاهم هنوز به صورت بی روح محمد بود. کنارش ایستادم و بلندش کردم. اونم انگار توان ایستادن نداشت. یکی از یکی بدتر بودیم. رو به حامد گفتم: آقا محمد رو میبرم پیش دکتر از حالش مطمئن بشم. اگه خبری از سعید شد بهم زنگ بزن و بگو. داوود:میخوای منم بیام؟ رسول: نگاهی به محمد انداختم و بعد رو به چهره ی داوود گفتم: نه نمیخواد .خودم میبرمش. باهم ،هم قدم شدیم و به طرف دکتر عمومی رفتیم.بعد از اینکه نوبت گرفتیم سریع صدامون زدن و وارد شدیم. کمک کردم محمد روی صندلی بشینه و خودم کنارش ایستادم. برای دکتر توضیح دادم چه اتفاقی براش افتاده . دکتر هم گفت باید یه ساعتی بهش دستگاه اکسیژن وصل باشه و یه سرم هم بزنن و بعد از یک ساعت میاد معاینه اش میکنه. به محمد کمک کردم به طرف اتاقی رفتیم و روی تخت خوابوندمش. نمیدونم چرا سکوت کرده بود. شاید خودشم به این باور رسیده بود و میدونست حال خوبی نداره. شایدم.... نمیدونم .بهترین تصور همینه. پرستار اومد و براش سرمی وصل کرد و دستگاه اکسیژن رو وصل کرد. بعد از خروجش کنار محمد روی صندلی نشستم. آهسته لب زدم: آقا محمد حالتون خوبه؟ محمد: خوبم رسول .نگران نباش. رسول: خداروشکر .چرا مراقب خودتون نبودید؟ محمد: مراقب بودم اما جون روشنا مهمتر بود برای همین نخواستم سعید پیاده بشه.اما آخرش پیاده شد و وضعیت اینجور شد... رسول: نگران نباشید. ان شاءالله سعید هم حالش خوب میشه:) فعلا استراحت کنید یکم. رنگ به رو ندارید . ``````````` پ.ن.کبودی دور گردن محمد🥀 پ.ن.دستگاه اکسیژن و سرم... پ.ن.سعیدی که خون زیادی از دست داده:) https://eitaa.com/romanFms
ناشناس جهت ارسال نظرات https://daigo.ir/secret/11495704018 اگر مشکلی در ناشناس بود در پیوی ارسال کنید:)) @Mahdis_1388_00 توی زاپاس هم عضو باشید تا اگر خدای نکرده مشکلی برای کانال پیش اومد اونجا ادامه بدیم🥲@romanmfm