eitaa logo
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
4.3هزار ویدیو
22 فایل
عضویت؟عضونباشی‌که‌نمیشه کپی‌وایده‌‌برداری‌ازرمان‌خیرراضی‌نیستم حتی از اسم رمان:) ازفعالیت‌ها‌مجازبه‌جزکپی‌ممنوع‌ها🚫 ناشناس‌زیرنظرمدیر https://eitaa.com/nashenas_app/app تبلیغاتمون https://eitaa.com/joinchat/2576352270C8ef1741385 زاپاس‌کانال @romanmfm
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
ٖؒ﷽‌ღبسم‌الله‌الرحمن‌الرحیمღ‌ٖؒ﷽ آغـوشـ‌امـنـ‌بــرادر³ #پارت۶۵ حامد: از اتاق بیرون اومدم و همونطور
ٖؒ﷽‌ღبسم‌الله‌الرحمن‌الرحیمღ‌ٖؒ﷽ آغـوشـ‌امـنـ‌بــرادر³ حامد: با رسیدن به بیمارستان سریع پیاده شدم و دنبال برانکارد دویدم... با رسیدن به اتاق و بسته شدن درش به روم، از حرکت ایستادم... نفس های عمیق و کشدار میکشیدم. نمیدونستم‌باید به نازگل خانم خبر بدم یانه... دوراهی سختی بود؛ خبر دادن و نگران کردن همسر رسول؛ خبر ندادن و دلشوره داشتن و پریشونی همسرش:) روی صندلی کنار راهرو نشستم و سرم رو میون دستام گرفتم... چند دقیقه بیشتر نگذشته بود که در اتاق باز شد و پرستار سریع اومد بیرون. ایستادم. نگاهم کرد؛ نگاهش کردم؛ شروع کرد به حرف زدن اما کاش هیچوقت اون لحظه اتفاق نمی‌افتاد.... پرستار: خونریزی داخلی داره... باید سریع ببریمش اتاق عمل؛ با ضربه ای که به گردنش خورده خطر قطع نخاع وجود داره... باید از بستگان درجه یکش رضایت فوری عمل رو بدن؛ حامد: خانواده اش همه فوت شدن... فقط زنش میمونه. تا زنش برسه داداشم تلف میشه... تورو به قرآن قسمتون میدم عملش کنید؛ جونشو نجات بدید.... داداشم تازه دوماده. نجاتش بدید... حامد: التماسشون میکردم برای نجات برادرم... برای نجات کسی که برادرانه برام زحمت کشید و الان روی تخت بیمارستان با مرگ ، دست و پنجه نرم میکنه... با بدبختی و التماس و دیدن وضعیت بدش اجازه دادن من جای زنش رضایت نامه رو امضا کنم... سریع به نازگل خانم زنگ زدم و با گفتن جمله ی (یه سر بیاید پیش نورا کارتون داره) تماس رو قطع کردم؛ نمیدونستم باید چه غلطی کنم... اگه بلایی سرش بیاد باید چه جوابی به زنش بدم؟ به اقاجون پیامک دادم که بیاد پیشم.... توی این موقعیت فقط آقاجون میتونه کمکم کنه. صدای قدم های تند کسی باعث شد نگاهم رو بلند کنم و به فرد روبروم بدم... محمد بود؛ و پشت سرش سپهر با رنگی پریده ایستاده بود... دیدن محمد کافی بود تا تموم بغض و نگرانی هام فوران کنه... حامد: محمد گفتن خونریزی داخلی داره. گفتن به گردنش بدجور آسیب رسیده؛ گفتن ممکنه قطع نخاع بشه... الان جواب زنشو چی بدیم؟ بگیم‌شوهرت سالم‌بود اومدن سراغش ناکارش کردن و رفتن؟؟ محمد: آروم باش حامد... آروم باش:) حامد: محمد فقط به یه جمله اکتفا کرد... آروم باشم؟؟ چطور ممکنه بتونم آرامش خودمو حفظ کنم؟ با صدای آقاجون نگاه بهش دادم... نگران نگاهمون میکرد. محمد بلند شد و همونطور که سلام میکرد آقاجون رو به گوشه ای برد تا احتمالا ماجرا رو براش تعریف کنه... سپهر کنارم نشست؛ نگاهم میکرد....سنگینی نگاهش روم باعث شد چشم هام به مقصد صورتش گردش پیدا کنه... دست چپم‌رو گرفت و آهسته لب زد: سپردمش به همون خدایی که میدونم اگر بخواد میتونه ببرتش و اگر نخواد یه معجزه کافیه تا برگرده پیشمون:) از بچه ها تا حدودی شنیده ام که توی گذشته چه اتفاقاتی براش افتاده... خدا اون زمان نمیخواست رسول رو ببره و نبرد؛اگر الان هم نخواد ببره هیچ جوره نمیبرتش.... پس به نظرم توکل کن به خدا و سعی کن دلتو آروم کنی؛ حامد هیچ کاری جز این برات موثر نیست:) حامد: اگه بلایی سرش بیاد چیکار کنم؟ رسول تحمل خونه نشینی نداره سپهر... اگه.. اگه قطع نخاع بشه چطور میخواد تا اخر عمر بشینه روی ویلچر؟ سپهر:یقینا کله خیر:) بسپار به خدا؛ خدا نویسنده زندگی ماست... زندگی کن و نگران نباش ؛بزار ببینیم آخرش قراره چی بشه:) ````````````` پ.ن.خونریزی داخلی/ احتمال قطع نخاع🥀 پ.ن.زندگی کن و نگران نباش؛ نویسنده خداست:) https://eitaa.com/romanFms
ناشناس جهت ارسال نظرات https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_xmhbvx&btn=مدیریت.ره.رو.عشق توی زاپاس هم عضو باشید تا اگر خدای نکرده مشکلی برای کانال پیش اومد اونجا ادامه بدیم @romanmfm لینک پشت صحنه ره رو عشق https://eitaa.com/joinchat/837551564C49b0063cf9
نظر بدید که باعث خوشحالیم میشه🥲 جوابتون روهم پشت صحنه میدم🤌🏻
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اقدام زیبای بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران حضور با کوله پشتی به یاد کودکان معصوم میناب و خواندن سرود ایران با بازوبند مشکی https://eitaa.com/romanFms
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه‌بعد‌از‌دیدن‌این‌فیلم‌هنوز‌هم‌طرفدار‌ پهلوی‌هستی،کارِت‌رو‌تعطیل‌کن‌و‌به‌دنبال‌ پدر‌واقعیت‌بگرد:) https://eitaa.com/romanFms
خدا‌دنبال‌بهونہ‌است‌تا‌ببخشتت:) این‌فرصت‌و‌از‌دست‌ندیم! بلند‌شیم‌بریم‌بگیم‌ببخش‌مارو‌شاید‌امروز روز‌آخرۍباشہ‌کہ‌هستیم... _حاج‌آقا‌پناهیان
🔴 بسم الله الرحمن الرحیم 🔹یمن با انجام اولین حمله به اسرائیل، رسما وارد جنگ شد...