ای مجانینِ حسینی، حسنی گریه کنید...
روضه امشب ز یتیم است، شبِ پنجم شد:)
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نه فراموش میشی ..
نه فراموش میکنی :)
https://eitaa.com/romanFms
🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
ٖؒ﷽ღبسماللهالرحمنالرحیمღٖؒ﷽ آغـوشـامـنـبــرادر³ #پارت۷۸ محمد: نگاهم روی مانیتور بود و گوشم
ٖؒ﷽ღبسماللهالرحمنالرحیمღٖؒ﷽
آغـوشـامـنـبــرادر³
#پارت۷۹
راوی:بعد از برنامه ریزی برای وارد شدن به خونه باغ،هر کدوم از بچه ها به یک طرف حرکت کردند.
با اشاره ی دست محمد، حامد و داوود از دیوار بالا رفتند و به سرعت درب ورودی را باز کردند.حالا همگی اسلحه هایشان را مسلح کرده بودند و به جلو حرکت میکردند. صدای علی توی گوششان پیچید که میگفت( بالای پشت بوم دو نفر وایسادن. حواستون بهشون باشه)
پشت دیوار ایستادند و نگاهشان را روانه ی انتهای باغ کردند.نگاه محمد زوم شد روی آلاچیق کنار حوض.همانجایی که آریا و فردی دیگر که صورتش نامشخص بود ،حضور داشتند.
دست روی ایرپادش گذاشت و با گفتن جمله ی ( من و فرشید میریم سراغ اریا و اون فرد ناشناس،بقیتون با احتیاط برید داخل) اسلحه اش را روبرویشگرفت و با نگاهی به فرشید ،دستش را به نشانه حرکتشان در هوا چرخاند و آهسته بلند شد. به دنباله ی حرکت محمد به جلو، بقیه نیز حرکتشان را شروع کردند .
رسول: آهسته تکیه ام رو به صندلی میز داوود دادم.کمرم و گردنم درد میکرد و با دست گچ گرفته ام نمیتونستم کاری انجام بدم. استرس به جونم افتاده بود و نمیدونستممنشأش چیه...
سعی کردم خودمرو سرگرم کنم و امیدوارم داشته باشم که به زودی مادر روشنا هم نجات پیدا میکنه و میتونه برگرده پیش دخترکش.
سپهر: به همراه داوود و سعید و حامد حرکت کردیم. با شلیکی که از سمت آقا محمد بود آغاز عملیات رسما اعلامشد.
تعدادشون زیاد نبود و اگر هر کدوم دونفر رو میزدیم تموم میشدن.
.........
سعید و داوود خودشون رو به داخل خونه رسونده بودن و برای نجات گروگان ها رفته بودن.
نگاهم به پشتبوم خورد.یکیشون رو زده بودیماما نفر بعدیشون با تمام قوا در حال تیراندازی به طرفمون بود.
اسلحه رو به طرفش گرفتم.شلیکمن به طرفش همزمان شد با شنیدن صدای آخی از پشت سرم و افتادن فرد بالای پشت بوم.
صدای پشت سرمرو میشناختم. نمیخواستمبرگردمبه طرفش.
نمیخواستم حتی یک درصد هم احتمال بدم تیرشون به چه کسی اصابت کرده.
با لرز و ترس بدن سستمرو تکون دادم و سرمرو چرخوندم...
دیدمش؛ روی زانو افتاده بود و تیر درست جایی بین قفسه سینه اش جا خوش کرده بود...
صورتش سفید شده بود و دستهای لرزون و خیس خونش روی زخمش بود.
تقلا میکرد برای نفس کشیدن.
برای اکسیژنی که بهش نمیرسید.
انگار توانش رو از دست داد و خواست بیوفته که به طرفش دویدم و گرفتمش.
صدام میلرزید.
دستم بی اراده روی جای زخمش نشست و فشارش داد.سعی میکردم یه جوری جلوی خونریزی زیادش رو بگیرم.
نفس نفس میزد و بدنش هر لحظه سنگین تر از قبل میشد.
چشم هاش روی هممیرفت و با درد باز میشد.
دست خونیم رو روی ایرپاد زدم و با فریاد و لرزش صدا از علی خواستم آمبولانس بفرسته.
آمبولانسی که اگر زود برسه میتونه جون رفیقمو نجات بده.
نگاه سرگردونم توی حیاط چرخید و با دیدن فرشیدی که بالای سر آریا و اون فرد ناشناس بود و دستشون رو بسته بود و محمدی که به طرفمون میدوید سرم رو دوباره پایین انداختم و نگاهم به صورت بی روح و خسته ی رفیقم افتاد.
چشماش روی هم رفت که صداش کردم.بالاخره اسمش رو به زبونآوردم.
با ترس ازش خواستم تحمل کنه تا آمبولانس برسه.
`````````````````
پ.ن. و کسی که داره توی بغل رفیقش آخرین نفس هاش رو میکشه:))
https://eitaa.com/romanFms
ناشناس جهت ارسال نظرات
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_xmhbvx&btn=مدیریت.ره.رو.عشق
توی زاپاس هم عضو باشید تا اگر خدای نکرده مشکلی برای کانال پیش اومد اونجا ادامه بدیم
@romanmfm
لینک پشت صحنه ره رو عشق
https://eitaa.com/joinchat/837551564C49b0063cf9
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مگه زیر زمینپنهان نبودی...
چرا خو فکر حفظ جان نبودی!)
مگه دشمن نمیگفت توی دی ماه...
از ایران رفتی و تهران نبودی؛
پس چرا روز دهم،ماه رمضون،با لب عطشان...
شهیدت کردن:))
https://eitaa.com/romanFms
علی الاصول عاشق سید مجتبی حسینی خامنه ای هستم...:)❤️🩹
https://eitaa.com/romanFms
ما علی الاصول یه بار دیگه عاشق درایت و هوش شما شدیم آقا...🤌🏻🕶
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگفت در آینده وقتی من نبودم شما خواهید فهمید که چرا مذاکره کار اشتباهی است...
https://eitaa.com/romanFms
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علیالاصولمسیرحسینوشمرجداست؛
کهشمربندهشیطان،حسینعبدخداست:)
https://eitaa.com/romanFms
غبطه خوردن کار خوبان است کار من که نیست ؛
این وسط اما به "حُر" گاهی حسادت میکنم . . !
حآجـت کہ زیـٰاد اسـتوَلـۍچَـنـد صبـٰاحۍ سـت...
دآغ سـفَـر ِڪَربُبلا بَـر دلمـٰان مانده اَسـت:)
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دنیای منه...
امام حسین بزرگتر از دردای منه:))
https://eitaa.com/romanFms