خدایی که شوی، در قاب دلها میمانی
بجای قاب عکس💫
#شبتون_آروم
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
همچنین صله ارحام و دید و بازدید یکی از اعمال مهم در روز جمعه به شمار میرود،
الحمدلله امروز قسمت شد و خدمت پدر و مادر بودیم، و اصلا وقت نکردم گوشی دست بگیرم🌱
ان شاالله که تا الان، روز خوبی رو سپری کرده باشید🤲💚
آخرالزمان4_5825938689653473868.mp3
زمان:
حجم:
2.6M
📌 بررسی #آخرین_حوادث قبل ظهور
1⃣«قسمت 1 » : وجوب آشنایی با علائم ظهور
ادامه دارد 👇
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
مسیر اسیران به سوی شام
سپس شمر و خولی را خواند و ۵۰۰ سوارکار همراه آنها قرار داد و توشه راه آنها را آماده کرد و در دادن هدیه به آنها لطف به خرج داد. و آنها را در هر شهری که وارد میکرد میچرخاند...
سهل میگوید؛
هنگامی که من این را دیدم با آنها هم مسیر شدم و هزار دینار و هزار درهم گرفتم. آنها میرفتند و من همراه آنها بودم تا وارد قادسیه شدند.
حدیث ام سلمه و دیگران، در شهادت امام حسین
ام سلمه نقل میکند؛
رسول خدا در نزد من حضور داشت. به پشت دراز کشیده بود و حسین بر روی شکم ایشان بود. در دست رسول خدا چیزی بود که به آن نگاه میکرد و میگریست. به ایشان عرضه داشتم؛
ای رسول خدا چه شده که شما را گریان و اندوهگین میبینم؟!
حضرت فرمود؛
ای ام سلمه این تربتی است که جبرائیل از سرزمینی که به آن کربلا گفته میشود برای من آورده است. آن را در شیشهای قرار بده و هنگامی که دیدی این تربت به رنگ خون مایل شد بدان که حسین به شهادت رسیده است!
ام سلمه میگوید؛
آن تربت را از دست ایشان گرفتم و در شیشهای قرار دادم. در همان روزی که حسین به شهادت رسید،به آن شیشه نگاه کردم. مرده ناگهان دیدم رنگ آن به خون صاف متمایل شد! پس هنگامی که آن را دیدم, آگاه شدم که امام حسین به شهادت رسیده است!
وقتی آن شب به بستر رفتم و خوابیدم،سلامتی رسول خدا را دیدم که گرد و غبار بر سر و محاسن شریفش نشسته بود.
عرضه داشتم؛فدایتان شوم ای رسول خدا! این خاکی که بر سر و محاسنتان نشسته است چیست؟!
حضرت فرمود:
ای ام سلمه،الان از دفن فرزندم حسین بازگشتم!
ام سلمه میگوید؛
نگران و ترسان از خواب بیدار شدم. پس به کنیزم گفتم؛به بیرون برو و ببین این غوغا و هیاهو برای چیست؟
کنیز از خانه خارج شد،در کوچههای مدینه میگشت تا صدای جنی را شنید هنگامی که کنیز بازگشت و مرا از این اتفاق آگاه کرد،دستهایم را بر سرم گذاشتم و فریاد زدم!
وا حسینا! وای از کسی که فاطمه او را بزرگ کرده بود!
مردم با شتاب به سویم سرازیر شدند و گفتند؛
ای ام سلمه چه خبر شده؟!
گفتم به خدا سوگند فرزندم حسین به شهادت رسید!
آنها گفتند؛چگونه به این اتفاق آگاه شدی؟!
گفتم این تربتیست که رسول خدا از سرزمین کربلا به من داده و جبرائیل برای ایشان آورده بود و به من فرموده بود هنگامی که این تربت به رنگ خون متمایل شد حسین به شهادت رسیده!
#المصرع_الشین
فی قتل الحسین
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝