eitaa logo
روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
22.4هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
4.4هزار ویدیو
18 فایل
ایدی مدیر کانال جهت انتقادات و پیشنهادات و ارسال مطالب @a_ramezany ایدی تبلیغات @z_m1392
مشاهده در ایتا
دانلود
خدا: مغرور به چه هستی ای انسان؟؟ وقتی که جسمت،بعد از مرگت،همه را فراری می‌دهد و از بوی تعفنت،زیر خروارها خاک مدفونت می‌کنند... چون فقط روح من،دیگر در تو نیست... 🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
روضه ی ابا عبدالله الحسین بودیم خونه ی مادر💚 ان شاألله که از همه قبول باشه🤲 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حرکت اسیران به سوی شام سهل نقل می‌کند؛ دشمنان با سر مطهر حرکت کردند و از تکریت گذشتند به امیر شهر نامه نوشتند که می‌خواهند او را ملاقات کنند که همانا سر حسین بن علی با آنهاست هنگامی که امیرتکریت نامه را خواند دستور داد در شهر اعلام کنند. پرچم‌ها به اهتزاز درآمدند و شهر تزیین شد. مردم از هر سو خواندند که مردم خارج شوند و آنها را ببینند. هر کس که از سر امام حسین سوال می‌کرد می‌گفتند؛ سر خارجی است که بر ما در سرزمین عراق خروج کرده است. او را کشته و این سر را برای یزید بن معاویه می‌فرستد. مردی از آنها گفت؛ ای مردم من در کوفه بودم و این سر وارد شد آن سر یک خارجی نیست بلکه سر حسین بن علی است. هنگامی که مسیحیان این را شنیدند به سوی ناقوس‌هایشان رفتند و آنها را برداشتند. راهبان را آگاه کردند و مغازه‌ها و بازارهایشان را به احترام و تعظیم آن سر بستند و گفتند؛ خدایا برائت می‌جوییم به سوی تو از قومی که فرزند پیامبرشان را کشتند! اسرا از تکریت رفتند و راه دیر عروه را در پیش گرفتند پس به صلیب‌ها رفتند و پس از آن به وادی النخله رفتند و شب در آنجا فرود آمدند. در آنجا گریه اجنه بر امام حسین را می‌شنیدند. راوی نقل می‌کند؛ حرکت کردم تا به قنسرین درآمدند. آن شهر شهری پر از خیر بود هنگامی که به آنجا رسیدند مردم در حال شهر را بستند از دیوارهای اطراف شهر بالا می‌رفتند و شروع به لعن کردن دشمنان و فحش دادن به آنها کردند. مردم می‌گفتند؛ این‌ها ذریه پیامبر هستند به خدا سوگند اگر همه ما را بکشید وارد شهرمان نخواهید شد! سپس آنها به وادی معرت نعمان درآمدند. مردم درهای شهر را به رویشان باز کردند و قربانی‌ها و غذاها را تسلیم سپاهیان کردند. آن روز در آنجا اقامت گزیدند و خوردند و نوشیدند. از آنجا رفتند و در وادی سیبور فرود آمدند. مردم آن شهر گفتند؛ ای قوم این سر حسین بن علی است که این قوم ظالم ستمگر او را کشتند! به خدا سوگند ما آنها را در شهر خویش راه نخواهیم داد! راه پل را بستند و جماعتی را به خدمت گرفتند هنگامی که سپاه دشمن این را مشاهده کرد وارد شهر نشد. به یزید نامه نوشتند و او را از این جریان باخبر کردند. یزید به والی شهر دستور داد که به آنها سخت بگیرید و نعمت‌های آنها را از بین ببرد و اموالشان را از آنها بگیرد. راوی می‌گوید این جریان برای اهل سیبور بسیار گران تمام شد. سپس آنها به سوی کفرطاب حرکت کردند. آنجا شهر کوچکی بود و درها را به روی دشمنان بستند. خولی به آنها گفت آیا شما در اطاعت ما نیستید؟ آنها گفتند آری هستیم. گفتند پس در را باز کنید و به ما آب بنوشانید. آنها گفتند به خدا سوگند به شما آب نخواهیم داد؛در حالی که شما حسین را از آب منع کردید و آب را از اهل بیت او دریغ داشتید... فی قتل الحسین 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
از وقتی که اومدم، آشپزخانه رو تمیز کردم، جارو کشیدم، حالا میخوام یه غذای جنوبی خوشمزه برای خانواده درست کنم😋 شما هم دست بکار بشید که خیلی خوشمزه است😋👌 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مواد لازم؛ پیاز گوجه بادمجان کدو کمی سینه مرغ نمک و فلفل زردچوبه به اندازه لازم 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا