خیمه عاشورایی "روز دهم"
🏴 #بعد_از_حسین(ع)
🚩 فرازهایی از خطبه بلیغ حضرت زینب(س) در کوفه
در اهمیت این خطبه همین بس که در کتاب خصائص الزینبیه از میرزای شیرازی نقل شده است که در رویا امام عصر(عج) را دید که بسیار ناراحت بود. وقتی دلیل ناراحتی آن حضرت را پرسید. امام فرمود: امروز روز وفات عمهام زینب(س) است. هر سال در این روز فرشتگان آسمان مجلسی برای حضرت زینب(س) برگزار میکنند و خطبهی عمهام زینب(س) در کوفه، در این مجلس قرائت می شود...
🔘خطیب بلیغ و اسیر کوفه اینگونه سخن آغاز کرد :
▪️الحمدلله و الصلوة علی ابی محمدٍ و آلِهِ الطیبین الاخیار:
خدا را ستایش می کنم و بر پدرم محمد و خاندان پاک و برگزیده اش درود می فرستم.
✔️ همین نخستین جمله کافی است تا مخاطب ها که خود را پیروان پیامبر خاتم میدانند ، بدانند از زبان چه کسی خطبه می شنوند.
زینب(س) درنگ کوتاهی کرد و آنگاه با کلامی بلیغ و صدایی رسا که گویی از حلقوم امیرالمومنین علی(ع)، شنیده میشد، فرمود:
▪️أما بعد يا أهل الكوفة يا أهل الختر والخذا( یا اهل الختل و الغدر) اَتَبکون؟ فلا رقأت العبرة و لا هدأت الرنة :
اما بعد، ای مردم کوفه! ای نیرنگ بازان دغلکار، ای خوار مایگان پست کردار ، گریه میکنید؟ !
بگیریید که چشمتان از اشک خشک مباد و سینه هاتان هموار ه سوزان و بریان باد.
▪️ إنما مثلكم كمثل التي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ:
شما به زنی رشتهباف میمانید که رشته ها را با قوت تمام میتاباند و میبافد و در پایان دیگر بار میگسلد و جدا میکند. پیمانها و سوگندهایتان چنین است.
▪️ألا و هل فيكم إلا الصلف و الشنف و ملق الإماء و غمز الأعداء و هل أنتم إلا كمرعى على دمنة...
شما مردم کوفه مردمانی #خودستا #دروغگو #چاپلوس و #بلندپرواز و #فریبکارید. به سبزه و گیاهی می مانید که بر مزبلهها و پارگین میروید . ظاهرتان سبز و دلفریب و درون همه پلشتی زشتی و آلودگی...
▪️أ تبكون إي و الله فابكوا و إنكم و الله أحرياء بالبكاء فابكوا كثيرا و اضحكوا قليلا فلقد فزتم بعارها و شنارها و لن ترحضوها بغسل بعدها أبدا و أنی ترحضون:
می گریید؟ بگریید که به خدا شایسته و سزاوار گریهاید. بسیار بگیریید و کم بخندید که داغ ننگی بر پیشانی خود نهادهاید که هرگز زدودنی نیست.
▪️قتل سليل خاتم النبوة و معدن الرسالة و سيد شباب أهل الجنة و منار محجتكم و مدرة حجتكم و مفرخ نازلتكم:
شما فرزند خاتم پیامبران را کشتید شما سید جوانان بهشت و #چراغ_راه_امت را کشتید. کسی را به قتل رساندهاید که در جنگ سنگرگاه تان در سختیها پناهتان و در گیر و دار تاریکی آشفتگی مشعل هدایت و پایان پریشانی و سرگردانی شما بود
▪️...فلا يستخفنكم المهل فإنه لا تحفزه المبادرة و لا يخاف عليه فوت الثأر كلا إِنَّ رَبَّكَ لنا و لهم لَبِالْمِرْصاد
هرگز مباد مهلتی که به شما دادهاند فریفته تان سازد، چرا که خداوند گناهکاران را زود به مکافات و مجازات نمی رساند. انتقام خون ستمدیدگان را خدا می ستاند؛ هرگز چنین نیست که می پندارید. خدا مراقب ما و شماست.
... ادامه دارد
🏴کانال #روزدهم
واتساپ۳
https://chat.whatsapp.com/CjAw5lrnoqS9ZVzKHDiW2G
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
تلگرام
http://T.me/roozedahom
خیمه عاشورایی "روز دهم"
🏴 #بعد_از_حسین(ع)
دارالامارهی کوفه
🔻همه در دارالاماره گرد آمده بودند؛ جنایتکاران مغروری که خود را فاتح کربلا میدانستند به امید صلح و جایزه و کسب موقعیت بهتر و بالاتر نشسته بودند.
▪️ سر امام را در طبق یا تشتی آوردند. عبیدالله با دیدن سر تبسم کرد و با غرور، با چوب دستی که همراه داشت شروع کرد به دندانهای امام ضربه زدن!
▪️در این هنگام زیدبنارقم، پیرمردی که محضر پیامبر را درک کرده بود، زبان به اعتراض گشود و گفت:
♨️فإنی رأیتُ رسولالله یَلثِمُ حیثُ تَضَعُ قضیبک:
من شاهد بودم که همینجا -لبها- را که تو با خیزران ضربه میزنی پیامبر می بوسید.
گفته شده به دلیل این اعتراض زید.بن.ارقم را از مجلس بیرون کردند...
▪️در مجلس عبیدالله روسای قبایل همگی حضور داشتند. زینب(س) همراه اسیران با لباسهایی ساده و پاره(علیها ارذل ثیابها)وارد شدند. زینب(س)، بسیاری از حاضرین را از زمان خلافت پدرش علی(ع) میشناخت.
بدون توجه به موقعیت و هیمنهی مجلس در کنار دیوار نشست و زنان همراه او، گرداگرد او حلقه زدند.
▪️عبیدالله با غرور و تبختر خاص خود پرسید: این زن کیست؟ پاسخی نشنید، دوباره پرسید و باز هم سکوت ، بار بعد با عصبانیت و خشم پرسید و زینب(س) همچنان خاموش و آرام... سکوتی هوشمندانه و شکننده تر از هر سخن و کلامی. در این هنگام یکی از زنان پاسخ داد: او زینب(س) است، دختر فاطمه(س).
▪️عبید الله برای گریز از شکست خود، بی شرمانه فریاد زد:
خدا را سپاس می گویم که شما را رسوا کرد و کشت و افسانه و دروغ شما را بر همگان آشکار کرد.
▪️در این هنگام زینب(س) قاطع، محکم و بلافاصله پاسخ داد:
سپاس شایستهی خداوندی است که ما را به وجود نازنین پیامبر کرامت و شرافت بخشید و پاک و پیراستهمان گردانید.
عبیدالله، نه چنین است که تو میگویی و میپنداری. رسوا فاسقِ بدکار است و بیشرم و تجاوزکار تکذیب میشود.
بُهت سنگینی در مجلس نشست. قلبها تا گلوگاه بالا آمد نگاهها به سمت صدا دوخته شد. زنی در لباس اسارت در مجلس سنگدل ترین حاکم در مجلس جشن و بزم امیر عبیدالله چنین سخن میگوید!
▪️عبیدالله کوشید خود را کنترل کند و با لحنی تحقیرآمیز و تمسخرگونه گفت:
زینب، کار خدا را با خانوادهات( در کربلا) چگونه دیدی؟
🔴 و زینب(س)، پرشکوهترین و کوبنده ترین پاسخ را داد:
به خدا جز زیبایی ندیدم. خداوند شهادت را بر آنان مقدر کرده بود. آنان عاشقانه به سوی قتلگاه خویش شتافتند. به همین زودی خداوند آنان و تو را در پیشگاه عدالت خویش گرد میآورد تا داوری و دادگری شود در آن روز نگاه کن که پیروز و سرفراز و رستگار کیست؟ مادرت سوگوارت شود، پسر مرجانه!
▪️زینب(س)، عمدا عبیدالله را با تحقیرآمیز ترین عنوان خواند، تا بی اصل و نسب بودن و مجهول الهویه بودن او را به رخ بکشد.
▪️ عبیدالله، برافروخته و خشمگین به سمت زینب(س) حمله آورد. در این هنگام عمرو بن حریث، او را بازداشت و گفت:
ای امیر، او زن است، رهایش کن. سخنان زنان را اعتباری نیست. نباید او را نکوهش کرد.
▪️عبیدالله روکرد به تنها مرد کاروان اسیران، امام سجاد(ع) و پرسید: نام تو چیست؟
امام سجاد پاسخ داد: علی بن الحسین .
گفت: مگر علی بن الحسین را خدا در کربلا نکشت؟
امام سجاد(ع) ابتدا سکوت کرد و سپس پاسخ داد:
برادری داشتم نام او علی بود. شما او را کشتید.
ابن زیاد پاسخ داد: خدا او را کشت.
امام بار دیگر سکوت کرد.
ابن زیاد گفت چرا جواب نمی دهی؟
و امام سجاد آیات ۴۲ زمر و ۱۴۵ آل عمران را زمزمه کرد که:
خداوند در هنگام مرگ جانها را دریافت میکند و هیچ کس نمی میرد مگر به اذن الهی.
▪️گفته شده در این هنگام امام سجاد(ع) تهدید به مرگ شد، اما حضرت زینب(س) مانع از کشته شدن امام سجاد شد و گفت: اگر میخواهید او را بکشید اول مرا بکشید. من هرگز از او جدا نخواهم شد.
▪️ابن زیاد هر دو را نگریست و گفت:
شگفتا از اینهمه همدلی و خویشاوندی! به خدا سوگند گمان میکنم زینب دوست دارد با او کشته شود. رهایش کنید.
✔️و امام(ع) خطاب به عبیدالله گفت:
آیا به مرگ و شهادت تهدیدم می کنی؟ مگر نمیدانی که کشته شدن عادت ما و شهادت، کرامت ماست.
و ابن زیاد پاسخی جز سکوت نداشت...
🏴کانال #روزدهم
واتساپ۳
https://chat.whatsapp.com/CjAw5lrnoqS9ZVzKHDiW2G
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
تلگرام
http://T.me/roozedahom
خیمه عاشورایی "روز دهم"
🏴#بعد_از_حسین(ع)
🚩 حرکت کاروان از کوفه
🔻سفیران و رسولان خون عاشورا، پس از فروشکستن بت عبیداللهبنزیاد در کوفه و روشنگری وخطبهخوانی و تحوّل آفرینی، علیرغم رنجها، شکنجهها، شهادتها و تنگناهای نظام اموّی، سربلند و پیروز آزمونگاه دوّم خویش شدند.
▪️به درستی نمیدانیم کدام روز دستور حرکت قافلهی اسیران به شام صادر شد. آنچه مسلم است میزان درنگ در کوفه پس از رسوایی و تحقیر و تغییر رفتار مردم از یک سو و انتظار یزیدبن معاویه در شام از دیگر سو نباید طولانی باشد؛ در نتیجه میزان توقف در کوفه را سه یا چهار روز و حداکثر شش روز باید دانست.
🔘به نحوهی حرکت دادن کاروان و سختیها و مشقات اهل بیت در این مسیر، در بسیاری از منابع معتبر تاریخی اشاره شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود:
▪️طبری مینویسد:
«عبیداللهبن زیاد فرمان داد زنان و کودکان حسین(ع) را تجهیز کردند و به گردن علیبنالحسین(ع) غُل و زنجیر انداختند! سپس آنها را همراه مُخَفَربن ثعلبه و شمربنذیالجوشن گسیل داشت».
▪️سیدبنطاووس مینویسد: «یزیدبن معاویه پس از دریافت نامهی ابن زیاد و آگاهی بر مفادش، پاسخ او را نوشت و به او فرمان داد که سر حسین(ع) و دیگر کسانی را که با او کشته شدهاند و نیز بار و بنهاش را نزد وی بفرستد. ابن زیاد، مخفر بن ثعلبه را فراخواند و سرها، اسیران و زنها را به او سپرد. مخفر آنان را همانند اسیران کفار در حالی که مردم شهرهای میان راه آنان را تماشا میکردند به حرکت درآورد».
▪️همچنین سید بن طاووس در کتاب اقبال الاعمال در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: پدرم، محمدبن علی(ع) به من گفت: من از پدرم علی بن الحسین(ع) درباره چگونگی حمل وی نزد یزید پرسیدم، فرمود: مرا بر شتری بیجهاز سوار کردند. سر حسین(ع) بالای پرچم بود و زنان در پشت سر من بر اشتر سوار بودند و ماموران ما را در محاصره داشتند. اگر اشک در چشم کسی جاری میشد، با نیزه بر سرش میکوبیدند!!!
▪️و در الفصول المهمه نیز تاکید شده است که:
ابن زیاد بر دست و گردن امام سجاد(ع) غل و زنجیر بست و آنان را به همان حالت بردند تا اینکه به شام رسیدند.
...ادامه دارد
🏴کانال #روزدهم
واتساپ۳
https://chat.whatsapp.com/CjAw5lrnoqS9ZVzKHDiW2G
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
تلگرام
http://T.me/roozedahom
#بعد_از_حسین
🚩از کوفه تا شام| خرابه و دیر نزدیک فرات
▪️نیاز به آب و تراکم شهرها و روستاها در حاشیهی فرات، باعث شد تا کاروان مسیر خویش را از کنار فرات انتخاب کند.
▪️گزارش آن است که به دیری از نصارا که احتمالا مخروبه بود، رسیدند.
فرماندهان و سربازان برای استراحت و صرف غذا متوقف شدند و به خوردن و آشامیدن(شراب) و شادی پرداختند. سرها را از صندوق نیز بیرون آوردند و دست به دست گرداندند.
♨️در این هنگام دستی از دیوار بیرون آمد و با قلمی خونین و آهنین نوشت:
اَتَرجوا اُمَةً قتلت حسیناً / شفاعة جدّه یوم الحساب
(فَلا والله لیسَ لَهُم شفیع / وَ هُم یوم القیامة فیالعذاب
لقد قتلوا الحسین بحکم جورٍ / و خالفَ امرهُم حکم الکتاب)
آیا امتی که حسین را کشتند چشم امید به شفاعت جدش در روز قیامت دارند
نه، هرگز چنین نخواهد شد و اینان روز قیامت در عذاب خواهند بود.
آنان حسین را بیدادگرانه کشتند و با کتاب الهی ستیز و مخالفت کردند.
▪️مجلس بزم آنان به هم خورد. وحشت زده گریختند و سپس سرها را در صندوق نهادند و از این منزل کوچ کردند.
در برخی روایات از قول راهبان مسیحی نقل شده است که این ابیات از سالها قبل (بیش از 300 سال)بر دیوار دیر نوشته شده بود.
...ادامه دارد
🏴کانال #روزدهم
واتساپ۳
https://chat.whatsapp.com/CjAw5lrnoqS9ZVzKHDiW2G
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
تلگرام
http://T.me/roozedahom
#بعد_از_حسین
🚩از کوفه تا شام|جصاصه
▪️کاروان حامل سرها به نزدیکی جصاصه رسید. در آنجا توقف کردند و به حاکم تکریت نوشتند:
ما همراه سر خارجی میآییم، برای ما آذوقه و علوفه آماده کنید.
▪️مرد نصرانی اهل تکریت بود قافله را ملاقات کرد و گفت:
ای قوم! خداوند ناظر و حاکم بر کار شماست. من در آن روز در کوفه حاضر بودم. این سر ، سر خارجی نیست ، سر حسینبنعلیبن ابی طالب است. وای بر شما بیدادگران.
♨️وقتی مسیحیان منطقه شنیدند، انجیل در دست گرفتند و با ناقوس و صلیب بیرون آمدند و بر تپهای که "خضراء" خوانده میشد بالا رفتند، وقتی سر مبارک امام حسین(ع) را دیدند ناقوسها را نواختند و گفتند:
پروردگارا ، ما از این قوم که فرزند دختر پیامبر خود را تشنهکام کشتند و اهل بیت و یارانش را به خاک و خون کشیدند، بیزارم. آنگاه از ورود خولیبن یزید به شهرشان جلوگیری کردند.
▪️جصاصه در آن زمان قریهای از توابع کوفه و نزدیکی قصر هبیره بوده است.
...ادامه دارد
🏴کانال #روزدهم
واتساپ۳
https://chat.whatsapp.com/CjAw5lrnoqS9ZVzKHDiW2G
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
تلگرام
http://T.me/roozedahom
خیمه عاشورایی "روز دهم"
#بعد_از_حسین(ع)
🔘ورود کاروان به شهر دمشق
▪️زمان ورود را اول صفر سال61 هجری نوشتهاند: ابوریحان بیرونی(440 ه.ق) در آثارالباقیه مینویسد:
شهرُ صفر فیالیوم الاول اُدخِلَ رأس الحسین مدینة دمشق.
زکریابن محمدبن محمود قزوینی(م682) مینویسد: الیوم الاول منهُ عید بنی امیه اُدخلت فیه رأس الحسین بدمشق و العشرون منهه رُدّت رأس الحسین الی جثته: روز اول ماه صفر عید بنی امیه است. در این روز سر امام حسین(ع) را به دمشق وارد کردند و در روز بیستم همان ماه، سر را به بدن بازگرداندند.
در مقتل الحسین خوارزمی، و در نفس المهموم به نقل از شیخ کفعمی، شیخ بهایی و محدث کاشانی، همین روز ذکر شده است.
▪️برخی نوشتهاند سه روز و برخی سه ساعت آنان را در کنار دروازه شهر نگاه داشتند تا شهر را بیارایند.
▪️هنگام ورود هزاران نفر به تماشا آمده بودند. اسیران را در حالی وارد کردند که ریسمان بر بازو و گردنشان بسته بود و بر شترها سوار بودند. برخی نیز بر استر سوار بودند.
▪️هلهله و پایکوبی و کف زدن و هیاهو شهر را پر کرده بود.صدای موسیقی در شهر پیچیده بود و زنان میرقصیدند در حالی که دستها را خضاب کرده و سرمه به چشمها کشیده بودند و زیور آلات بر دست و گردن داشتند و مردان نیز لباس فاخر پوشیده بودند . آن روز در شام جشن اعلام شده بود.
▪️اسرا را از باب الساعات – منطقهی پرجمعیت و شلوغ- وارد دمشق کردند. درخواست ام کلثوم از شمر این بود که از دری وارد شوند که جمعیت کمتر باشد اما شمر بر خلاف آن عمل کرد. شمر دستور داد سرها را میان کجاوهها بر نیزه کنند. نوشتهاند باب الساعات دورترین فاصله را تا دارالامارهی یزید داشت. اسرا را از این ورودگاه به سمت مسجد جامع که بازداشتگاه اسیران بود حرکت دادند.
...ادامه دارد
🏴کانال #روزدهم
واتساپ۳
https://chat.whatsapp.com/CjAw5lrnoqS9ZVzKHDiW2G
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
تلگرام
http://T.me/roozedahom
#بعد_از_حسین(ع)
🔘ورود کاروان به شهر دمشق2
▪️هنگام ورود کاروان به دمشق، یزید در قصر خود به انتظار نشسته بود و گویا از پنجرهای مشرف به مسیر، مینگریست، همین که سرهای افراشته بر نیزه آشکار شد با غرور و سرور این ابیات را سرود:
لما بدت تلك الحمول و اشرقت
تلك الشموس على رُبي (شفا)جيرون
نَعِبَ الغراب فقلتُ صِح او لا تَصِح
فَلَقد قضيتُ من الغريم ديونى
آنگاه که کجاوهها و شتران آشکار شدند و سرها از تپهی جیرون برآمدند، کلاغ قار قار آغاز کرد. من به او(کلاغ) گفتم، بخوانی یا نخوانی من از بدهکار(پیامبر) انتقامم را گرفتم.
▪️منظور یزید از این سروده ، انتقام جنگ بدر و کشته شدن عتبه و شیبه و دیگران به دست حضرت علی(ع) و سپاه پیامبر(ص) است.
▪️در ازدحام جمعیت و موج هیاهو و شادی و گریهی اهل بیت(ع) شخصی به نام ابراهیمبن طلحه بن عبیدالله خود را به شتر امام سجاد(ع) نزدیک کرد. امام در غل و زنجیر بود و در محمل نشسته بود. ابراهیم که کینههای دیرینه داشت و هنوز جای زخمهای جنگ جمل بر بدنش پیدا بود با صدای بلند به امام گفت:
آخر چه کسی مغلوب شد؟(پیروز کیست؟)
امام با آرامش و طمأنینه پاسخی دندان شکن به او داد و فرمود:
هرگاه خواستی بدانی چه کسی مغلوب شد، وقت نماز گوش به اذان و اقامه بسپار و ببین نام و یاد چه کسی بلند است. او جد من محمد مصطفی(ص) است و فرزندان او همیشه پیروز و سربلندند.
.... ادامه دارد
🏴کانال #روزدهم
واتساپ۳
https://chat.whatsapp.com/CjAw5lrnoqS9ZVzKHDiW2G
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
تلگرام
http://T.me/roozedahom
خیمه عاشورایی "روز دهم"
#بعد_از_حسین(ع)
♨️خطبه آتشین
در مجلس جشن و سرور اموی، در تمسخر و طعنه و قهقهه و مستی یزید، طوفان و گردبادی آغاز شد.
هیچ کس تصور نمیکرد، زنی اینگونه ارکان حکومت را بلرزاند و در قلب قدرت و قساوت، بلیغ و فصیح و مقتدرانه سخن بگوید.
فرازهایی از این خطبهی کوبنده و بلیغ را در ادامه میخوانیم:
▪️ای یزید آیا پنداشتهای که زمین و آسمان را از هر سو بر ما تنگ گرفتی و ما را چون اسیران به اسارت کشیدی؟ گمان کردهای این کار خوارداشت ما و بزرگداشت تو در پیشگاه الهی است؟
▪️نه... نه آرامتر... یزید! آیا سخن خدای بزرگ را فراموش کردهای که فرمود:
کفرپیشگان گمان نکنند که اگر مهلت و فرصتشان دادیم کارساز و سودمند خواهد بود- چنین نیست. مجالشان میدهیم تا گناه بر گناه بیفزایند و عذابی خوارکننده و شکنننده چشم به راهشان خواهد بود.
▪️ای پسر آزادشدگان! این داد و عدالت است که تو زنان و کنیزکانت را در پرده بنشانی و دختران رسول خدا(ص) در اسارت بگردانی؟
این رواست که حرمتهایشان شکسته و از شهری به شهری سرگردان و هر کس و ناکس و دور و نزدیک و پست و شریف صورت باز آنها را بنگرد و آنان را مردی و یار و پناه و غمگساری نباشد؟
▪️... این اشعار را همراه چوب زدن به دندانهای اباعبدالله میخوانی؟
بزرگان پست را صدا میزنی و میانگاری که آنان را میخوانی و از آنان آفرین و نازشست میخواهی؟
(هرگز چنین نیست) به همین زودی به آنان ملحق میشوی و آنگاه آرزو میکنی کاش دستت خشک شده بود و زبانت لال و این گونه نمی گفتی...
🔺اشاره حضرت زینب به اشعاری است که یزید هنگام ورود کاروان اسیران و در حالی که سر امام را در تشتی جلویش بود میخواند و با چوب خیزران به لب و دندان امام میزد .
🏴#روزدهم
واتساپ۳
https://chat.whatsapp.com/CjAw5lrnoqS9ZVzKHDiW2G
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
تلگرام
http://T.me/roozedahom
خیمه عاشورایی "روز دهم"
#بعد_از_حسین(ع)
♨️در مسجد شام
🔻روز جمعه فرا رسیده بود و خطبهخوانی در مسجد جامع دمشق یزید به مسجد آمد. امام سجاد(ع) را نیز به مسجد آوردند. آیا در این موقعیت دیگر اسرا نیز بودند یا نه؟ به درستی معلوم نیست.
یزید به خطیب دستور داد تا بر منبر رود و از فضایل بنی امیه بگوید و اهل بیت(ع) را به زشتی یاد کند.
▪️خطیب از منبر بالا رفت و پس از حمد الهی به ستایش آل ابوسفیان پرداخت و فضیلتهایی را برای ابوسفیان و معاویه و یزید برشمرد و پس از آن به ساحت علوی و اهل بیت(ع) و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) اهانت کرد.
▪️امام که در پایین منبر و نزدیک به خطیب بود خطاب به خطیب گفت:
ویلک ایها الخاطب اشتریت مرضاة المخلوق بسخط الخالق فتبوّء مقعدک من النار:
ای سخنران! رضای مخلوق را به بهای خشم خدا برگزیدی؟ درون و برون خویش را از آتش دوزخ انباشته کردی.
▪️آنگاه امام رو به یزید کرد و فرمود:
یا یزید ائذن حتی اصعدُ هذه الاعواد فاکلم بکلماتٍ لله فیه رضیٍ و هولاء الجُلَساء اجرٌ؟
آیا رخصتی هست تا بر این چوبها بالا بروم و سخنانی بگویم که خشنودی پرودگار در آن باشد و همگان نیز بهرهمند شوند؟
یزید خوب میدانست اگر امام سخن بگوید چه خواهد گفت و چه خواهد شد. به همین دلیل نمیخواست درخواست امام را بپذیرد، اما به اصرار حاضرین پذیرفت.
☑️امام سجاد(ع) از پلههای منبر که به پاس حرمت منبر پیامبر(ص) آنها را "چوبها" نامیده بود بالا رفت، با آرامش و طمأنینهای خاص، جمع را نگریست و آنگاه با حمد و ستایش پروردگار و تمجید و منقبت رسول خدا(ص) آغاز کرد...
...ادامه دارد
🏴کانال #روزدهم
واتساپ۳
https://chat.whatsapp.com/CjAw5lrnoqS9ZVzKHDiW2G
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
تلگرام
http://T.me/roozedahom
خیمه عاشورایی "روز دهم"
#بعد_از_حسین(ع)
⭕️فرازهایی از خطبهی امام سجاد(ع)
🔻ای مردم! خداوند شش ویژگی به ما بخشید و با هفت فضیلت ما را ممتاز کرد.
✔️ آن شش دادهی الهی به ما #حلم و #علم، #جوانمردی و #فصاحت، #شجاعت و #محبت ما در دلهای مؤمنان است.
✔️و هفت فضیلتی که ارزانی داشته است آن است که پیامبر برگزیدهی خدا، محمد مصطفی(ص) و علی راست گفتار و راست کردار و جعفر طیار و حمزه، شیرخدا و پیامبر و فرزندان پیامبر امت –حسن و حسین- از مایند.
▪️ای مردم! من فرزند مکه و منایم . من فرزند زمزم و صفایم، منام فرزند آن کس که حجرالاسود را با دامان خویش برداشت.
منام فرزند آن کس که خدایش شبانگاه از مسجدالحرام به مسجد الاقصی برد...
آنگاه فرمود: منام فرزند فاطمه زهرا، فرزند سیدهی نساء، منم فرزند خدیجهی کبری، منام فرزند کسی که مظلومانه شهید شد.
من فرزند کسی هستم که سرش را از قفا بریدند.
منام فرزند تشنهکامی که تا لحظهی شهادت تشنه لب بود.
منام فرزند کسی که بر خاک کربلا افکنده شد.
من فرزند کسی هستم که عمامه و ردایش را ربودند.
من فرزند کسی هستم که فرشتگان آسمان بر او گریستند....
من فرزند کسی هستم که سر او را بر نیزه گرداندند.
من فرزند کسی هستم که که خانواده و حرم او را از عراق به شام اسارت بردند....
♨️خطبهی امام سجاد(ع)، مثل آذرخش و طوفانی مهیب فضای مجلس یزید را درنوردید و موقعیت ذهنی و روانی جمع را به نفع امام سجاد(ع) تغییر داد.
صدای گریهی مردم بلند شده بود و یزید برای رهایی از این تنگنا به مؤذن فرمان داد، اذان بگوید.
صدای اذان در مسجد پیچید:
الله اکبر، الله اکبر...
امام بلافاصله گفت: آری خدا بزرگتر و برتر و جلیلتر و کریمتر است از آنچه میترسم و حذر میکنم.
اشهد انَّ لااله الا الله...
آری با هر شاهدی شهادت میدهم و بر هر ناباوری بیان میکنم که جز خدا، خدایی نیست و جز پروردگار، پروردگاری
اشهد انَّ محمداً رسولالله...
زیباترین و مناسبترین فرصت فرا رسیده بود. امام ناگهان عمامه از سر برگرفت و گفت: ای مؤذن، به حق این محمد، لحظهای خاموش باش!
آنگاه رو به یزید کرد و گفت:
ای یزید، این رسول عزیز کریم، جد من است یا جد تو؟ اگر بگویی جد تو است همه میدانند که دروغ میگویی و اگر بگویی جد من است، پس چرا پدرم را بیگناه، شهید کردی و مال او را به غارت بردی و خانوادهاش را به اسارت گرفتی؟
سپس با صدای بلند گریست و فرمود:
به خدا سوگند اگر در دنیا کسی باشد که رسول خدا جد او باشد، جز من کس دیگر نیست. پس چرا این مرد(یزید) پدرم را ستمگرانه کشت و ما را همچون اسیران روم به بند کشید.
آنگاه دیگر بار رو به یزید کرد و گفت:
ای یزید، پدرم را میکشی و میگویی محمد رسولالله و روی به قبله میکنی؟ وای بر تو، روز قیامت جد و پدرم دشمن و خونخواه ما خواهند بود.
🔺یزید دستور داد اقامه بگویند.
جمعی نماز خواندند و بسیاری از مردم نیز پراکنده شدند.
خطبهی امام سجاد(ع) آخرین و کاریترین ضربه بر پایههای حکومت یزید بود. تبلیغات بنی امیه را در هم شکست و اسیرا را به جامعه شناساند و در بیداری اجتماعی و سیاسی بسیار تاثیر گذار شد.
🏴کانال #روزدهم
واتساپ۳
https://chat.whatsapp.com/CjAw5lrnoqS9ZVzKHDiW2G
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
تلگرام
http://T.me/roozedahom
خیمه عاشورایی "روز دهم"
#بعد_از_حسین(ع)
🚩بازگشت کاروان
🔘در اینکه کاروان چه مدت در شام توقف داشته است، اختلاف نظر، فراوان است و در منابع مختلف، مدت توقف را هشت تا ده روز، یک ماه و یک ماه و نیم نیز گفتهاند. اما شواهد و قرائن نشان میدهد که با توجه به سخنرانیها و افشاگری اهلبیت(ع)، شهادت حضرت رقیه(س) و انتشار این خبر در شام و در نتیجه تغییر فضای جامعه به نفع اهل بیت(ع)، یزید امکان نگه داشتن اسرا، را بیش از چند روز نداشته است؛ بنابراین اقوالی که بین 8 تا ده روز را گفتهاند درستتر به نظر میرسند.
▪️هنگامی که یزید تصمیم گرفت کاروان اهل بیت را روانه نماید برای ظاهر نمایی و فریب افکار عمومی- نه پشیمانی و عذر خواهی- دستور داد امکانات لازم را برای سفر آماده کنند و جالبتر اینکه از امام سجاد(ع) خواست تا اگر خواستهای دارد، بیان کند.
▪️امام زین العابدین(ع)، سه خواسته را مطرح نمود:
1️⃣روی آقا و مولایم حسین(ع) را به من نشان دهی تا از او توشه برگیرم و به او نگاه کنم و وداعش گویم. (و همچنین گفته شده امام درخواست کرد سر امام به ایشان تحویل شود تا به بدن مبارک ملحق گردد).
2️⃣آنچه از ما گرفته شده،(اموال به غارت رفته در عاشورا و پس از آن) به ما بازگردانده شود.
3️⃣اگر آهنگ کشتن ما را داری، کسی را با این زنان همراه کن تا آنها را به حرم جدشان بازگرداند.
▪️یزید در پاسخ به خواستههای امام گفت:
سر پدرت را هرگز نخواهی دید(سر را به تو باز نمی گردانم)، و جز تو کسی زنان را به مدینه باز نمیگرداند. اما اموالی که از شما گرفته شده است، چند برابر قیمتش را میپردازم.
البته در مورد بازگرداندن سر امام حسین(ع) نیز نقلهای مختلفی بیان شده و برخی منابع معتبر بر این عقیدهاند که سر به امام بازگردانده شد و در روز اربعین، توسط امام سجاد(ع) به بدن مطهر ملحق شد.
▪️در مورد اموال نیز، امام پاسخ داد:
مال تو را نمیخواهم و آنچه از ما گرفته شده نیز از آن جهت طلب کردم که دوک(چرخ نخ ریسی) فاطمه(س)، دختر پیامبر خدا، روپوش و گردنبند و پیراهنش در میان آنهاست.
یزید فرمان داد، این اموال را به اهل بیت بازگردانند و دویست دینار نیز به این اموال افزود.
امام این دویست دینار را بین فقرا و نیازمندان تقسیم کرد.
✔️نکته: در این بخش از مناقشات و اختلاف نظرهای فراوانی وجود دارد که برای رعایت اختصار از ذکر آنها پرهیز شده است. چنانچه علاقهمند به مطالعه بیشتر هستید، میتوانید به کتاب "آینه در کربلاست"، اثر ارزشمند دکتر محمدرضا سنگری مراجعه فرمایید.
🏴کانال #روزدهم
واتساپ۳
https://chat.whatsapp.com/CjAw5lrnoqS9ZVzKHDiW2G
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
تلگرام
http://T.me/roozedahom
🏴 #بعد_از_حسین(ع)
🔘ورود کاروان به شهر #دمشق
▪️زمان ورود را #اول_صفر سال61 هجری نوشتهاند:
🔻#ابوریحان_بیرونی(440 ه.ق) در آثارالباقیه مینویسد:
شهرُ صفر فیالیوم الاول اُدخِلَ رأس الحسین مدینة دمشق.
🔻زکریابن محمدبن محمود قزوینی(م682) مینویسد: الیوم الاول منهُ عید بنی امیه اُدخلت فیه رأس الحسین بدمشق و العشرون منهه رُدّت رأس الحسین الی جثته: روز اول ماه صفر عید #بنی_امیه است. در این روز #سر _امام_حسین(ع) را به دمشق وارد کردند و در روز بیستم همان ماه، سر را به بدن بازگرداندند.
🔻در مقتل الحسین خوارزمی، و در نفس المهموم به نقل از شیخ کفعمی، شیخ بهایی و محدث کاشانی، همین روز ذکر شده است.
▪️برخی نوشتهاند سه روز و برخی سه ساعت آنان را در کنار دروازه شهر نگاه داشتند تا شهر را بیارایند.
▪️هنگام ورود هزاران نفر به تماشا آمده بودند.
اسیران را در حالی وارد کردند که ریسمان بر بازو و گردنشان بسته بود و بر شترها سوار بودند. برخی نیز بر استر سوار بودند.
▪️هلهله و پایکوبی و کف زدن و هیاهو شهر را پر کرده بود.
صدای موسیقی در شهر پیچیده بود و زنان میرقصیدند در حالی که دستها را خضاب کرده و سرمه به چشمها کشیده بودند و زیور آلات بر دست و گردن داشتند و مردان نیز لباس فاخر پوشیده بودند. آن روز در شام جشن اعلام شده بود.
▪️اسرا را از #باب_الساعات – منطقهی پرجمعیت و شلوغ- وارد دمشق کردند. درخواست #ام_کلثوم از #شمر این بود که از دری وارد شوند که جمعیت کمتر باشد اما #شمر بر خلاف آن عمل کرد. شمر دستور داد سرها را میان کجاوهها بر نیزه کنند.
❌ نوشتهاند باب الساعات دورترین فاصله را تا دارالامارهی یزید داشت. #اُسرا را از این ورودگاه به سمت مسجد جامع که بازداشتگاه اسیران بود حرکت دادند.
🔰🔰🔰
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10