eitaa logo
مرکز مشاوره روشنان
5.3هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
71 فایل
با شماییم با تخصصی‌ترین و متنوع‌ترین مطالب روانشناسی تا نیاز‌های مشاوره‌ات به‌راحتی رفع بشه☺️ راه‌ ارتباطی ما: 📞۰۹۳۷۱۴۶۶۵۵۷_۰۲۵۳۲۹۱۶۱۷۴ قم،بلوار صدوقی،بلوار فردوسی،نبش‌کوچه۱۲📮 ساعت کاری‌ما:۱۱ صبح الی ۲۱ آیدی مدیریت: @aramm61 آیدی ادمین: @roshanan98
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻تمرین هایی مربوط به تقویت دقت دیداری : ۱) برای کودک دیکته بنویسید، کودک آنها را اصلاح کند. ۲) دو تصویر که مشابه به کودک نشان دهید، اما تفاوت هایی جزیی بین آنها باشد کودک اختلافات بین آن ها را پیدا کند. ۳) کلمه هایی بنویسید که در آنها نقطه، دندانه، و یا حروف جا افتاده اند، کودک آنها را کامل کند: مثل: م...ربان. ۴) کودک در یک صفحه روزنامه کلماتی که با یک حرف مشخص مثل ( ص) شروع شده اند را بیابد و دور آنها خط بکشد. ۵) کلمه هایی را که حرف یا دندانه یا نقطه ی اضافی دارند را برای کودک بنویسید و کودک بخش اضافه ی آن را مشخص کند. https://eitaa.com/joinchat/4178903060Ca43bd84efe
ورزش عضلات دست.pdf
3.27M
💥 مجموعه فعالیت های با هدف بهبود مشکلات یا 🍀 اگر فرزند یا دانش آموز شما مشکلاتی در و دارد ، تمرینات و فعالیت های این فایل ها بسیار و کاربردی خواهد بود. 💥 مربیان مراکز مشکلات یادگیری هم می توانند تمرینات و فعالیت های فایل ها رو در انجام بدهید👌 https://eitaa.com/joinchat/4178903060Ca43bd84efe
🔴 غافل! زمستان سال۱۳۷۶ بود، کلاس دوم راهنمایی بودم، در مدرسه‌ای که مدیر به اصطلاح خوش‌فکری داشت که در اواسط سال تحصیلی اومده بودن بر اساس نمره‌ی امتحانات، انضباط و کارنامه‌ی شبانه‌ای هر شب که توسط والدین پر می‌شد (که در اون مثلاً ساعت خواب بعد از ساعت ۹ تخلف محسوب می‌شد) به درجه و رتبه می‌دادند. به این صورت که دانش‌آموز عالی و درس‌خون و پسر خوب می‌شد (ساعی) دانش‌آموزی که مستعد بود و محتاج به تلاشی بیش‌تر می‌شد (کوشا) و زباله‌های مدرسه هم می‌شدند (غافل) پس چی شد؟ به‌ترتیب شأنیت: ساعی، کوشا، غافل. پس از تعیین سطح توسط شورای مدرسه شما کارت خودت رو باید به جلوی لباست با سنجاق وصل می‌کردی و اگر جوری قرار می‌گرفت که دیده نمی‌شد تخلف محسوب می‌شد! مثل پلاک ماشین، حالا شما حساب کنید نوجوونی که عرض شونش ۴۵ سانته یک کارت پرس‌شده‌ی مثلا ً ۱۸ سانتی رو روی سینه‌ش که سطح و شأن اجتماعی‌ش رو نشون می‌داد باید نگه می‌داشت. من توی درجه‌بندی توی دسته‌ی (غافل) قرار گرفتم. روزهای اول خیلی باهاش کلنجار رفتم تا دیده نشه، مثلاً پشت کارت غافل کارت دانش‌آموزی‌م رو می‌ذاشتم و می‌چرخوندمش به سمت کارت دانش‌آموزی‌ تا کم‌تر آبروریزی بشه که اینجا هم با برخورد خشن ناظم مواجه می‌شدم که چرا کارتت پیدا نیست ... چند هفته گذشت دیدم نمیشه باید خودم رو از این ذلت نجات بدم با کلی تلاش و زود خوابیدن و چند امتحان نمره بالاتر گرفتن شایسته‌ی درجه‌ی کوشا شده بودم که وقتی رفتم برای تعویض کارت کسی پاسخگو نبود، متوجه شدم که سیاست عوض شده رتبه‌بندی این جوری شده بود؛ به ترتیب از عالی به نازل: (ممتاز) (ساعی) (کوشا) اینجوری عملاً همون غافل محسوب می‌شدم. این خاطرات رو مدت‌ها بود می‌خواستم بگم. یک بار یادمه توی دارالفنون، دوستانی از آموزش و پرورش محبت کرده بودند و برای من نکوداشتی گرفته بودند. با لوح کاغذ A4 و از من خواستن که بیام بالا و صحبت کنم. من حوصله نداشتم ولی برای اینکه نگن متکبری، رفتم اونجا و گفتم زمانی که من بچه بودم و به مدرسه می‌رفتم هیچ احساس احترامی دریافت نمی‌کردم. از دم در که وارد می‌شدم در سطل اشغال، تخته سیاه، میزها، معلم، دانش‌آموزها، همه و همه بهم با زبون بی‌زبون می‌گفتن خاک بر سرت کنن، بلد نیستی، زبانت خوب نیست، بلد نیستی، اما هیچ وقت کسی نیومد بگه چقدر خوب طراحی می‌کنی حتی هنر! حالا شماها هر چی به من بگید استاد هنرمند فلان و چنان من، همون حرفای بچیگیم رو باور دارم همون خاک بر سرت رو! آدم‌ها در کودکی همان آدم‌های بزرگسالی‌ان با تجربه‌ی کمتر. وقتی در اول دوران حیات من رو به اسمی بخوانی من با همون اسم خودم می‌شناسم. تصویر پست هم کارنامه سال آخر هنرستان من هست، سال ۱۳۸۲ و حالا در سن نزدیک به چهل سالگی وقتی یه نفر تحقیرم می‌کنه و نادیده‌ام می‌گیره برام یادآور دوران نوجوانی و باورهای پایه‌ای هست که توی اون دوران به مغز استخونم رسوخ کرد و به خودم میگم در گوشی راست میگه .‌‌.. ✍حسن روح‌الامین 👇"روشنان" اینجاست👇 https://eitaa.com/roshanan .