🔰 🍀جلسه بیست ونهم 🔹️بخش سوم یاد آوری محبت پیامبر تنها اختصاص به حسين عليه السلام ندارد ، بلکه شامل کسانی هم که او را دوست دارند، نیز می شود . پیامبر ، خداوند را بر این امر گواه می گیرد و می گوید : خدایا! من حسین را دوست دارم و محبان او را نیز دوست دارم . آن حضرت دعا می کردند و می فرمودند: خداوند محبان حسین را دوست بدارد . روزی پیامبر (ص) بچه ای را در راه دید . نشست و او را گرفت و به او اظهار لطف و مهربانی کرد. وقتی علت را جویا شدند فرمود : من او را دوست دارم ، چون او فرزندم حسین را دوست دارد، زیرا دیدم وقتی حسین می گذشت خاک زیر پایش را بر می داشت و بر صورت می کشید و جبرئیل به من خبر داد که او از یاران حسین در واقعه کربلا خواهد بود . امید آن داریم که از محبان حسین علیه السلام باشیم تا پیامبر صلی الله عليه و آله ما را دوست بدارد و با دعای آن حضرت در حق ما ، خداوند نیز ما را دوست بدارد ، چرا که در این صورت ، ما را می آمرزد و مورد عفو قرار می دهد. مطلب دیگر اینکه بسیار اتفاق می افتاد که حسين عليه السلام بر پشت پیامبر صلی الله عليه و آله سوار می شد و این امر آن طور که بسیاری از مردم با فرزندانشان رفتار می کنند ، معمولی نبود ، بلکه خارق العاده بود؛ زیرا اتفاق می افتاد که پیامبر در نماز جماعت در سجده هستند و حسين عليه السلام بر پشت آن حضرت سوار است . آنگاه آن حضرت سجده را طول می دادند و سر را بر نمی داشتند تا حسین به اختیار خود برخیزد . این امر موجب تعجب نماز گزاران می شد و می پرسیدند آیا وحی بر شما نازل شده بود ؟ پیامبر می فرمود : نه ، پسرم بر پشتم سوار بود . اما این که پیامبر صلی الله عليه و آله امام حسین علیه السلام را بر شانه خود حمل می کرد، موضوعی است که هیچ انسان جلیل القدری این کار را نمی کرد . آن حضرت کودک را بر دوش می نشاند و در کوچه و بازار می رفت و هر گاه اصحاب می خواستند او و برادرش را حمل کنند ، حضرت می فرمود : این دو سوار خوبی هستند . آری گاهی جبرئیل به جای پیامبر ، وقتی ایشان در نماز بودند ، حسين عليه السلام را حمل می کرد . | درباره اینکه پیامبر او را در آغوش خود قرار می داد ، آن حضرت کاری را عهده دار شدند که جز زنان عهده دار نمی شوند . پیامبر صلی الله عليه و آله به محض اینکه حسين عليه السلام متولد شد ، او را در آغوش خود گرفتند و به اسماء گفتند پسرم را بیاور . اسماء گفت هنوز او را شستشو نداده ایم ، پیامبر فرمود: تو می خواهی او را شستشو دهی ؟ خداوند او را تطهیر فرموده است . آنگاه او را گرفت و از انگشت ابهامش حسين عليه السلام را شیر داد و مانند زنان با او بازی کرد و نغمه هایی که زنان می خوانند برای او می خواند و با زبان کودکانه با حسین علیه السلام سخن می گفت و امثال این مسائل . تا جایی که این رفتار موجب تعجب شد و حتی یکی از اصحاب بر آن حضرت ایراد گرفت . حضرت فرمود : آنچه بر تو پوشیده است ، بسیار است . بنابراین معلوم می شود که این مساءله ، یک امر الهی است . گاهی پیامبر عذر خود را آشکار می کرد و می فرمود : خداوند مرا به محبت این دو (فرزند) امر کرده است . از این رو بلند نشدن از سجده هنگامی که حسين عليه السلام بر پشت او سوار بود و همچنین حمل کردن او بر شانه و دویدن با او در کوچه ، برخاستن و به استقبال او رفتن و قطع سخن برای گرفتن او ، همه به امر الهی بوده است . مورد دیگر این که پیامبر صلی الله عليه و آله لب های حسین علیه السلام را می بوسید ، تعجبی ندارد ، که این نحوه بوسیدن پیامبر از حسين عليه السلام بود . پیامبر حسنین را در آغوش می کشید و به مدت نیم ساعت می بوئید و می بوسید و می فرمود : آنها دو دسته گل من هستند ، و گاهی در هنگام نماز در حالی که دست یکی از آنها در دست پیامبر بود ، حسنین را می بوسید . در روایات آمده است که پیامبر صلی الله عليه و آله گاهی گلوی ، گاهی پیشانی و زمانی تمام بدن و گاهی دندان ها و دو لب حسين عليه السلام را می بوسیدند و این امر را مکرر انجام می دادند . چنین خصوصیتی یکی از معجزات آن حضرت است که گاهی علت آن را هم بیان می کردند. پیامبر وقتی تمام بدن حسين عليه السلام را می بوسیدند، می گفتند : جای شمشیرها را می بوسم و گریه می کنم ؛ اما علت بوسیدن لب ها و دندان ها و زیر قلب را بیان فرمودند تا اینکه علت آن پس از وقوع حادثه کربلا آشکار گردید . 🥀 🥀