eitaa logo
سعدیجات🫰
128 دنبال‌کننده
7 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام
اینایی که بخاطر حمله اسرائیل همو بغل می کنن و لبخند می زنن تو یه لول دیگه نفرت انگیز ان
اللهم سدد رميهم
هدایت شده از اخبار مقاومت اسلامی
🔴امام خامنه ای شهید شدند 🌐 پایگاه خبری مقاومت اسلامی @akh_moq_is
این ما و این دنیای پس از علی ...
شب تاریکشان را شعله ی ایمان نمی سوزد میان جیغ دیوان نعره ی شیران نمی سوزد در اندوه زمین فریاد حیدر گفتنی جاریست بسوز ای فکر باطل کشور ایران نمی سوزد تو را هم تشنه لب کشتند در ماه خدا اما قیام روزه داران در صف کفران نمی سوزد و اینک در رگ تاریخ رد فتح خون جاریست میان حق و باطل جبهه ی ایمان نمی سوزد نترسید از کمین بمب اینک وعده ی حق است خدا باماست مردم ملت قرآن نمی سوزد نترسید از تبار جنگ خیبر یک نفر باقیست جهان آزاد خواهد شد در این زندان نمی سوزد بخوانید از میان آیه های فتح یک انا فتحنا را خدا باماست مردم ملت ایمان نمی سوزد فاطمه سعدی
بسم رب سلیمانی خط آتش ایرانی رسیده وقت نمایش موشکای طهرانی ❤️
خودم اینجا دلم وسط تجمعای میدون انقلاب تهران...
و بار دیگر لبیک یا خامنه ای...❤️
سعدیجات🫰
این ما و این دنیای پس از علی ...
تکمله در شب قدر: مجتبی بعد علی، شیر جمل خواهد شد ان شاءالله
هدایت شده از ریحانه
💌  | خانه‌ات را در سه کلمه توصیف کن! 🔰 تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت ما، شهید سیدعلی خامنه‌ای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴ 🔻 توی تهران چیزی که بعضی آدم‌ها خودشان را با آن تعریف می‌کنند این جمله است: «کجا می‌شینی؟» و هی تندتند خانه عوض می‌کنند تا سعی کنند هویت بهتری از خودشان بسازند. 🔻 بچه که بودم خانه‌ی پدربزرگ می‌نشستیم. از آن خانه‌های خشتی، که ایوان طبقه دوم با حصار چوبی محافظت می‌شد. به نوجوانی که رسیدم خانه نو کردیم و جابه‌جا شدیم. چند هفته بعد از اسباب‌کشی، بخشی از خانه قدیمی بابابزرگ ریخت. تا مدتها هر روز می‌رفتم و فقط به نگاه می‌ایستادم. انگار بخشی از "من" ریخته باشد. 🔻دیروز یکهو متوجه شدم میدان پاستورم. ایستاده‌ام و از دور دارم اول خیابان را نگاه می‌کنم. از نگاه سرباز تفنگ به‌دست خودم را جمع کردم و برگشتم. سه روز از نبودن شما گذشته است. سه روز است که بیت رهبری دیگر به شکل سابق سرجایش نیست. و این قلبم را به‌هم ریخته است. از قلبم خبر نداشتم که شما را این اندازه دوست دارد. 🔻 گاهی توی اتاق روان‌درمانی از مراجعانم می‌پرسم: «خونه بچگی‌هاتو با سه کلمه برام توصیف کن؟» می‌خواهم تعریفش از عشق را بفهمم. می‌خواهم میزان احساس امنیتی که داشته و دارد را بفهمم. حالا از خودم می‌پرسم: «بیت را با سه کلمه توصیف کن؟». چطور شد بیتی که هیچ وقت از نزدیک ندیده‌ام، چند روزی است جایی شده که احساس می‌کنم سالها آنجا سکونت داشته‌ام و جابه‌جا نشده‌ام؟ من خیلی از خودم بی‌خبرم... ✍🏻 مریم خداکرمی 🗓 شماره ١٨ 🇮🇷 مجموعه‌روایت «می‌نویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابان‌های ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh