شب تاریکشان را شعله ی ایمان نمی سوزد
میان جیغ دیوان نعره ی شیران نمی سوزد
در اندوه زمین فریاد حیدر گفتنی جاریست
بسوز ای فکر باطل کشور ایران نمی سوزد
تو را هم تشنه لب کشتند در ماه خدا اما
قیام روزه داران در صف کفران نمی سوزد
و اینک در رگ تاریخ رد فتح خون جاریست
میان حق و باطل جبهه ی ایمان نمی سوزد
نترسید از کمین بمب اینک وعده ی حق است
خدا باماست مردم ملت قرآن نمی سوزد
نترسید از تبار جنگ خیبر یک نفر باقیست
جهان آزاد خواهد شد در این زندان نمی سوزد
بخوانید از میان آیه های فتح یک انا فتحنا را
خدا باماست مردم ملت ایمان نمی سوزد
فاطمه سعدی
سعدیجات🫰
این ما و این دنیای پس از علی ...
تکمله در شب قدر:
مجتبی بعد علی، شیر جمل خواهد شد
ان شاءالله
هدایت شده از ریحانه
💌 #مینویسم_برای_پدر_شهیدم | خانهات را در سه کلمه توصیف کن!
🔰 تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنهای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴
🔻 توی تهران چیزی که بعضی آدمها خودشان را با آن تعریف میکنند این جمله است: «کجا میشینی؟» و هی تندتند خانه عوض میکنند تا سعی کنند هویت بهتری از خودشان بسازند.
🔻 بچه که بودم خانهی پدربزرگ مینشستیم. از آن خانههای خشتی، که ایوان طبقه دوم با حصار چوبی محافظت میشد. به نوجوانی که رسیدم خانه نو کردیم و جابهجا شدیم. چند هفته بعد از اسبابکشی، بخشی از خانه قدیمی بابابزرگ ریخت. تا مدتها هر روز میرفتم و فقط به نگاه میایستادم. انگار بخشی از "من" ریخته باشد.
🔻دیروز یکهو متوجه شدم میدان پاستورم. ایستادهام و از دور دارم اول خیابان را نگاه میکنم. از نگاه سرباز تفنگ بهدست خودم را جمع کردم و برگشتم. سه روز از نبودن شما گذشته است. سه روز است که بیت رهبری دیگر به شکل سابق سرجایش نیست. و این قلبم را بههم ریخته است. از قلبم خبر نداشتم که شما را این اندازه دوست دارد.
🔻 گاهی توی اتاق رواندرمانی از مراجعانم میپرسم: «خونه بچگیهاتو با سه کلمه برام توصیف کن؟» میخواهم تعریفش از عشق را بفهمم. میخواهم میزان احساس امنیتی که داشته و دارد را بفهمم. حالا از خودم میپرسم: «بیت را با سه کلمه توصیف کن؟». چطور شد بیتی که هیچ وقت از نزدیک ندیدهام، چند روزی است جایی شده که احساس میکنم سالها آنجا سکونت داشتهام و جابهجا نشدهام؟ من خیلی از خودم بیخبرم...
✍🏻 مریم خداکرمی
🗓 شماره ١٨
🇮🇷 مجموعهروایت «مینویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابانهای ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
فرمانده یکی از جناحهای لشکر به امیرالمؤمنین علیهالسلام یادداشت کوتاهی فرستاد که اکثر یارانم به شهادت رسیدند.
حضرت در حاشیهی نامهاش با این جملهی کوتاه به او آرامش دادند:
«بَقِيَّةُ اَلسَّيْفِ أَبْقَى عَدَداً وَ أَكْثَرُ وَلَداً
آنان که از یاران شهیدشان باقی میمانند، پرتعدادتر و رویندهتر هستند»
حکمت ۸۴ نهجالبلاغه
ما نسلی بودیم که: شما جنگ ندیدید که بفهمید چی میگیم رو زیاد شنیدیم
البته قبل از خرداد
قبل از اسفندماه و وسط چک کردن گوشی با صدای انفجار و یازهرا گفتن آموزش دانشکده علوم تربیتی تهران، سر بلند کردن، قبل از ۴ صبح با صدای اخبار بیدار شدن که: انالله و انا الیه راجعون .
ملت شریف ایران...
قبل از گریه ها و شعارای دور میدون انقلاب رو شنیدن و گفتن زیر صدای پدافند و موشک و هربار تلفن های خانواده که کجایی و دارن میزنن
برگرد خونه
ما جنگ زده نبودیم تا قبل از میناب
تا قبل از ناوچه دنا
تا قبل از شهادت های زخم به زخمی که به جونمون نشست...
دور سفره هفت سین که نشسته بودم ماهی رو نگاه می کردم برام روضه بود
و تو ذهنم شهدای ناوچه دنایی بودن که چندتاشون جاویدالاثر شدن یعنی مزارشون قد تمام دریاها و خودشون با تمام ماهی ها نسبت داشتن...
به هر طرف نگاه می کردم غم می بارید...
سر چرخوندم به تلویزیون که پیام رهبر رو بشنوم که بگم باشه درست میشه این بار هم...
یک آن یادم اومد انفجاری که سرمو از گوشیم بلند کرد، قلب ملت رو خم کرد.
ما جنگ زده نبودیم
حتی الان هم جنگ زده نیستیم
امسال تمام دعاها برای وطن بود، برای آدمایی که پشت لانچرها دارن مقاومت می کنن
برای خوانواده های شهدا
برای قوی تر شدن پدافند ها و افندها
برای خوندن روایت فتح ایران اسلامی
برای انتصار الدم علی السیف که سیدحسن می گفت...
ما جنگ زده نبودیم که بفهمیم اینا رو
ولی الان هستیم
اما به روایتی دیگر
ما فتح زده ایم...
فتح زده های آیه های فتحنا
فتح زده های اولین زانو زدن اف ۳۵ ها و فرار ناو های ابرک قدرت ها
فتح زده های تنگه هرمزی که برای رد شدن از اون باید سر خم کرد جلوی این پرچم
نویسندگان که از قصه های ما بنویسن، هیچ روزی از جنگ رمضان رو به شکست نمی نویسن
که ۷۰ موج وعده صادق
۷۰ هزارسال پیروزی برای ایرانه...
همین...
۱/فروردین/۱۴۰۵