فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حتی تصورش نیز...
قند در دلمان آب میکند...؛
اگر خودت بودی...
همین جا...کنار ما...
چه غوغایی میشد حضرت صاحب دلم!
#سلام انتظار شیرین دلم
حضرت صاحب دل
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
╔═. ♡♡♡.══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
مروری بر واقعه مباهله👆
اثبات حقانیت اسلام ناب محمدی
🌸صلّی الله علیه و آله و سلّم🌸
🗓 مناسبتهای ۲۴ ذیحجّه♥️
🌸 روز بزرگ عيد مباهله 🌸
🌸 روز صدور حدیث کساء 🌸
🌸 روز بخشش انگشتر ونزول آیهٔ ولایت 🌸
🔰 اعمال روز بزرگ عید مباهله 👇
۱- غسل
۲- روزه
۲- دو رکعت نماز مثل نماز عید غدیر
۳- خواندن دعای مباهله
۴- هفتاد بار استغفار
۵- صدقه دادن
۶- زیارت أمیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه
۷- زیارت جامعه کبیره
#مباهله
#تنفیذ_سیزدهم
╔═. ♡♡♡.══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
هاله ای از نور،
آرام آرام پیش می آمدند و
زمین زیر پایشان از تواضع،
مثل حریر نرم می شد.
عده ای سایه نشین،
که همیشه در تاریکی به سر برده بودند،
گویی قصد مقابله با نور دارند؛
با صلیب های به ظاهر آراسته،
با ناآرامیِ تمام و با گیسوان چلیپایی،
بازی می کردند و تمام ذهنشان
سرشار از شکّ بود؛
شکّ به آن چه در دست و دلشان بود.
امّا آنان که در هاله ای از نور پیش می آمدند،
تبلور وجودشان مثل آب زلال و
صداقت حضورشان، مثل خورشید، آشکار بود.
هستی، چنان غرق تماشایشان بود که
انگار خداوند،
بهشت را به معرض تماشا گذاشته است.
تواضع خورشید در آسمان و
کُرنش خاک در زمین نشان می داد که
آن «پنج تن»، آیینه ی جمال الهی اند؛
برگزیدگان راستین خداوند در زمین.
و عنایت الهی،
آنان را زیر چتری از حمایت گرفته است.
عطر «کسای» حقیقت از وجودشان می تراوید
و نگاهشان آکنده از تبسّم مِهربانی بود.
#سیدعلیاصغر_موسوی
#روز_عید_مباهله_مبارک
╔═. ♡♡♡.══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
8.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️آقای مسئول این کلیپ را ببین !
🔹برای هر صندلی در مقام ریاست جمهوری چقدر شهید دادهایم؟
╔═. ♡♡♡.══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
#خاطرات_شهید
🔺بعد از عملیات «بازی دراز» با دلی شکسته رو به خدا کردم و گفتم: «پروردگارا! ما که توفیق شهادت نداشتیم، قسمت کن در همین جوانی کعبهات را، حرم رسولت را، غریبی بقیعت را زیارت کنم...»
🔺مشغول دعا و در خواست از درگاه پر از لطف خداوند بودم که شهید پیچک آمد. دستی به شانهام زد و گفت: «حاج علی، مکه میروی؟!» یکدفعه جا خوردم و با تعجب پرسیدم: «چطور مگر؟»
🔺خندید و ادامه داد: «برایم یک سفر جور شده است اما من به دلیل تدارک عملیات نمیتوانم بروم. با خود گفتم شاید شما دوست داشته باشید به مکه بروید!» سر به آسمان بلند کردم. دلم میخواست با تمام وجود فریاد بکشم: «خدایا شکرت...»
✍به روایت خودشهید
#شهید_علیرضا_موحددانش🌷
#سالروز_شهادت
╔═. ♡♡♡.══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
#خاطرات_شهید 🔺بعد از عملیات «بازی دراز» با دلی شکسته رو به خدا کردم و گفتم: «پروردگارا! ما که توف
#خاطرات_شهید
💠وقتی وزوایی گفت «علی و پیچک شهید می شن» تصمیم گرفتیم نگذاریم آن ها در این عملیات جلو بروند. حرف وزوایی، برای ما حجت شده بود. تا آن موقع، پیش بینی های او درباره ی شهادت بچه ها به واقعیت پیوسته بود.
💠آخرین باری که علی را دیدم، با پیچک همراه شده بود تا برای عملیات حرکت کند. برای خداحافظی بوسیدمش و در گوشش دعا خواندم. «الله حافظاً یا ارحم الرحمین» علی کلامم را قطع کرد و گفت : چه کار می کنی؟ این به جای اینه که دعا کنی شهید بشم؟! برای بار دوم و سوم هم که دعا خواندم، دعا را قطع کرد و گفت: دعا کن شهید بشم.
💠بادوستان گرداگردش را گرفتیم. از هر چیزی که فکر می کردیم ممکن است مانع جلو رفتنشان شود گفتیم و نتیجه گرفتیم که افراد ورزیده و مجربی مانند او، نباید به راحتی از دست بروند.
💠آن موقع هنوز قراردگاه تاکتیکی به وجود نیامده بود. اما حرف هایمان بی اثر بود. علی اسلحه اش را روی دوشش انداخت و با سرعت رفت. از وقتی که دست راستش قطع شده بود، اسلحه اش عوض شد.
💠به جای ژ-3 که همه بچه ها دستشان می گرفتند، او اسلحه ی MP40 1 حمل می کرد. اسلحه ی نسبتاً راحتی بود. بندش را می انداخت گردنش و می توانست با آن به صورت رگبار، تیراندازی کند. بعدها این اسلحه را هم کنار گذاشت و تنها به در دست گرفتن چوب اکتفا کرد.
💠زمان زیادی نگذشت که خبر رسید علی و پیچک در منطقه ی برآفتاب 2 مورد هدف دشمن قرار گرفته اند. یک تک تیرانداز با تیر کلاشینکف پیچک را زد که او در جا شهید شد. علی هم به فاصله ی چند ثانیه از شهادت پیچک، هدف تیر مستقیم تانک قرار گرفت و دست کم سیصد ترکش به بدنش اصابت کرد.
💠او از ناحیه سر، صورت،سینه، ریه، پا و دست به شدت مجروح شد. دست مصنوعی اش هم کاملاً سوراخ سوراخ شده بود.
💠علی خودش تعریف می کرد: با خودم گفتم حتماً این جا آخر خطه رو به قبله دراز کشیدم و منتظر ماندم. بعد فکر کردم یک لبخندی بزنم تا بعداً کسی آمد دید، بگه این شهید چه تبسم قشنگی هم داشته. حدود نیم ساعت، سه ربع به همان حال بودم. دیدم نه، خبری نیست.
💠به خودم گفتم بلند شو بابا لیاقت نداری. تا بلند شدم، دیدم با هر نفسی که می کشم، هوا همراه باخون از دهنم بیرون میزنه. چفیه را باز کردم و بستم دور دهانم و یواش یواش راه افتادم به طرف پایین.
💠علی با همان حال توانسته بود چهار ساعت پای پیاده از کوه پایین بیاید. بالاخره یک نفر بر ارتشی که از آنجا می گذشته، او را می بیند، سوارش می کند و به سرپل ذهاب ، پادگان ابوذر می رساند.
💠علی به بیمارستان پادگان می رود. همان دکتری که چند ماه پیش دستش را عمل کرده بود، او را معاینه می کند. دکتر با دیدن علی، او را به خاطر می اورد و می گوید: باز هم که تو هستی؟
💠علی جواب می دهد: بله، اون دفعه که اومدم پیش شما خوب عمل کردید، ما هم مشتری شدیم. دو روز در این بیمارستان بستری بود. بعد به بیمارستانی در تبریز فرستاده شد. از تبریز هم به بیمارستانی در تهران منتقل شد. بعد از بهبودی نسبی اش مجدداً به مرکز ارتوپدی مراجعه کردیم و دست مصنوعی دیگری برایش سفارش دادیم.
📎فرماندهٔ تیپ ۱۰ سیـدالـشهـدا
#شهید_علیرضا_موحددانش🌷
#سالروز_شهادت
●ولادت : ۱۳۳۷/۶/۲۷ تهران
●شهادت : ۱۳۶۲/۵/۱۳ حاج عمران ، عملیات والفجر۲
╔═. ♡♡♡.══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
19.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸🍃
حريصانہبہدنبالِقضاۍحاجتِ
حاجتمندانباشيد؛زیراهيچعملۍبعداز
واجباتبھترازشادكردنِمسلماننيست
- امامرضا؏؛بحارالانوار
#چهارشنبههایامامرضایی
╔═. ♡♡♡.══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
اگه به این #یقین رسیدی که
دنیا محل گذره، اون وقته که میشی مثل #شهدا
#دل نمی بندی و حتی #می خندی رو تموم ناملایمات زندگی
می خندی به مردمی که همّ و غمّ شون شده دنیا
بگذر از این دنیا
دل نبند
اگه این جوری بشه، دیگه دل مردم رو نمی شکنی
حتی با یک اخم، چه برسه به بی معرفتی و نامردی!
آره رفیق!
دنیا محل گذره
بگذار و بگذر
مثه شهدا
#شهیددلها 💚
#شهید_محمد_غفاری
#آنکسکہتوراشناخت_جانراچھکند؟!
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
╔═. ♡♡♡.══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
7.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️صحبت های تکان دهندهی رفیق حاج قاسم که مثل پتک روی سر غافل ما فرود میآید
ما کجای این دلدادگی ایستادهایم؟
زندگی ما کجا شبیه زندگی سربازگونهی فرماندهمان است؟!
╔═. ♡♡♡.══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝
#حسـینمن
اوج معراج نشینے من این است فقط
گوشہ اے از حرمت پهن ڪنم بالم را
#ای_شَهِ_عقده_گشاعقده_ی_دل_راواکن...
#شبتون_حسینی 🌙
╔═. ♡♡♡.══════╗
@saberin_shahid_ghafari1
╚══════. ♡♡♡.═╝