گاهی فکر میکنیم ترسناکترین چیز، از دست دادن آدمهاست...
ولی شاید ترسناکتر از اون، روزیه که خودمون از خدا فاصله گرفتیم و دیگه راه برگشتی برامون نمونده باشه.
صَــبـورا
گاهی فکر میکنیم ترسناکترین چیز، از دست دادن آدمهاست... ولی شاید ترسناکتر از اون، روزیه که خودمون
یه وقتایی آدم اونقدر از خدا دور میشه که دیگه حتی صدای دعاهاش هم براش آشنا نیست...
و چه غمگینه وقتی کسی که همیشه پناهت بوده، ازت دور نباشه؛
این تو باشی که ازش دور شده باشی.
صَــبـورا
یه وقتایی آدم اونقدر از خدا دور میشه که دیگه حتی صدای دعاهاش هم براش آشنا نیست... و چه غمگینه وقتی
خدا هیچوقت از بندههاش دور نیست...
این ماییم که گاهی
با گناه،
با غفلت،
با بعداتوبهمیکنم ها،
کمکم بین خودمون و خدا فاصله میندازیم.
تصور کردم لحظهای که دیگه خدا رو نداشته باشم؛
لحظهای که با وحشت، وسط خرابیِ اعمالم دارم داد میزنم و صداش میکنم، تا فقط جوابم رو بده...
ته دلم ریخت.💔
چقدر وحشتناکه دنیایی که توش خدا هم صدات رو نشنوه...
و تلختر اینکه
تو ممکنه با دست خودت همچین دنیایی رو بسازی.
🖊 #صبورا_نوشت
صَــبـورا
خداوند ، خدای غیرممکن هاست ، تو برای ممکنها گریه میکنی ؟!
خدایا به خاطر اون غم و بغض هایی که ما رو به خلوت با خودت کشید شکر
بعضی وقتا فکر میکنم چقدر از چیزایی که امروز داریم، مدیون آدمایی هستیم که قبل از اینکه خودمون چیزی بفهمیم، راه رو برامون انتخاب کردن...
آدمایی که از همون اول، دستمون رو گرفتن و بردنمون سمت خدا و اهلبیت.
صَــبـورا
بعضی وقتا فکر میکنم چقدر از چیزایی که امروز داریم، مدیون آدمایی هستیم که قبل از اینکه خودمون چیزی ب
از همون بچگی، قبل از اینکه حتی بدونیم هیئت چیه، دستمون رو گرفتن و بردنمون مسجد و روضه...
گوشمون با اذان و روضه آشنا شد و دلمون کمکم با اسم اهلبیت گره خورد.
چه نعمت بزرگیه که آدم، عشق رو از همون کودکی یاد گرفته باشه...