ما فرزندان کسانی هستیم كه
مرگ راه آنان را نمیشناسد ؛
چرا كه آنها به وسیلهی مرگ
در مسیر خدا صعود کردهاند:)
- شهید جهاد مغنیه
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشوره ی ما بود، دل آرام ِ جهان شد!
در اول آسایش ما سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد..
زخمی به گِل کهنه ی ما کاشت خداوند
اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
آن گاه همان زخم ، همان کوره ی کوچک
شد قله ی یک آه، مسیر فوران شد
با ما که نمک گیر غزل بود چُنین کرد؛
با خلق ندانیم چهها کرد و چنان شد . .
ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید ، زلیخا که جوان شد
یک حافظ کهنه ، دو سه تا عطر ، گل سر
رفت و همه ی دلخوشی ام چمدان شد
با هرکه نوشتیم چهها کرد به ما
گفت مصداق همان وای به حال دگران شد :)))
_حامد عسکری
انتظار کشیدن، خودش یک کنشه.
میتونه مثلِ نشستن و نگاه کردن باشه؛
یا مثلِ آماده شدن برایِ اتفاقی بزرگ.
فرقش اینه که اولی، انرژیت رو میگیره،
دومی، به تو انرژی میده.
صَــبـورا
انتظار کشیدن، خودش یک کنشه. میتونه مثلِ نشستن و نگاه کردن باشه؛ یا مثلِ آماده شدن برایِ اتفاقی بزرگ
وقتی منتظرِ نتیجهای هستیم،
به دو راه میریم:
راهِ اول: دست روی دست گذاشتن و غصه خوردن.
راه دوم: هر کاری که درتوانمون داریم برای رسیدن به اون نتیجه انجام دادن،
و باقیِ مسیر را به خدا سپردن.
کدومش هوشمندانهتره؟
اغلب ما،
بینِ انجام ندادن و به نتیجه نرسیدن
یک انتظارِ طولانی میذاریم.
و اسمش رو صبر میگیم.
ولی صبرِ واقعی،
زمانیه که داری حرکت میکنی،
و نتیجه هنوز نرسیده.
اغلب ما،
بینِ انجام ندادن و به نتیجه نرسیدن
یک انتظارِ طولانی میذاریم.
و اسمش رو صبر میگیم.
ولی صبرِ واقعی،
زمانیه که داری حرکت میکنی،
و نتیجه هنوز نرسیده.
هر کاری رو که میتونی امروز برای هدفت انجام بدی،
انجام بده.
بعد، با آرامش منتظر باش.
این انتظار، بیعملی نیست؛
این تغذیه کردنِ امیده.
چقدر خوبه که بدونیم:
دست روی دست گذاشتن صبر نیست؛
تمرین کردن، مطالعه کردن، تلاش کردن
و بعد صبور بودنه.
اولی پوچه، دومی سازنده.❗️
صَــبـورا
چقدر خوبه که بدونیم: دست روی دست گذاشتن صبر نیست؛ تمرین کردن، مطالعه کردن، تلاش کردن و بعد صبور بودن
اگر منتظرِ یک تغییر بزرگی،
به این فکر کن:
چه کارهای کوچیکی روامروز میتونی انجام بدی
که اون تغییر رو به جلو هل بده؟
شاید اون انتظارِ هوشمندانه،
همین کارهای کوچیک باشه.