سبزمبهم.
-
میگفت هنرت چیست ؟ انگشتانم را بالا آوردم و شروع به شمردن کردم ، نقاشی ، طراحی ، گلدوزی ، بافتنی ، تقریبا از هر هنری دست به گوشهای از آن بردم.
- کدام را بیشتر بلدی ؟
+ لبخند روی لبهایم خشکید ، بافتنی.
- چهمیبافی ؟
+ خیال.. مشغول خیالبافیام ، مدتهاست هنرم شده بافتن خیال از هر طرح و نقشی ، از هر لحظهای و موقعیتی.
خیال میبافم ؛ هنرم آموزشی و فروشی نیست ، به گمانم اکتسابیست و پیوسته به ماهیت ِفراق ، از زمانی که زنده بودم بر گل خلقتم فراق پاشیده بودند ، من بافندهام، بافندهی خیالهای شیرین و دروغین و امن؛