قَدِ استُرجِعَتِ الوَدِیعَهُ.
شب است و تاریک، آستین بر دهان میگیرد. علیست. قهرمان تمامجنگها و نبردهای مدینه.گلهدارد تنهاترین سردارِ غمزده، رو به پیامبراست جبینش، جیبن مالامال اشکاو. [ از این پس چه نازیباست آسمان و زمین اندوهم جاودانه میماند و شبها به بیداری خواهد گذشت ] سوز بیتاب در سینهدارد علی. آسمان و زمین میگرید و قهرمانشهر مانند جنینی در شکم مادر از حزن به خود پیچیده ، حسنین وجه بر صدر مادر گذاشتند و فاطمه آغوش بازکرده برای غریبترین انسانهای پا برجهان گذاشته،برای غریبترینشب.
اینک حبیب مشتاق ملاقات محبوب است.
سبزمبهم.
قَدِ استُرجِعَتِ الوَدِیعَهُ. شب است و تاریک، آستین بر دهان میگیرد. علیست. قهرمان تمامجنگها و ن
قَابَ قَوسَینِ اَواَدنَی.
اسماء پوشش کنار میزند صدا میزند صدا میزند صدا میزند، بوسه بر پیشانی فاطمه میزند. تاریخ میگوید اسماء گریبانچاک بود که از خانه بیرون رفت. هرکه سوال میپرسد سکوت میکند. حسین را ببین پیش چشم اسماء بر وجه مادر التماس میکند.کلمینی؛حسنین را بنگر وامحمدا به کام گرفتهاند و به دنبال علی میدوند. علی وعده داده بود به فاطمه دیدار بعدیما سر قتلگاه غروب. بهخاطر بسپار زینب که تاریخ تکرار میشود. شاهد وامحمدا گفتن حسنین باش و جمله به کام بگیر. وامحمدا،وا احمدا.
سبزمبهم.
قَابَ قَوسَینِ اَواَدنَی. اسماء پوشش کنار میزند صدا میزند صدا میزند صدا میزند، بوسه بر پیشانی فا
تاریخ میگفت علی کفنباز میکند هفتلایه کفن باز میکند تا محبوبخویش را نوازشکند. و تو اکنون شاهدغریبانهترین عاشقانهی تلخو تنهایجهانی. مراسمختم برگزار میشود عزاداران میآیند و سوگواری در نخلستان است و چاه. عزاداران علیاند.علی و علی و علی. و تاریخ چه بیرحمانه کُشت هربار علیهارا.
فرجععلی. تنها پس ازخاکسپاری به خانه بازگشت و هرچه خواندم در هیچورقی نبود فرجعوا ، آری، علی تنها بازگشت.
سیدسلامحسینیe5caf87c2777d373d932241ab5d11b9966876312-1080p_2025_11_23_20_50_55_003.mp3
زمان:
حجم:
9.4M
الرَحمَهَهای و تَنشاربِنَعش.
سبزمبهم.
الرَحمَهَهای و تَنشاربِنَعش.
نهچیحهصعب. درنتیجه پیشنهاد میکنم خودتون با ترجمه گوشبدید.
چندوقتیه میخوام درمورد بلایی که بیاندیشگی و انفعال بر سر مهمترین پایگاه حفظ و نشر اعتقاد شیعی آورده براتون حرف بزنم و ببینید و به حال هزاران میلیارد بودجهای که حرام سازمانهای فرهنگی میشه گریهکنید بهحال تشیع و هیئتهامون که بیتدبیری چهبلایی سرش آورده.
سبزمبهم.
چندوقتیه میخوام درمورد بلایی که بیاندیشگی و انفعال بر سر مهمترین پایگاه حفظ و نشر اعتقاد شیعی آورد
غالبا نسلجَوون شورپسنده و متاسفانه نوجوون و جوون مذهبی و شیعه بهدلیل نداشتن بصیرت و دنبال نکردن چارچوبهای اعتقادی خودش درگیر چیزهایی میشه که غرب رفتهرفته وارد هئیتها میکنه و اولش شخص به خودش میگه من غیرممکنه که بپذیرم و رفتهرفته غیرت از خونشون میره و چون متاسفانه هیچکاری نکردن روی سختی باورشون زود از بین میره.
اولش از مداحیشور شروع میشه رفته به رفته به درآوردن لباس توی هئیت و بعد استفاده از لفظ سگ و قلاده و بعد گرایش به مداحی اگزوزی و مداحیای که جز لذت و هیجان هیچ معرفت و حزنی رو به قلب مخاطب هدیه نمیکنه و شخص به راحتی عقیدهشو فدای لذتش میکنه!
رفتهرفته با امام راحت میشه و بهجای احترام در مقابلشون از کلمات لاتی ، داشمشتی ، بینهایت صمیمی ، و بعد این صمیمیت زیاد باعث ریختن قبح میشه و قطعا بهرهمند نشدن از خیلیتوفیقها.
سبزمبهم.
غالبا نسلجَوون شورپسنده و متاسفانه نوجوون و جوون مذهبی و شیعه بهدلیل نداشتن بصیرت و دنبال نکردن چا
شاید بگید الان دارم مداحی شور رو میکوبم و یا اینکه تو با امامراحتی باشی رو زیر سوال میبرم. اما کافیه دقتکنی به محتوایی که گوش میدی و مطمئنشی که گوش دادنش باعث نمیشه حزن از دلت بره و هیجان شدید از وجودت بزنه بیرون و علاوهبر اون شان شیعه رو درحد کلمهی [ کلب ] پایین بیاره.
و دومین مطلب اینه که شاید فکرکنید دارم میگم صمیمیت و راحتی با امامخوب نیست ، ولی کافیه یه نگاه به سرتاسر زندگی خودت بندازی و متوجهشی با هیچکس جز امامت اونقدر راحتنیستی که تمام متعلقاتت رو بهشون سپردی.
اما استفاده از اون الفاظ زیادی صمیمی و داشمشتی احترام رو به صورت کامل از بینمیبره ، کافیه خودت رو جای حضرتابالفضل تصور کنی که رو به روی امامشون ایستادن و در کمال ادب و احترام دارن صحبت میکنن در صورتی که تنها کسوکار و صمیمیترین شخص براشون هستن.