eitaa logo
- سـایه‌نـویـسِ‌شب 𓏲 ࣪₊
136 دنبال‌کننده
177 عکس
51 ویدیو
0 فایل
-به نامِ تنها خالقِ من🌟𓏲 روایتِ آنچه در دل‌ها پنهان است و در کلام جاری می‌شود . . :) کپی؟ فوروارد کن ᥫ᭡ به کنج کوچیک من خوش اومدی:))
مشاهده در ایتا
دانلود
ایستاده‌ای رو به دریا، بی‌آنکه کسی بداند در دلِ تو چه موج‌هایی بی‌صدا می‌شکنند. موهایت مثل شب روی شانه‌هایت ریخته‌اند، و نگاهت، گم شده در افقی که شاید سال‌هاست منتظرِ تو مانده است. تو در آغوشِ آبیِ بی‌پایان، شبیه دلتنگی‌ای که اسمِ کسی را با خودش تا دورترین موج‌ها می‌برد...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حس عجیبی در قلبم جریان دارد؛ انگار چیزی درون من، بی‌صدا از خواب بیدار شده باشد. امروز، نگاهِ من به خودم، به اطرافم، به همه‌چیز... دیگر شبیه قبل نیست. انگار هوا هم رنگِ دیگری دارد، انگار زمان کمی مکث کرده، و جهان، پشتِ پرده‌ای نازک، منتظرِ افتادنِ اتفاقی‌ست که هنوز نامش را نمی‌دانم. ذهنم آشفته است... نه آن‌قدر که بتوانم توضیحش بدهم، نه آن‌قدر آرام که بتوانم نادیده‌اش بگیرم. فقط یک موجِ بی‌نام در من می‌گذرد، چیزی میانِ ترس و دلتنگی، میانِ پیش‌بینی و خاطره، میانِ رفتن و بازگشتن. نمی‌دانم این آشوب را به که بگویم، وقتی خودم هم هنوز نمی‌دانم دقیقاً چه چیزی در من شکسته، یا چه چیزی دارد آهسته، از درونِ این سکوت، به شکلِ دیگری متولد می‌شود.
دریا و آسمان، در آخرین لحظاتِ روز، در آغوشِ هم غرق می‌شوند تا جهان برای لحظه‌ای ساکت شود.»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
واقعا عجیبه
برا اولین بار یکم احساساتمو کنترل کردم
فکر کنم واقعا تغییر کردم...
از یه طرفی میگم : خب تو همش منتظر این لحظه بودی اینکه حس خاصی نسبت به بقیه نداشته باشی یا زود گریه نکنی همش ناراحت نباشی _ ولی دلم برای ورژن واقعیم تنگ شده خیلی...