اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وان طائفتان من المومنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما ،فان بغت احداهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفیء الی امر الله،فان فاءت فاصلحوا بینهما بالعدل واقسطوا ان الله یحب المقسطین .
و اگر دو گروه از مومنان به نزاع وجنگ پرداختند ،پس میان آنان صلح وآشتی برقرار کنید.سپس اگر یکی از دو گروه بر دیگری تجاوز کرد ،با متجاوز بجنگید تا به فرمان خداوند باز گردد .پس اگر متجاوز بازگشت (ودست از تجاوز برداشت)،میان آن دو گروه به عدالت صلح بر قرار کنید وعدالت ورزید که خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد. (حجرات،آيه ۹)
گرچه اقتضای ایمان دوری از نزاع وبرخورد میان مومنان است،اما مومنان ،معصوم نیستند که خطایی از آنها سرنزندوچه بسا گفتن جمله ای یا انجام کاری موجب بروز در گیری میان آنان گردد.
بنابراین باید آماده بود تا در صورت بروز چنین برخوردهایی ،ضمن خاموش کردن آتش فتنه ،حق مظلوم پایمال نشود وچنان با ظالم بر خورد شود که دیگر تجاوزی تکرار نگردد.
در این آيه، سه بار سخن از برقراری صلح و اصلاح میان مردم بر اساس عدالت به میان آمده است:(فاصلحوا بینهما بالعدل واقسطوا ان الله یحب المقسطین )
اصولا، آفرینش بر اساس حق وعدل است. 《بالعدل قامت السموات 》۱. وبعثت انبیا برای آن بوده است که مردم به عدالت قیام کنند. 《لیقوم الناس بالقسط 》۲.
۱.(بحارالانوار ، ج۳۳ ،ص ۴۹۳)
۲.(حدید، آیخ ۲۶ )
@salehin_parand
#پرونده
#کارگروه_تولید_محتوا
#شیعه_شناسی_به_سبک_صفین
#ناحیه_حیدر_کرار_شهر_پرند
#سپاه_سیدالشهداء_استان_تهران
🍀در جوامع امروزی، تحقق عدالت ملازم قانون مداری وبی عدالتی مرادف قانون گریزی است.
اما کدام قانون؟
قانونی که ساخته دست بشری همچون خود ماست؟ قانونی که هر روز در حال تغییر و تحول است؟قانونی که در آن منافع افراد نهفته و بر خاسته از افکار ناپخته واطلاعات محدود وتحت تأثیر تهدید ها،تطمیع ها وهوسهای خود ودیگران وضع شده است؟
قانونی که قانون گذارش انواع قانون گریزی ها را دارد وخود به آن عمل نمی کند؟
آیا این قوانین می تواند برای انسان قداست وکرامت داشته باشد وبرای جامعه ،عدالت وامنیت را به ارمغان آورد؟
آنچه می تواند صلح وعدالت را در جامعه حاکم سازد واز هر گونه خطا ونقص به دور باشد ،قوانين الهی است که توسط پیامبران به بشر عرضه شده است. قوانینی که خالق انسان بر پایهی علم وحکمت ولطف بی نهايت وضع کرده وآورنده ی آن اولین عامل آن است.
ایجاد نزاع ودرگیری میان مومنان ،یک جرقه است نه یک جریان،موقتی است نه دائمی {اقتتلوا}نشان از پدید آمدن نزاع است نه دوام آن. مسلمانان در برابر یکدیگر مسئولند وبی تفاوتی در برابر درگیری ها پذیرفته نیست.برای آشتی دادن وبرقراری صلح میان مسلمانان، باید با سرعت وبدون تاخیر قیام کنیم.واگر یکی از دو گروه درگیر ،یاغی گری کرد امت اسلامی باید بر ضد او بسیج شوند .برای برقراری امنیت وعدالت ،حتی اگر لازم باشد باید مسلمانان یاغی کشته شوند .آری خون یاغی ارزش ندارد.ودر برابر خشونت باید خشونت به خرج داد.ودر سرکوب یاغی، طفره نرویم ومسامحه نکنیم.جنگ وقتال در اسلام ،هدف مقدس است وساعت وماه وسال وتاریخ خاصی ندارد.مثل مدت مراجعه به پزشک ومصرف دارو که تا زمان سلامتی باید ادامه یابد .وظيفه مسلمانان در شرایط مختلف تفاوت دارد ؛گاهی اصلاح است وگاهی جنگ.دراین میان صلحی ارزش دارد که حق به صاحبش برسد وگرنه سازش ذلت بار ،مرگ آفرین وتحمیلی است.وصلح دادن دو طرف جنگ بدون بر قراری عدالت محبوب خداوند نیست.
@salehin_parand
#پرونده
#کارگروه_تولید_محتوا
#شیعه_شناسی_به_سبک_صفین
#ناحیه_حیدر_کرار_شهر_پرند
#سپاه_سیدالشهداء_استان_تهران
دستورالعمل امیرالمومنین
(علیه السلام )
به هنگام آغاز جنگ صفین درسال( ۳۷،هجری)
عقب نشینی هایی که مقدمه هجوم دیگری است ، وایستادنی که حمله در پی دارد،
نگرانتان نسازد ،حق شمشیرها را ادا کنیدوپشت دشمن را به خاک بمالید وبرای فرو کردن نیزه ها ،محکم ترین ضربه های شمشیر ،خود،را،آماده کنید،صدای خود را در سینه ها نگه دارید که در زدودن سستی نقش بسزایی دارد.به خدایی که دانه را شکافت وپدیده ها را آفريد!
آنها اسلام را نپذیرفتند، بلکه به ظاهرتسلیم شدند،وکفر خود را پنهان داشتند وانگاه که یاورانی یافتند آن را آشکار ساختند.۱.
افشای حوادث جنگ صفین ؛
آغاز کار چنین بود که ما با مردم شام دیدار کردیم،که درظاهر پروردگار ما یکی وپیامبر ما یکی ودعوت ما در اسلام یکی بود ،ودر ایمان به خدا وتصدیق کردن پیامبرش هیچ کدام از ما بر دیگری برتری نداشت.وبا هم وحدت داشتیم جز در خون عثمان که ما درآن برکناریم ....۲
علل پذیرش حکمیت درصفین ؛
ما افراد را داور قرار ندادیم ،تنهاقران را به حکمیت انتخاب کردیم!(که آنها برسر نیزه کرده و داوری آن را می خواستند )این قران ،خطی است نوشته شده که میان دو جلد پنهان است ،زبان ندارد تا سخن گوید ،ونیازمندبه کسی است که آن را ترجمه کند،وهمانا انسانها می توانند از آن سخن گویند وهنگامی که شامیان ما را دعوت کردند تا قرآن را میان خویش داورگردانیم ،ما گروهی نبودیم که به کتاب خدا ی سبحان پشت کنیم ،در حالی که خدای بزرگ فرمود:اگر در چیزی خصومت کردید ان را به خدا ورسول باز گردانید.بازگرداندن آن به خدا این است که کتاب او را به داوری بپذیریم وبازگرداندن به پیامبر (صلی الله علیه وآله )این است که سنت او را انتخاب کنیم، پس اگر از روی راستی به کتاب خدا داوری شود، ما از دیگر مردمان به آن سزاوارتریم، واگر در برابر سنت پیامبر تسلیم باشند ما بدان اولی وبرتریم اما سخن شما که چرا میان خود وآنان برای حکمیت مدت تعیین کردی،من این کار را کردم تا نادان خطای خود را بشناسد ودانا برعقیده خود استوار بماند واین که شاید در این مدت آشتی وصلح ،خدا کار امت را اصلاح کند وراه تحقیق وشناخت حق باز باشد ،تا در جستجوی حق شتاب نورزند وتسلیم اولین فکر گمراه کننده نگردند.همانا برترین مردم در پیشگاه خدا کسی است که عمل به حق در نزد او دوست داشتنی تر از باطل باشد، هر چند از قدر او بکاهد وبه او زیان رساند ،وباطل به او سود رساند وبر قدر او بیفزاید ....۳
۱.(نهج البلاغه، نامه ۱۶)
۲.(نهج البلاغه، نامه ۵۸)
۳.(نهج البلاغه، خطبه ۱۲۵)
@salehin_parand
#پرونده
#کارگروه_تولید_محتوا
#شیعه_شناسی_به_سبک_صفین
#ناحیه_حیدر_کرار_شهر_پرند
#سپاه_سیدالشهداء_استان_تهران
🍀گونه های ولایت مداری 🍀
زمانی که پیروزی سپاه اسلام بر معاویه نزدیک بود عمروعاص نیرنگباز پیشنهاد سازش و حکمیت را پیش کشید، فشار سپاه حضرت علی(ع) به ایشان مذاکره و سپس فرستادن اشعث بجای مالک را تحمیل کردند روایت رفتار سپاهیان حضرت در آن زمان و پس از آن، ۴ گونه ولایتمداری و عاقبت آن را نشان میدهد:
📌گروه اول امثال ” اشعث ” ها بودند که ” ولایتمداری منافقانه ” داشتند و با امید به دشمن و دودلی در اطاعت از ولی دنبال ظاهر سازی و گرفتن موافقت ولی با نظرات خود بودند. اینها در دفاع از جایگاه ولی ثابت قدم نبودند و در سوابقشان گاهی در فکر پیوستن به معاویه بودند و گاهی رشادت در سپاه حضرت نشان میدادند و با سادهلوحی در لحظات حساس وا میدادند و بدنبال همراه کردن ولی با نظرات خود بودند نه همراه شدن با ولی و وعدههای پوچ دنیوی نظیر اتمام جنگ به مردم میدانند تا با تحریک آنان، مسیر مدنظر خود را به حضرت تحمیل کنند و در عمل دست حضرت را بسته و در پازل دشمن بازی میکردند؛
خیلی از این جمع بعدا به معاویه پیوستند و نفاقشان نابودشان کرد. امثال اینها در زمان ما هم گفتند باید رفت با کدخدا بست و با سادهلوحی دنبال توافق با آمریکا بودند و با تبلیغ و وعده پوچ بهبود اقتصاد مسیر سازش و مذاکره را تحمیل کردند.
📌گروه دوم امثال ” خوارج ” بودند که قبل از شکستن بیعت، ” ولایتمداری طلبکارانه ” داشتند. اینها نه تنها علیه جریان اشعث افشاگری نمیکردند بلکه زمینهساز بروز آنها بودند و خود مسیر سازش را به حضرت پیشنهاد میدادند اما پس از حکمیت و گول خوردن اشعث از عمروعاص، تغییر موضع داده و بابت کوتاهی خودشان از حضرت طلبکار بودند که ما نمیدانستیم تو چرا جلوی ما را نگرفتی و حضرت را تکفیر میکردند؛ مساله سکونت ابن ملجم در منزل اشعث در شب قبل از شهادت حضرت، نشانی از پیوند پنهانی خشک مغزی با نفاق است. خوارج زمان ما هم وقتی در قدرت بودند بخاطر نفسانیت و الهامات عرفان کاذب، با رها کردن کشور و حاشیهسازی زمینهساز حضور وادادهها در قدرت شدند و درحالیکه خود دنبال شکستن قبح مذاکره با آمریکا بودند و در ایام انعقاد برجام سکوت کرده بودند پس از روشن شدن ابعاد این خیانتنامه، وقیحانه آنرا را پروژه آقای خامنهای میخوانند! خوارج فعلی در حالی به استناد سوابق خود دنبال سهم اند و خود را درون انقلاب تصور میکنند که یادشان رفته خوارج صدر اسلام در ماه صفر ۳۷ ه.ق در سپاه حضرت در جنگ صفین بودند و ماه صفر ۳۸ ه.ق در نهروان مقابل حضرت بودند؛ یعنی تنها یک سال فاصله از حق محض تا باطل محض!
@salehin_parand
#پرونده
#کارگروه_تولید_محتوا
#شیعه_شناسی_به_سبک_صفین
#ناحیه_حیدر_کرار_شهر_پرند
#سپاه_سیدالشهداء_استان_تهران
ادامه :
📌گروه سوم یاران ” ساکت ” حضرت بودند که دنبال ” ولایتمداری عافیتطلبانه ” بودند و خود را دنبالهروی ولی معرفی کرده و ولایتبسندگی را ترویج میکردند و همه چیز را به شخص ولی ارجاع میدادند؛ اگر اشعث از حکمیت میگفت به حضرت ارجاع میدادند اگر عمار از مقاومت میگفت باز به حضرت ارجاعش میدادند؛ دنبال تحلیل نبودند و به اسم اطاعت، عقل را کنار میگذاشتند و در عمل سربار حضرت میشدند؛ اینها عمدتا از ولایت حضرت خارج نشدند اما توجیهگر مسیر اشعثها شده و تحت اثر تبلیغات آنها مقهور شده و آنرا مصلحت میخواندند!
📌گروه چهارم امثال ” عمار و مالک ” بودند که دنبال ” ولایتمداری روشنگرانه ” بودند. این بزرگان کُنه نظرات حضرت را درک کرده و با روشنگری دنبال جلوگیری از پذیرش حکمیت و فرستادن اشعث بودند؛ امثال مالک پس از جنگ ضمن اطاعت از حضرت در اجرای نتیجه حکمیت، وقوع آنرا نتیجه کمکاری خود میدانستند و تماما خود را وقف روشنگری موانع حضرت در تحقق کامل حکومت اسلام میکردند و مردم را برای انتخاب مسیر مدنظر ولی تشویق کرده و آنچه حضرت در مقام امام در بیان و عملش معذوریت داشتند این بزرگواران شرح داده و تبلیغ میکردند و در یک کلام به دنبال بسط ید ولی بودند تا عدالت و حقوق مردم احیا شود. فریاد “این عمار” حضرت علی(ع) قبل از شهادت که با یادآوری صفین به زبان آوردند و تکرار آن عبارت در زمان فعلی توسط حضرت آقا در برجام و فتنه، نشانگر آنست که اولا چگونه در لحظات تاریخی، ولایتمداری عافیتطلبانه، طلبکارانه و منافقانه بهم میرسد و درمقابل ولایتمداری روشنگرانه قد علم میکند ثانیا تنها راه یاری کردن امام زمانه، ولایتمداری روشنگرانه است و سایر ولایتمداریها تنها تکمیل پازل دشمن است.
@salehin_parand
#پرونده
#کارگروه_تولید_محتوا
#شیعه_شناسی_به_سبک_صفین
#ناحیه_حیدر_کرار_شهر_پرند
#سپاه_سیدالشهداء_استان_تهران