eitaa logo
مخفیگاهِ‌‌زمینی‌های‌مطرود
123 دنبال‌کننده
304 عکس
145 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از اِتحــــٰادیـهٔ اَبـلَهـــــٰانْ؛¹²
گاهی‌وقتا فکر می‌کنم مشکل از این نیست که زندگی سخت شده، مشکل اینه که من دیگه اون آدمی نیستم که می‌تونست سختی‌هاشو جدی بگیره. قبلاً اگه یه چیزی خراب می‌شد، ساعت‌ها بهش فکر می‌کردم، عصبانی می‌شدم، گریه می‌کردم، دنبال یه راه واسه درست کردنش می‌گشتم. الان بعضی چیزا همینطوری دارن خراب میشن و من فقط دارم نگاه میکنم. نه اینکه ازشون گذشته باشم یا اونارو پذیرفته باشم، صرفا دیگه حوصله جنگیدن با زندگی رو ندارم. پیش اومد؟ خب باشه. چیکار کنم؟ شاید اگه واکنشم دربرابر مشکلات صرفا "پیش اومد" نبود الان همه چیز فرق میکرد.
مخفیگاهِ‌‌زمینی‌های‌مطرود
امیدوار بودم. امیدوار بودم که فقط کمی بتوانم زندگی را حس کنم. اما مگر دستان یک پیانیست، میتواند در کنار پیانویی شکسته زندگی کند؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام. بلاخره اومدم، تا امروز هم بتونیم باهم روی نت های داستان هایی که به شکل صدا نوشته شدن سفر کنیم.
داستان یک پسر کولی و بیچاره، که مردی رو به قتل میرسونه. و بعد اعدام میشه.
حالا روح پسرک قصه ی ما به مظهر خدا برده میشه و اونجا به دلیل وجود شیطان توی وجودش به جهنم فرستاده میشه.
پسرک شروع میکنه به اعتراف به مادرش و گشتن دنبال راهی که بتونه اونو خلاص کنه. از دردی که حالا داره میکشه.