انتهای راهرو سمت چپ؛
من آوارگی را به جان خریدم که فارغ بمیرم.
تنها تویی که میکشیام سمت زندگی.
انتهای راهرو سمت چپ؛
--
اگر شد که هیچ؛ اما اگر نشد بند کفشهایم را محکمتر میبندم و انجامش میدهم این بار با موهای سفید بیشتر؛ چون آنچه اهمیت دارد پیروزی نیست پایداریست.
- آلبرکامو | طاعون.
انتهای راهرو سمت چپ؛
تنها تویی که میکشیام سمت زندگی.
این جهان بی من مباش و آن جهان بی من نرو.
انتهای راهرو سمت چپ؛
--
ای مــوی پریشانِ تـو دریای خروشـان
بگذار مــرا غــرق کنـد این شــبِ مــواج!
انتهای راهرو سمت چپ؛
این جهان بی من مباش و آن جهان بی من نرو.
زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو، بار دیگر تو.
انتهای راهرو سمت چپ؛
چشم چرخاندم، نگاهمدرنگاهش گیر کرد؛
من تقلا کردم اما او مرا تَسخیر کرد.
انتهای راهرو سمت چپ؛
زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو، بار دیگر تو.
از وصفِ روی و مویت، ما را بدار معذور.