💠#جانبازان_مدافع_حرم
🟤حبیب الله عبداللهی
🔷تنها جامانده انفجار بزرگ
💿قسمت اول
🥀تروریستهای تکفیری داعش با موشک تویوتا را میزنند. یک انفجار بزرگ؛ تعداد زیادی شهید پاکستانی، عراقی و ایرانی و یک مجروح که تنها بازمانده این انفجار است.
🗓جانبازی ک تقویم خاطراتش روی ۲۱دی سال۱۳۹۴ و ساعتی به وقت انفجار، تنظیم شده است. ساعتی که او را از همرزمان شهیدش جدا کرد و باعث شهادت دوست صمیمیاش محمد اینانلو شد.
🏩پنج جراحی در حلب سوریه و دو جراحی در تهران، پیوند عضله و روزها و هفتههایی که طول کشید تا بتواند روی پایش راه برود. چشم، پا، دست، گوش و... درگیر مجروحیت شد و یک دنیا تغییر برایش ماند.
🔥ماجرای جانبازی: شرایط خیلی سخت بود. یک شرایط جنگی به تمام معنا بود. یکلحظه آتش دشمن قطع نمیشد.
🔫محمد اینانلو هم بهواسطهی اینکه تیربارچی بود، باید دائما جای خود را عوض میکرد و موضعش را تغییر میداد تا موضعش لو نرود.
🩸آتش دهانه تیربار، محل تیربارچی را لو داد. در این جابجایی، تکتیرانداز تکفیری محمد اینانلو را زد. هفت یا هشتمتری با هم فاصله داشتیم. طبق قاعده جنگی، کسی نباید ... !
#ادامه_دارد...
@sangareshohadababol
💠#جانبازان_مدافع_حرم
🟤حبیب الله عبداللهی
🔷تنها جامانده انفجار بزرگ
💿قسمت دوم
⛑طبق قاعده جنگی کسی نباید بالای سر کسی که تیر خورده است، برود. تروریستها روشی دارند که فرد را از کمر به پایین مجروح میکنند؛
🥷بعد او را طعمه قرار میدهند و افراد دیگری را که برای کمک به او میآیند، مورد هدف قرار دهند. یعنی ممکن است گاهی برای یک نفر، ۴نفر تلفات بدهیم.
✋قاعده بر این بود که کسی نرود؛ چون به ما در آموزشها گفتند که حتی اگر برادرت مجروح شد، نباید بالای سر او برَوی.
❤️🩹حرفشان که تمام شد، من بلند بلند گفتم:«اما اگر محمد اینانلو مجروح شد، من میروم». وقتی من این حرف را میزدم، همه میخندیدند، اما بعدا این اتفاق واقعاً افتاد.
😡وقتی محمد مجروح شد و من دویدم و بالای سر او رفتم، خیلیها به من خُرده گرفتند و اعتراض کردند و گفتند بنشین و نرو!
☄من رسیدم بالای سرش و بعد او را از جیب خشابش گرفتم و کشیدمش به عقب و کنار تخته سنگی گذاشتم.
⏰حدود نیم ساعت یا ۴۰دقیقه معطل شدیم تا ماشین بیاید و بتوانیم به عقب برویم. در این مدت هم تکتیرانداز ... !
#ادامه_دارد...
🇮🇷 @sangareshohadababol
💠#جانبازان_مدافع_حرم
🟤حبیب الله عبداللهی
🔷تنها جامانده انفجار بزرگ
💿قسمت سوم
🧨در این مدت هم تکتیرانداز تکفیری دقیق محل ما را مورد هدف قرار میداد و میزد ولی خداروشکر به ما اصابت نمیکرد.
🔥۴۰دقیقه آتش کامل و بدون وقفه داشتیم. با اینکه دشمن آتش میریخت، دو نفر از دوستان آمدند پیش ما. خود محمد خیلی اصرار داشت که کسی نایستد و همه برویم.
😢من میگفتم: «تو چیزیت نشده! فقط تیر خوردی، میبَریمت.» ماشین نمیتوانست آنجا بایستد. چون تکتیراندار یکی از رانندهها را شهید کرد.
🛻ماشین را جابجا کردند و بُردند ۶۰ یا ۷۰متر پایینتر. به هر مشقّتی که بود، محمد را سوار برانکارد کردیم. من سر برانکارد را گرفتم.
🦶🏾تیربار دشمن تیر میزد و من همینطور که میدویدم، یک تیر به پای چپم خورد. خورده بود روی پای من اما من متوجه نشدم.
🌺فقط یک لحظه پایم سوخت. آن لحظه فکر کردم یک خار به پایم فرو رفته است. برانکارد را گذاشتیم عقب تویوتا در قسمت بار.
😳وقتی خواستم سوار ماشین شوم و نشستم توی ماشین، دیدم پای چپم بالا نمیآید! وقتی خم شدم و خواستم ببینم که ... !
#ادامه_دارد...
🇮🇷 @sangareshohadababol
💠#جانبازان_مدافع_حرم
🟤حبیب الله عبداللهی
🔷تنها جامانده انفجار بزرگ
💿قسمت چهارم(پایانی)
🚀وقتی خم شدم و خواستم ببینم پایم چه شده که بالا نمیآید، موشک به ماشین اصابت کرد و موجب شهادت بسیاری از بچهها شد.
😭فقط من بودم که از آن جمع زنده ماندم متاسفانه. چندتا از بچههای عراقی، پاکستانی و ایرانی شهید شدند. مرتضی کریمی، محمد اینانلو و مصطفی چگینی آنجا شهید شدند.
💥به دلیل اصابت موشک، موج موشک و برخورد ترکشهایی که در اثر اصابت به ماشین پخش شده بود، تمام پشت پای راست من ریخته بود. بعد پیوند عضله کردند.
✂️چهار یا پنج جراحی در حلب انجام دادند و بعد مرا به ایران فرستادند و یکی دو جراحی هم اینجا انجام شد. چشم و پا و دست و گوش و... درگیر مجروحیت شد و یک دنیا تغییر برایم ماند.
💚چندوقت بعد که در حرم حضرت عباس علیهالسلام بودم، آنجا به حضرت عباس گفتم:«آقا! کاش بیشتر میخریدید و به جای یک انگشت، یک دست را میبُردید».
💐سلامتی جانبازان اسلام صلوات
☘اَللهُمَّصَلِّعَلَىمُحمَّدوَآلمُحمَّد☘
🇮🇷 @sangareshohadababol