eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☝️☝️☝️اینا رو رفیق فرستاده👇👇👇 هرکی هر کاری ازش برمیاد دریغ نمی‌کنه. در «معیّت»ِ چنین رفقایی هستم❣ پیدا کرده و فرستاده بذارم اینجا شاید یکی خواست با پروفایل هم کار کنه یا پوستر کنه برای مغازه‌ای، در خونه‌ای، شیشه ماشینی... @sarbehrah
سربه‌راه
امروز یکی از همکارام و دیدم. با ذوق گفت خدا رو شکر تعطیل شدیم! گفتم نشدیم که! مگه تو هفته‌ی بعد امتحان نداری؟ گفت یه پایه دارم فقط. گفتم خب همونم برگه تصحیح کردن داره، وارد کردنِ نمرات تو سیدا، تو دفتر ماهانه، تو دفتر نمره، حواشیِ آموزش و پرورش و که می‌دونی؟ آفتابه لگن هفت‌دست؛ شام و ناهار هیچی! گفت برگه‌ها رو پول می‌دم برام امضا کنن، سیدا هم پول می‌دم برام وارد کنن، دفترای مدرسه رو هم همون صبحِ امتحان وارد می‌کنم! وَ دوباره ذوقِ تعطیلات رو کرد... من؟ من وا نرفتم! شکستم... صدای ترک خوردنِ گوشه‌ی باورم رو شنیدم... اونجا و اون لحظه نه، اما حالا دلم گیر کرده به گوشه‌ی شکسته‌ی باورم و پاره شده و خون ازش می‌زنه... من تنها دبیرِ مدرسه‌ام که با همه‌ی پایه‌ها دارم؛ تنها دبیرِ مدرسه‌ام که با همه‌ی پایه‌ها سه درس دارم؛ یعنی تعدادِ برگه‌های مدرسه ضربدر سه... ستون‌های تکوینیِ سیدا ضربدر سه... ستون‌های پایانیِ سیدا ضربدر سه... ستون‌های دفترِ ماهانه ضربدر سه... ستون‌های دفترِ نمرات ضربدر سه... وَ همه‌ی اینها رو خودم انجام می‌دم... نه با وسواس، با دقت! با همه‌ی تلاشم که حقی ناحق نشه و زحمتِ تلاشگری به هدر نره و بی‌تلاشی مُفت بالا نیاد... بابتِ این بودنم تا رئیسِ اداره تحقیرم کرد و قاطع کوبیدمش گوشه‌ی دیوارِ اتاقش... همه‌ی امتحانام هفته‌ی اولِ خرداد بود و من خوشحال که با تمامِ قوا جون می‌ذارم تا قبل از ۲۳م همه‌ی کارا رو تموم می‌کنم... حادثه‌ی ریاست‌جمهوری پیش اومد و امتحانا عقب افتاد و تاریخِ جدید صادر شد... تو تاریخِ جدید دو درسِ مونده‌ی من دو روزِ آخره و من خودمم بکشم زودتر از ۲۷م محاله تموم کنم... شب‌ها روی برگه‌هام و حساب‌کتابِ دقیقِ نمرات کار می‌کنم و از حرفای همکارم دردم اومده و سخت گریه می‌کنم... با رفقا می‌خواستیم برای عرفه بریم کربلا... برای عرفه باید ۲۳م راه می‌افتادیم... حالا ۲۳م تازه با کوهی از برگه‌ها به خونه میام همه ضربدر و به توان... رفقام بدونِ من نمی‌رن و من حالا دردم گرفته که... کدام پُل؟ کجای این جهان شکسته است که هیچ‌کس به مقصدش نمی‌رسد؟! @sarbehrah
نه حالِ جنگ مرا مانده با زمانه، نه صلح سپرده‌ام به نجف تا علی چه حکم کند… @sarbehrah