سلام
قبول باشه.
سؤال پرتکرار این بود که ماجرای این روضهٔ دههٔ دوم چیه؟
سال ۹۲ اولین کربلای من، اولین اربعینِ من بود و شروع همهٔ تغییرات.
وقتی برگشتم عاشورا و امام حسین علیه السلام و همهٔ دنیا برای من فرق داشت.
دیدم تا قبل از عاشورا مراسمات هست و عزاداری، اما درست بعد از فاجعه و شروع غصهٔ اهل بیت علیهم السلام هیچ خبری نیست...
دلم خواست خونه میداشتم و دههٔ دوم محرم رو روضه میگرفتم ولی این توفیق رو نداشتم.
خارخارِ ذهنیش رهام نکرد و دیدم فقط آدمای ضعیف اندازهٔ امکاناتشون کار میکنن و من آدمِ ضعیفی نیستم. بنابراین روضهٔ دههٔ دوم رو با قلمم برگزار کردم و در هر خانهٔ مجازی که بودم.
از سالِ ۹۳ در وبلاگم تو بلاگفا روضه گرفتم، بعد یکی_دو سالی در وبلاگم تو بیان، یک سال استوریِ واتساپ، از پارسال هم اینجا.
حتی یک سال هم متوقف نشده و از همون ۹۳ تا الآن دهه دوم رو به نیّت روضه مطالعه میکنم و مینویسم.
حتی از همون اوّل، شبِ آخرم رو حتماً بر مدار «علی علیهالسلام» نذر کردم و نوشتم. از همون اولِ اولی که هنوز خیلی با نجف حال نمیکردم.
تا عمر داشته باشم هم انشاءالله از این قرار دست نخواهم کشید، حتی فکر میکنم اگر صاحب خونه هم بشم، هم روضهٔ خونگی بگیرم و هم بنویسم.
حالا هم دفترِ هیئت رو در دایگو ناشناس باز گذاشتم. مثل اغلب هیئتا و روضهها که دفتر یادداشت میذارن آخرش زائرا توش بنویسن.
هرکی این ده روز زائر روضهها بوده برام یادداشت بذاره. میخونم.
از فردا هم برمیگردم به روال روزمرهنویسیم.