eitaa logo
سربه‌راه
212 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
321 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
نوبتِ تمرین دادن بود برای جلسهٔ بعد. روی تخته نوشتم: یک داستانِ کوتاه با الگوی «آمریکا غلط می‌کنه بگه ما چه کار کنیم، چه کار نکنیم» بنویسید، و یک داستان کوتاه با الگوی «بحرین دخترمون بود شوهرش دادیم». دوست داشتم تو کلاسم دوربین بود و قیافهٔ شاگردهام و که از دم مشتری‌های اینستاگرام و BBC و ایران‌اینترنشنالن ثبت می‌کرد😂
کتابام روی میز بود. دورم شلوغ بود. ورق می‌زد و یادداشت‌ها و حاشیه‌نویسی‌هام رو می‌خوند. به یادداشتِ انتهای کتاب که رسید، همه رو کنار زد و گفت استاد! من این و ببرم بخونم؟ گفتم نه عزیزم! کتاب‌هام و امانت نمی‌دم‌. حریص‌تر شد. گفت به‌خدا سالم میارم. گفتم اون‌که وظیفه‌ته، امانت نمی‌دم چون دیر میاری. گفت شما هر وقت بگید، من همون وقت میارم. گفتم اگر وقت بدم، سرِ وقت نیاری، به‌شدت تنبیه می‌کنم. با ذوق قبول کرد! گفتم یک هفتهٔ دیگه! حتی به حجمِ کتاب نگاه نکرد! بُرد و خوند و امروز آورد! خیال کردم نخونده، گفتگویی رو باهاش باز کردم که از دلش درمیاوردم خونده یا نخونده. خونده بود... کل کتاب رو... یک‌نفس! وَ به وجدش آورده بود... با این‌که مذهبی نیست و مذهبی‌هامون کم پیش میاد این کتاب رو خونده باشن... یا از خوندنش به وجد اومده باشن(!)
یه جلسهٔ خوب بودم پر از معلّمی؛ همون‌که کنار گلبول‌های سرخ و سفیدِ من، برای حیات و سلامتم ضروریه❣
سربه‌راه
خوتون با چش بصیرت گنبد و ببینین من نا ندارم بدوم به نماز برسم، چه برسه پاشم شکیل براتون حرم بگیرم😒
چون هنوز به خونه‌نرسیده چشمام داره می‌ره، دیگه امشب نمی‌نویسم. پس تا فردا بیاین شعر بخونین😍 یکی از شماها برام فرستادید بخونم. یعنی یه شاعر روی این کاناله 😍😍😍 شعر خوب و استواری هم گفته. بازم آفرین بهت کیمیا❣ این پیام‌هایی که تولیدِ ملّیِ خودتونه خیلی دوست دارم😊 اون پادکستایی که برام می‌فرستید و کتاب خوندید، متناتون، شعراتون، خیلی خوشحال می‌شم که به‌جای فوروارد و حرفای تکراریِ هممممممهٔ کانالا، هنر و استعداد و قریحهٔ خودتون رو می‌فرستید👏🥰 کلیپای قاصدک رو هم دوست دارم😎
دست در دستِ امید و زندگی در دل این قوم، ایمان مانده است ترس را با ملّتِ ما نیست کار از شجاعت نامِ ایران مانده است خاکِ من ارثیه‌ی اجدادی است بر تنش خون شهیدان مانده است ای یهود از صبر سلمان‌ها بترس! پای این کشور مسلمان مانده است از خلیج فارس تا اوج خزر میهنم مهد دلیران مانده است همچو آرش پای ایران جان دهیم او اگر رفته‌ست، پیکان مانده است از بشارت‌های ساقی سرخوشیم پارسی‌گوییِ رندان مانده است قصه‌ی شب‌هایمان شهنامه است رستم و زال و نریمان مانده است ایستاده، ریشه در خاکیم ما تشنه‌ایم؟ امیّدِ باران مانده است ما دعامان «ربِّ زِدنا» دانش است دشمن این خاک، نادان مانده است نام حیدر(علیه السلام) بر دل ما حک شده شیعه‌ی او شیر غرّان مانده است العجل خواندیم و بر عهدیم هنوز شوق او در قلب یاران مانده است شاعرِ رتبه برترِ کنکور ارشد😎: سرکار خانومِ ❣ کیمیا پاریاو ❣
سربه‌راه
دست در دستِ امید و زندگی در دل این قوم، ایمان مانده است ترس را با ملّتِ ما نیست کار از شجاعت نامِ
این یه بیتش هم در دستِ احداثه اما من دوستش دارم و این‌جا ثبت می‌کنم😊 من از نسل گردآفرید آمدم سرم نذر ایران؛ شهید آمدم😎✌️ بله😏
سربه‌راه
این یه بیتش هم در دستِ احداثه اما من دوستش دارم و این‌جا ثبت می‌کنم😊 من از نسل گردآفرید آمدم سرم
به‌عنوانِ یه معلّمِ ادبیّات، دلم می‌خواد یه شرح به بیت بزنم و بعد شب به‌خیر بگم😎 «سر» در مصراع دوم، ایهام تناسب داره؛ هم به معنی فکر و دانش و مهارت و توانمندی، هم در کنارِ کلمهٔ «شهید»، به معنای سری که «من شنیدم سرِ عشّاق به زانوی شماست، وَ از آن روز سرم میلِ بریدن دارد»😁
با سردرد و بی‌خوابی و خستگی، در حالی که فردا صبح هم باید کلهٔ سحر پاشم و برم، دارم مذاکره رو در منزلِ مملو از مهمان‌مون تبیین می‌کنم(!) امروزم هر وقت گفتم غزه، گفتن چرا سیستانِ خودمون و نمی‌گین(!) و غزه رو هم تبیین می‌کردم(!) و همه‌ش بیهوده... چون من از خودِ روحانی دارم تبیین می‌کنم! از خود خود خود ۹۲ی لعنتی! ولی چرا همین‌ها هر بار دوباره برمی‌گردن سر نقطهٔ اول؟ چون من یک نفرم! وَ همه مذهبی ولایی‌های دیگه لال مُردن(!) امروز نمی‌تونیم به غزه کمک کنیم چون هنوز باید روحانی و مذاکره رو تبیین کنیم! هنوز باید پیرپدرِ فتنه موسوی رو تبیین کنیم! هنوز باید سال‌های قبل رو تبیین کنیم(!) می‌دونین چرا؟ چون مذهبیامون تو هپروتن(!) چون از ده تا شون ۹ تاشون شکست عشقی خوردن و مشغولِ دلِ شکسته‌شونن(!) چون به‌جای تبیین و حرف زدن و امر به معروف و نهی از منکر، مشغول خودسازی هستن که هرررررررر وقت امام زمان اومد اینا بدوبدو برن بغلش کنن(!) چون مذهبیامون لال‌ مُردن و به‌جای هرررررررر کاری از این کانال به اون کانال دنبال وصل شدن به عالمِ بالان(!) بتمرگین همین پایین و بسازین، بالا خودش بهتون وصل می‌شه! تو گِلِ نفس‌تون مثل خر گیر کردین و یه آهنگ از موبایل‌تون عرضه ندارید حذف کنید و برای چسبدن به دلخواهاتون زمین و به آسمون می‌دوزید(!) بعد می‌خوان به عالم بالا وصل شن(!) تو دانشگاه استادام می‌گفتن دین، افیونِ توده‌هاست... وَ من نمی‌تونستم با وجود این مذهبی افیونی‌ها از اسلام ناب محمدی که علی و فاطمه و محمد و خدیجه و حسن و حسین و زینب و رضا و خمینی و خامنه‌ای و همّت و باکری و سلیمانی و حججی و خلیلی و طیبه سادات زمانی و دباغ و ناهید فاتحیش محراب و سجاده و خودسازی‌شون درست وسطِ جامعه پهن بوده رو فریاد بزنم و بگم اینا مسلمونن... مسلمون رو با اینا بشناسید، نه اون چادری و ریشوی پستوی دفتربسیج که از کلاس درسش زده تا به کار شهدا برسه و وقتی می‌گی بتمرگ درست درس بخون بشی شاگرداول این استادا ببینن مسلمونا چه شکلی‌ان، می‌گه به من یکی که فرجی نمی‌شه(!) به تو یکی؟ به تو یکی؟ به ۷۲ تای حسین بن علی چی شد مگه؟! تو هرچی الآنی و هر کار الآن می‌کنی فردای ظهورم همونی. خواب رو می‌بوسم می‌ذارم کنار، می‌رم که پای مختار تبیین رو ادامه بدم. به من یکی فرجی نمی‌شه ها! دوباره مهمونی بعدی روز از نو، روزی از نو! ولی محاله با سکوتم قاطی مذهبی افیونی‌ها بشم!